بایگانی دسته: یادداشت‌های پراکنده

“پادکست شعروفون: صدای شعر ایران و جهان”

 لیلا فرجامی و مانا آقایی پایه‌گذاران سایت پادکست شعروفون “پادکست شعروفون: صدای شعر ایران و جهان”، پادکستی‌ست مستقل و غیرانتفاعی که در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۰ توسط دو شاعر و مترجم ایرانی – مانا آقایی و لیلا فرجامی – پایه گذاری شده و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دنیا از ما چشم برنمی‌دارد

چند روز قبل دو شاعر جوان هموطن رضا بروسان و همسر او شاعره‌ی گرامی الهام اسلامی در برخورد یک کامیون با اتومبیل‌شان جهان شعر و ادب ایران را تنها گذاشتند. درگذشت این دوستان شاعر را به جامعه‌ی ادبی ایران و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | 2 دیدگاه

روز جهانی‌ی حقوق بشر

اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر یک پیمان بین‌المللی است که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسیده و شامل ۳۰ ماده است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل ملل متحد مورد حقوق بشر می‌پردازد. مفاد این اعلامیه حقوق بنیادی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

۱۶ آذر

صحن دانشگاه‌ها باید از حضور نیروهای نظامی خالی شود.   در ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲  هنوز بیش از ۵۰ روز از كودتاى آمریكایى ارتشبد زاهدى نگذشته بود و مردم  درك روشنی از حکومت كودتا نداشتند. اولین تظاهرات یك پارچه مردم علیه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

غلامحسین ساعدی

 دوم آذرماه سال‌روز درگذشت نویسنده‌ی نامور ایران غلامحسین ساعدی(گوهر مراد) است. وی در۱۳ دی‌ماه ۱۳۱۴ در تبریز متولد شد. کار روزنامه‌نگاری را  در نوجوانی به طور هم‌زمان در ۳ روزنامهٔ فریاد، صعود و جوانان آذربایجان آغاز کرد. ساعدی  یکی از … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | 3 دیدگاه

نامه‌ای از صادق هدایت*

۱۳اوت ۱۹۵۰( یک‌شنبه، ۲۲ مرداد۱۳۲۹) هوا زیادی گرم بود شخصی ما را به دماوند دعوت کرد دعوتش را اجابت کردم. یک هفته آن‌جا بودم و وقتی که برگشتم نامه‌ی ۳۱ ژویئه‌تان(۹ مرداد) رسیده بود. چند روز است که هوا نسبتأ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

نامه‌ای از نادر ابراهيمی به همسرش

  بگذار يکي نباشيم همسفر! در اين راه طولانی كه ما بی‌خبريم و چون باد می‌گذرد، بگذار خرده اختلاف‌هايمان با هم باقی بماند. خواهش می‌كنم! مخواه كه يكی شويم، مطلقا… مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

جشن مهرگان

برداشت آزاد از: ویکی‌پیدیا و سایت ایران‌دخت مهرگان یکی از کهن‌ترین جشن‌های ایرانی است که در ستایش ونیایش مهر یا میترا (ایزد روشنایی، پیمان،دوستی و محبت، و دین و آیین مهری) برگزار می‌شود. این جشن در دوران بعد از اسلام … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | ۱ دیدگاه

جان زلالی

 برای عِمران صلاحی يک تن بود/ از هزار و يک تنِ جادو با او می‌شد/ از تهِ چاهی به باغ‌های عَدَن رفت با او می‌شد روايتِ ما را شنيد/ که رفتيم با او می‌شد روايت او را شنيد که ماند … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

من کیستم ؟

نوشته: بلقیس سلیمانی من «دوشیزه مکرمه» هستم، وقتی زن‌ها روی سرم قند می‌سابند و همزمان قند توی دلم آب می‌شود. من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتی زیر یک سنگ سیاه گرانیت قشنگ خوابیده‌ام و احتمالاً هیچ خوابی نمی‌بیند. من «والده مکرمه» … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | 2 دیدگاه

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

مادر نجوم ایران درگذشت

آلینوش طریان در تهران و در تاریخ سه شنبه ۹ نوامبر ۱۹۲۰م. / ۱۸ آبان ۱۲۹۹ از پدر و مادری ارمنی و مسیحی زاده شد. پدر بانو طریان در جلفای اصفهان و مادرش در تهران چشم به جهان گشودند. پدر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

بهاران خجسته باد

……..موسیقی‌ی متن رسانه بهاران سروده‌ی دکتر «عبدالله بهزادی»، ساخته‌ و با صدای «اسفندیار منفرد زاده» و هم‌صدایی همسر او «شهلا فاطمی» و یکی از دوستان مشترکشان «مینو وزیری» نوروز پارسیان بر پارسی زبانان جهان مبارک باد

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | 2 دیدگاه

روز زن

هشتم مارس یک‌صدمین سالروز جهانی زن بر تمامی‌ی زنان جهان خصوصأ زنان پیشتاز ایران مبارك باد. امید است سال ۲۰۱۱ سال رهایی زنان در یوغ تعصب و خشونت فرهنگ‌های کور مردسالارانه در سراسر گیتی باشد.

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

تارنمای علی ميرفطروس

سایت علی میرفطروس تازه شد.

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

آن سه خط

از شمس تبریزی: «…آن خطاط، سه گونه خط نوشتی: – یکی او خواندی لاغیر! – یکی را، هم او خواندی، هم غیر! – یکی، نه او خواندی، نه غیر او! آن خط سوم منم!…»

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید: