بایگانی دسته: یادداشت‌های پراکنده

آخرین درس

بهرام-بیضایی-ناصر-تقوایی نوشته‌ی بهرام بیضایی برای ناصر تقوایی: آخرین درس   سرانجام ناصر تقوایی، روزی که کسی انتظارش را نداشت، موفق شد دست‌کم مرگِ خود را چون آخرین فیلم‌ِ مستقل‌ش در آزادی کامل ــ بی دست‌درازیِ مجوّزها ــ کارگردانی کند و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یاد بعضی نفرات, یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چهار ستون اصلی‌ی ادبیات فارسی

هانری ماسه   پروفسور فرانسوی هانری ماسه در جشن بازنشستگی خود در دانشگاه سوربن فرانسه چنین گفت: من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و برای این‌که به شما اساتید و روشنفکران جهان توضیح دهم که این ادبیات عجیب … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در نقد شعر, یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

شهرت شاملو ، حرمت شاملو

این متن از صورت‌کتاب بیژن اسدی‌پور نوشته دوستم سعید اسکندری را برای بیستمین سالگرد کوچ احمد شاملو و به احترام این اسطوره‌ی صراحت و ایستادگی در این‌جا نقل می‌کنم.   نوشته: سعید اسکندری شهرت شاملو ، حرمت شاملو ۱ «عمرها … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یاد بعضی نفرات, یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادآوری‌ی محمدعلی بهمنی از غلامرضا نصرالهی

دو یادداشت از غلامرضا نصراللهی   برای درگذشت محمد‌علی بهمنی: یادداشت یک ————————— متاسفانه برخی هنرمندان و شاعران زمانه ی ما از استعداد و توان هنری و ادبی خود به مثابه امکانی برای کسب شهرت و ثروت استفاده می کنند … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

تکذیب ادعای مسعود کیمیایی

وام گرفته از: مجله اینترنتی فرهنگ نو متاسفانه تمام این‌ها که گفته‌اند، داستان است خواهر فروغ فرخزاد در گفت‌وگوئی اعلام کرد: ……………………………… مسعود کیمیایی هیچ نقشی در غسل فروغ نداشت!   بازنشر:…………………..«پوران فرخزاد» خواهر بزرگ «فروغ فرخزاد»، ضمن تشریح جزئیات … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

زنده به گور”سیاه‌چاله شد”

نوشته: جهانگیر هدایت “زنده به گور” سیاه چاله شد     صادق هدایت چندین داستان کوتاه دارد که در ژانر روان داستان”Psycho Fictions” قرار می‌گیرند. اولین داستانی که در این ژانر قرار می‌گیرد “زنده به گور” است که در تاریخ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

بهانه‌ی تولد هشتاد و پنج سالگی بهرام بیضایی

 بهرام بیضایی   نوشته: نیلوفر بیضایی   ” این مرد صلیب جهالت ما مردان این سرزمین را یک‌تنه روی دوش گرفته و به مبارزه با ستمی برخاسته که طی قرون بر زنان روا داشته‌ایم.”  (یکی از خوانندگان آثار بیضایی)   … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

شاملو‌زنی! استنفورد، …..

احمد شاملو   مهدی اصلانی   نوشته: مهدی اصلانی «من عباس میلانی هستم مسئول برنامه‌ی ایران‌شناسی در دانشگاه استنفورد. به اولین برنامه‌ی ترم جدیدِ ما خوش آمدید.» (۱) با این مقدمه دکتر عباس میلانی در ترم جدید دانشگاه استنفورد و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دیدار با مهرجویی در پاریس

روایت خواندنی سرور کسمایی از دیدار با داریوش مهرجویی در پاریس سرور کسمایی، نویسنده و مترجم ایرانی شناخته شدۀ مقیم فرانسه در اینستاگرامش روایت خواندنی و تاثیرگذاری از دیدارش با داریوش مهرجویی در سال ۱۳۶۲ در پاریس نوشته که کل … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یاد بعضی نفرات, یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

این دفتر بی‌معنی

نوشته: ایرج افشار «حسب‌حالى ننوشتيم و شد ايّامى چند» از بس از اين و آن ــ مخصوصآ محمدعلى جمالزاده از نخستين ديدارم با او در سال ۱۳۳۶ ــ شنيدم كه چرا خاطراتت را نمى‌نويسى و آن‌ها را به گور خواهى … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

تولد بیژن اسدی‌پور

بیژن اسدی‌پور   علی سرهنگی  از: علی سرهنگی  در گالری طنز و کاریکاتور فرهنگ نو  عکسی چاپ نشده برای “فرهنگ نو” تولدت مبارک ای طنز پرداز اصیل و ناب .     ………………………………. به بهانه‌ی هفتادو شش سالگی” بیژن اسدی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله, یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

کاش این هیولا هزار سر می‌داشت!

  «از صورت‌کتاب علی سرهنگی به یاد صمد برای سالگرد سفرش»    یک نکته ازاین معنی  یادداشتی از احمد شاملو  برای صمد بهرنگی . ……………………………کاش این هیولا هزار سر می‌داشت! . شهری است که ویران می‌شود‌، نه فرونشستن بامی ‌… … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

ما به یک ارغوان بی‌رمق آویزان شده‌ایم*

آمده در صورت‌کتاب پیرایه یغمایی   نوشته : پیرایه یغمایی الان بیش از دو هفته است که تمام رسانه‌ها پُر شده از سایه و مرگش، مرام سیاسی‌اش، توده‌ای‌گری‌اش، دنبال آخوندها افتادنش، محل دفنش ،تشییع‌اش، خاک سپاری‌اش، ارغوانش، خیلی خسته شدیم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چترها یکی پس از دیگری باران می‌شد*

آمده در صورت‌کتاب محمدعلی شکیبایی   از: محمدعلی شکیبایی گفتم: صبر می‌کنم، تا صبور شوم. صبر کردم، و صبور شدم. صبوری پیشه‌ام شد. در عشق صبور شدم. در دوست داشتنَت صبر کردم. در ماه که خانه کردی، من صبر کردم. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

زيست شاعر معاصر

نوشته:علی‌رضا نوری اگر زيست شاعر معاصر را بشود دوره‌بندی كرد، دوره‌ي اخير يعنی بعد از دی ٩٦ اسفناك‌ترينِ دوره‌هاست. همان كه آگامبن نام وضعيت استثنايي بر آن می‌گذارد. وضعيتي كه ماشین استبداد براي پيش‌برد اهدافش به آن پناه مي‌برد و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله, یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یعنی‌ من‌ این‌جا می‌میرم‌*

 این نوشته در اینستاگرام خانم فرخنده حاجی‌زاده آمده: منیروی عزیز در سوگ “چوبک” می‌نویسد:   در شهر “سیاتل‌ آمریکا” ماهی‌ غریبی‌ است‌ به‌ نام‌ «سالمن‌» که‌ اندک‌ زمانی‌ بعد از تولد به‌ اقیانوس‌ می‌رود تا زندگی‌ کند و چند ماهی‌ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید: