

فرشته محمدشاهی در گفتوگو با بامداد جنوب:
نوشتن شعرهای فلسفی به من لذت کشف جهان را میدهد
بامدادجنوب_رضا شبانکاره
فرشته محمدشاهی، شاعر، پژوهشگر و تندیسگر فعال و کوشای جنوبی است. این شاعر و هنرمند زاده ۱۲ تیر ۱۳۴۰ خورشیدی در شهر بهبهان استان خوزستان است و دهههاست که در شیراز زندگی میکند. از وی تا کنون دو مجموعهشعر به نامهای «پُست خواب، پُست بیداری» (انتشارات نوید شیراز، ۱۳۹۶) و «عطسه ققنوس» (انتشارات حس هفتم، ۱۴۰۲) و همچنین «کمک کن تو را دوباره به دنیا بیاورم» (مجموعه آثار هنری از ضایعات فلزی، ۱۳۹۱، انتشارات تختجمشید) و «پژواک شاعران بهبهان» با همراهی فیض شریفی (انتشارات نوید شیراز، ۱۳۹۸) در هیات کتاب منتشر شده است. مجموعهشعر «لیلی در لوور» هم سومین کتاب شعر محمدشاهی است که هنوز منتشر و روانه بازار کتاب نشده است.
سرویس ادب و هنر روزنامه «بامداد جنوب» به انگیزه آشنایی بیشتر با فرشته محمدشاهی و بررسی دیدگاههای ادبیاش با این شاعر به گفتوگو نشسته که در ادامه از نظر شما میگذرد.
نخست بگویید که از دید خودتان، شعرهایتان در چه بستر و شرایطی شکل میگیرد و سیطره پیدا میکند؟
ببینید من در شعر چارچوبها را تجربه میکنم و هیچگاه دل خوشی از آن نداشته و ندارم. احساسم که طغیان کند، خودش راه را بلد است. یک شاعر باید سکان احساسش را به دست شعر بدهد و در هر قالب و سبکی که دوست میدارد، جلوهگری کند. باید راههای مختلف را بیازماید و خود را محک بزند.
ناخدای احساسم به هر سو که خود میخواهد مرا میبرد. گاه غزل گفتهام، گاه سپید يا … اما احساسم بیش از همه، رهاشدن در جهان سپید، پست مدرن، آوانگارد و فلسفی را دوست میدارد و اینگونه شعرها وسوسهاش میکنند ولی با وجود این، چندسالی است که بهنظرم به «شعر نوسان» خودم رسیدهام؛ شعری که خودش را در ذهنم تاب میدهد و روی کاغذ با چند واژه مرتبط و چینش غیرمتعارف، ایجاد مکث بصری میکند. این اتفاق ممکن است در یک یا چند سطر از کل یک شعر و در هر جای آن بیفتد. این چیدمان جوششی با مکث بصری، نوسان ایجاد میکند و موجب تفکر خواننده میشود.
اصولا مسئله فرشته محمدشاهی شاعر در آثار شعریاش چیست؟
نمیشود بر آن، نام مسئله گذاشت، اما دوست دارم اگر کسی در آینده مرا دنبال کند، بداند فرشته محمدشاهی به وسع خود، سعی کرد که شعر و هنرش را ارتقا دهد و بر آن بهمرور چیزی بیفزاید. او فکر میکرد که تنوعطلبی در شعر، پتانسیل بالایی ایجاد میکند. ممکن است بتواند یک جهش ناگهانی و سریع را در جهان درون و بیرون شعر به وجود بیاورد و منجر به تحولات و پدیدآمدنها شود. آیا موفق میشود یا نه، آن را آیندگان غربالبهدست خواهند گفت. همچنین، در شعرهایم تلاش کردهام به موضوعاتی مختلف، مثل آزادی، عشق، مسائل اجتماعی و نگاه فلسفی با رویکردی روانشناختی بپردازم. این تنوع برای من، نوعی تجربه و کشف درونی بوده است. فکر میکنم شعر باید بتواند هم احساس را درگیر کند و هم ذهن را به فکر وادارد.
کتاب «عطسه ققنوس» دومین مجموعه شعر منتشر شده شما است؛ اشعار این کتاب نسبت به کتاب پست خواب، پست بیداری، از لحاظ فرم، زبان و محتوا و مضامین چه تفاوتهایی دارد؟
هر دو کتاب در زمان خاص خود، از سوی «استاد فیض شریفی» جداگانه نقد و سپس بار دیگر مورد مقایسه قرار گرفتند. اساتید دیگر هم هر دو مجموعه را جداگانه نقد کردند. اکنون، چون از خود من میپرسید، باید بگویم: عطسه ققنوس که در بهار ١٤٠٢ به چاپ رسید، در محتوا با پُست خواب، پُست بیداری که در سال ١٣٩٦ منتشر شد، دغدغهها و دردهای مشترک دارند. همچنین با مضامین مشترک عشق، آزادی، اجتماع، مرگ، زندگي، جنگ و تجربههای زيسته. ولی در عطسه ققنوس، دوست داشتم کمی در حد یکی دو درجه، سکان را به سمت شعرهای عاشقانه و فلسفیتر بچرخانم.
بیشترین تفاوت در بین دو اثر، در فرم آنهاست. این دو، بهخصوص در تکنیکهای زبانی و موسیقی درون شعری متفاوتند. به این دلیل، پست خواب، پست بیداری که تجربه نخست من در چاپ شعر و رویارویی با نقد و منتقد بود، در کل از زبان شاعرانه سادهتری برخوردار است. پشتوانه تجربه پیشین، موجب شد تا مجموعه شعر عطسه ققنوس بتواند منسجم، قوی، پرمحتوا و با پرداخت خوب، گوی سبقت را از مجموعه شعر پُست خواب، پُست بیداری برُباید. این کتاب، علاوهبر کشش شعری حتی در نوع چاپ، بسیار مورد علاقه و توجه مخاطب واقع شد؛ اما در اینجا، در آخرین دفاع از مجموعه شعر پُست خواب، پُست بیداری باید بگویم همین بیتکلفی یا به قول استاد فیض شریفی، «آیات صمیمانه»، میتواند نقطه قوت آن باشد، چون شعر به تصنع نمیافتد.
من هر دو مجموعه را به یک اندازه، بسیار دوست میدارم؛ اما فرزند ضعیفتر را چون مادران حمایت میکنم؛ در پُست خواب، پُست بیداری، -تفاوتی اگر هست- تنها در شیوه بیان است، نه در درد و عشق مشترکی که هر دو اثر از آن زاده شدهاند. شاید شعر همانجایی است که تفاوت سبکها آرام میگیرند و آنچه میماند، انسان است با رنجهایش و عشقی ادامهدار.
در شعر بیشتر ساختار و فرم برایتان مهم و مطرح است یا محتوا؟ ادامهی خواندن→