بایگانی دسته: یک شعر از یک شاعر

یک شعر از: آرمان میرزانژاد

  علی رغم همه چیز به پایان جهان فکر می‌کنم، علی رغم همه چیز به روزنامه‌های صبح تهران  تردید می‌کنم! علی‌رغم همه چیز مخالف‌خوانِ موج‌های دست‌ساز ِ مردمی هیجان دوستم! علی‌رغم همه چیز، حرمت آن را که کار می‌کند و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یک شعر از یک شاعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یک شعر از مانا آقایی

مانا آقایی پدر بزرگم  با تفنگ رضاخان کشته شد سوار بر اسبی پیشانی سفید در گوشه‌ای برفی وقتی که پشت‌اش به‌آفتاب بود پدرم را انقلاب پنجاه و هفت کشت نوشتن از نرگس شیراز دل‌کندن از کاج‌های سوزنی که ریشه‌ای سست … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یک شعر از یک شاعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یک شعر از: بکتاش آبتین

  ما اهالی رنج بودیم و در کارخانه با پیراهن‌هایی پر شور عرق می‌ریختیم. ما نقاط مشترک فراوانی داشتیم و فقر در سفره‌های باریک‌مان پهن بود. اما راز بین اعداد و کلمات را می‌شناختیم پس جدای‌مان کردند تعدادی از ما … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یک شعر از یک شاعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یک شعر از: علی‌رضا نوری

علی‌رضا نوری   چه پرنده‌هایی چه پرنده‌هایی توی هوا‌خوری صدای مرا چشم‌های مرا می‌برند که روزی این چشم‌ها و صدا دوباره به زمین برگردد زمین خسته است ساعت چند است چند ساعت از آغاز زمین گدشته است آن شور پنهان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر دیگران, یک شعر از یک شاعر | دیدگاه‌تان را بنویسید: