یک شعر بلند از الیاس علوی


الیاس علوی شاعر افغان

خدا كند انگورها برسند

جهان مست شود 

تلوتلو بخورند خیابان‌ها 

به شانه‌ی هم بزنند 

رئیس‌جمهورها و گداها

مرزها مست شوند 

و محمّد علی بعد از ۱۷ سال مادرش را ببیند 

و آمنه بعد از ۱۷ سال، كودكش را لمس كند .

خدا كند انگورها برسند 

آمو زیباترین پسرانش را بالا بیاورد 

هندوكش دخترانش را آزاد كند .

برای لحظه‌ای 

تفنگ‌ها یادشان برود دریدن را 

كاردها یادشان برود 

بریدن را 

قلم‌ها آتش را 

آتش‌بس بنویسند .

خدا كند كوهها به هم برسند 

دریا چنگ بزند به آسمان 

ماهش را بدزدد 

به میخانه‌ شوند پلنگ‌ها با آهوها .

خدا كند مستی به اشیاء سرایت كند 

پنجره‌‌ها 

دیوارها را بشكنند 

و 

تو 

همچنانكه یارت را تنگ می‌بوسی 

مرا نیز به یاد بیاوری ..‌.

محبوب من 

محبوب دور افتاده‌ی من 

با من بزن پیاله‌ای دیگر 

به سلامتی باغ‌های معلق انگور …

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در یک شعر از یک شاعر ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

نظرتان را ابراز کنید