بیست آذر تولد و دوازده تیر روز کشتهشدن میرزادهی عشقی است. شاعری یگانه و درستدرمان در ساحت شعر نوی فارسی، که عمرش کفاف نداد چنان که باید قدر ببیند. جوانان شعر نو در حد فاصل سالهای ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۳ ( سالهای کشتهشدن تقی رفعت و میرزادهی عشقی) هزینهی گزافی بابت تغییر هویت و ماهیت اندیشیدن و در راستای آن تغییرات بنیادین در ساحت شعر پرداخت کردند. در همین حدفاصل نیما هم افسانه را نوشت( ۱۳۰۱). گویی افسانه آمده بود رخی دیگر از عشق و عاشقانهنویسی را با شعر فارسی درمیان بگذارد، شعری که دیگر نایی برای ایستادن در وضعیتهای مخاطرهآمیز نداشت.
( ۱۳۰۱ سال یکی بود یکی نبود، جعفرخان از فرنگ برگشته و تهران مخوف هم بود).
شعر نوی فارسی از همان روزهایی که صدادار شد، پهلو به پهلوی امر سیاسی پیش آمد. دور از واقعیت نیست اگر بگوییم ماهیت شعر نو سیاسی دارد؛ از این حیث که در جایی میایستد که همواره ردی از خون بر پیشانی دارد و انقلابی است در برابر ذهنیتی که جهان شعریاش را بر مبنای بیت و توازن بنا کرده است.
ایستادن در مقابل سنتِ توازن ماهیتا امری سیاسی است و شعرنوی فارسی از آغاز با چنین نگرشی خود را معرفی کرده بود. تحلیل شعرنو بینامی از منتقدان اولیه ( ملکم خان، آخوندزاده و …) نادیده گرفتن لحظههایی است که برای امرسیاسی چگونهشعرنوشتن پروبلماتیک میشود. شعر فارسی زمانی مسالهدار شد که قبای پیشین از تن درآورد و قصد کرد با تفکر و معیارهای زمانهی خویش پیش برود؛ پروبلماتیک شدن شعرنو تنها امری ادبی نیست که آن را در ساحت کیفیتهای سنتی شعر بتوان دید؛ باید آن را در وادی امر سیاسی تحلیل کرد. تغییر فرمهای شعر همواره در زمانهایی رخ میدهد که وضعیت موجود شعر چنان فربه شده است که دیگر نمیتوان با آن رخ واقعی و مریی وضعیتها و سطوح مختلف فکری و زیستی را رصد کرد.
میرزادهی عشقی محصول چنین وضعیتی است. تثلیث تقیرفعت، نیما و عشقی دوکشته روی دست شعر نوی فارسی گذاشت و آنکه جان سالم بهدر برد در وجهی دیگر از این کشتهها انقلابیتر بود. این تثلیث از حیث امر سیاسی چنان درهم تنیدهاند که تحلیل هرکدام بهتنهایی، نادیده گرفتن بخشی از واقعیت شعری است که برای قد کشیدن هرنوع هزینهای پرداخت کرده است.
میرزاده به آن دسته از شاعرانی تعلق دارد که میتوان آنها را تاولهای ترکیدهی یک تاریخ نام نهاد، که انگار ایوب آنها را با تکه استخوانی خارانده است و این شاعران صدای ترکیدن تاول را مینویسند، به قول الیوت دارای شم تاریخیای هستند که مستلزم گونهای ادراک است.
میرزاده اگر چه عمری طولانی نداشت تا سنجه و عیار کارش در طول مثلا نیم قرن تحلیل و بررسی شود، اما همان زمان کوتاه هم کافی است که جنم شاعریاش را ببینیم. میرزاده مانند اغلب شاعران هم دورهی خود نوسان عجیبی در کاروبار و کیفیت شاعری دارد. خصلتی که نیما هم داشت. اگر شعرهای خوبش را در نظر بگیریم او شاعر درجهی یکی است مخصوصا در سه تابلو مریم.
درباره Habib
متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
__لل______________________..._________________.....................................................................................دفتر هنر شمارههای گذشته را میتوانید از طریق رسانه ابتیاع کنید.ntjv ikv_..._________________..**************
*دوستان گرامی
از شما که علاقهمندید با درج کارهای ادبی و هنریتان و نیز اخبار و اطلاعات تازه در رسانه شرکت کنید آنها را با فرمتwordبه نشانیی
habib@rasaaneh.comبرایمان ارسال کنید تا در صورت امکان در اینجا منتشر کنیم.
____________________________
....
.............«الف مثل باران» را ازرسانه بخواهید...............
....دو گفتار کتاب جدید محسن صبا چاپ انتشاراتیی آوانوشت منتشر شد. ......_____________________________________________________________________________________________
کتابهای رسیده
.با تشکر از دوستانی که کتابهای خود را برای رسانه ارسال داشتهاند.