

قمرالملوک وزیری
.صداى زنان حافظه اين سرزمين است
.صدا فقط چيزى نيست كه شنيده مىشود، چيزى است كه بياد مىماند
هر سرزمين پيش از آنكه با مرزهايش شناخته شود، با صداهايش در حافظه مىماند، با لالايىهايى كه شب را آرام كردهاند
با آوازهايى كه رنج و شادى را روايت كردهاند، با نغمههايى كه نسلها آنها را از سينهاى به سينهاى ديگر سپردهاند
حافظه را نميتوان وادار به فراموشى كرد. آنچه ريشه در فرهنگ دارد، حتا اگر از صحنه كنار گذاشته شود، از تاريخ كنار نمىرود
در روايت حسين عليزاده از دستگاههاى موسيقى ايران، آواز زنان نه روايتى فرعى، كه بخشى از پيكرهى موسيقى ايرانى است
.اين صدا از دل سنت برآمده و در حافظه جمعى ما زيسته و در تار و پود اين فرهنگ تنيده است
شايد بتوان شنيدن را محدود كرد، اما نميتوان گذشته را بازنويسى كرد. صدايى كه روزى در اين سرزمين خوانده است، همچنان
در حافظه آن زندگى ميكند.
آواز بيش از آنكه متعلق به يك صدا باشد، متعلق به يك فرهنگ است
استاد حسين عليزاده
همکارمان هلن شوکتی در هر شماره به موسیقی و هنرمندان ایرانی که به نوعی در اعتلاء و ارائه این هنر روحپرور دست داشتند میپردازد که همهماهه از نظرتان میگذرانیم.
فصل پنجاه و یکم

هلن شوکتی
.مرداد، ماهِ درگذشت قمراست كه غريبانه به خاك سپرده شد
اين روزها صداى قمر بيش از هر زمانى در گوشام نجوا ميكند، كه چگونه دنياى موسيقى مردانه را تغيير داد و نام زنان را در تاريخ موسيقى ايران ماندگار كرد
قمرالملوك وزيرى ،، ماه بانوى آواز ايران
نخستين زنى كه بى حجاب روى صحنه رفت و هنجارهاى زمانه را شكست
اسطورهى آواز ايران همواره مورد تحسين عميق شاعران، اهالى موسيقى و هنرمندان زمان خود قرار داشت
بزرگان هنر ايران زمين، از صلابت، قدرت حنجره و منش انسانى اين بانوى پيشرو به نيكى ياد كردهاند
شهريار او را قمرى خوشخوان طبيعت ناميد و در ستايش صداى جادويىاش شعر سرود
عارف قزوينى ارادت ويژهاى به قمر داشت، او را ستايش مىكرد و ترانههاى ملىاش را با صداى قمر طنين انداز كرد
.ايرج ميرزا اشعار خود را براى اجرا در اختيار قمر مىگذاشت و قريحه هنرى او را مىستود
ملوك ضرابى بر جايگاه هنرى قمر به عنوان نخستين زن شجاع ايران در صحنه موسيقى تاكيد كرد
بنان به قمر لقب امالكلثوم (خواننده محبوب مصرى كه به بانوى آواز عرب شهرت داشت) داده بود و
:مىگفت
قمر ملكه آواز ايران و در واقع پل ارتباطى ميان قدماى قبل از خود و آيندگان بعد از خود بود
پس از مرگ پدر و مادر قمر در دو سالگى تحت سرپرستى مادربزرگ * ملا خيالنساء * ملقب به
افتخارالذاكرين در حرم ناصرالدين شاه كه روضه خوان دربارى بود به مجالس عزا مىرفت و با شور و نواى كودكانه و صداى خوشش مجلس را به يك كنسرت موسيقى تبديل مى كرد و باصداى زنگدار خود
مادربزرگش را همراهى مى كرد، تا جايي كه همين پامنبرىها به او جرات خواندن در حضور جمع بخشيد و باعث آمادگى صداى وى گرديد. قمر در محيطى بزرگ شد كه آواز خوانى جزو ملزومات زندگى و
.وسيله امرار معاش بود
در سفر كربلا ، مادربزرگ قمر را به خاله سپرد كه از بخت خوش قمر، دختر خاله قمر ، همسر مجدالصنايع بود و در منزل او نوازندگانى مانندغلامحسين درويش ركن الدين خان و حاجى خان رفت و آمد داشتند
حضور در جمع اين بزرگان موسيقى /. هوش و گوش قمر را از كودكى به جاذبه موسيقى سپرد و
.فرصتهايى پيش آمد كه قمر با ساز بخواند
زمانى كه قمر دختر جوانى بود، در مجلسى يكى از توانگران تهران بنام بحرينى صدايش را شنيد و به تعليم قمر پدرانه همت گماشت
آشنايى قمر با نظام الدين لاچينى، كه منزلش محل اجتماع شاعران، موسيقيدانان و مردم اهل هنر بود درهاى تازهاى را به روى قمر گشود
در اين گردهمايىها با بزرگان شعر و ادب، در ١٦سالگى قمر با اميرجاهد شاعر و ترانه سرا آشنا شد و به پيشنهاد او به خواندن سرود ملى ميهنى پرداخت.
تا جوانان ايران به جان و دل نكوشند/ جامه فخر و عزت چون ديگران نپوشند
در همين ايام ، مهمترين حادثه زندگى وى يعنى آشنايى با مرتضى نىداوود استاد تار بود
در محفلى قمر با حضور مرتضىخان نىداوود آواز خواند، مرتضىخان از صاحبخانه ساز خواست و همراه با صداى قمر تار زد
نىداوود در اين باره مىگويد: به واقعيتي عجيب پى بردم كه صداى اين دختر جوان چقدر نيرومند و رسا و گرم است كه باور كردنى نيست
كمتر ممكن است كه صدايى با گرمى و قدرت / خشونت و يا ضعفى نداشته باشد
به او گفتم صداى شما فوقالعاده است، ولى شما نياز به آموختن گوشههاى موسيقى و رديفهاى آوازى داريد قمر مدت دو سال بىوقفه از كلاسهاى استاد بهره گرفت و پس از آن قمر به همراهى تار استاد، كنسرتهاى متعددى در تهران و شهرستانها برگزار نمود و خيلى زود به شهرت رسيد
كنسرت گراند هتل
.آن شب يكى از خاطرهانگيزترين شبهاى زندگى من بوده و هرگز فراموش نميكنم
من با تاج گل زيبايى، روى صحنه** گراند هتل در لاله زار ** ظاهر شدم . حاضران با كف زدن و شور و شوق ورود مرا به صحنه گرامى داشتند و اين همه استقبال ناگهان به من حس اعتمادى غريب داد
او براى نخستين بار ترانه مرغ سحر را با آهنگسازى نىداوود و ترانه ملكالشعرا بهار را روى صحنه اجراء كرده و تحسين همگان را برانگيخت حدود چند هزار نفر هم در بيرون گراندهتل جمع بودند
بعد از پايان كنسرت قمر به كلانترى احضار و از او تعهد گرفتند كه ديگر بى حجاب نخواند ( اما بر خلاف تعهدى كه داده بود ، باز هم بى حجاب به اجراى كنسرت پرداخت)
.در سال ١٣١٠ در يكى از شورانگيزترين كنسرتها با حضور عارف قزوينى ترانههايى از عارف خواند
قمر پيش از شروع برنامه از او با احترام کسب اجازه نمود و عارف با حركت آرام سر به او پاسخ داد و آنگاه قمر شروع به خواندن كرد و عارف تا پايان كنسرت گريست. ( ملاقات قمر در تبعيدگاه عارف قزوینی، مجاهد مشروطه خواه ، شاعر و تصنيف سرا
در سال ١٣١٣ قمر همرا مرتضى خان نىداوود براى اجراى كنسرت به كرمانشاه رفت ، كه در آنجا مسئولين، حاضر نشدند سالن در اختيار قمر و گروه اش قرار دهند.
او به بالكن هتلی که در آن اقامت داشت آمد و مشرف به خيابان ايستاد و براى مردم خواند و كنسرت برگزار كرد
قمرالملوك وزيرى موسيقى اندرونى را به پهنه جامعه كشاند
وموسيقى را از دربار و محافل اشرافى به ميان مردم آورد و در هاى سالن هاى عمومى را براى توده مردم گشود.
او همصدا (بادردها و فريادهاى اجتماعى شان آواز خواند) ،،در حالى كه بسيارى از اين آواز ها كه محتواى مردمى و آزادى خواهى داشت و إشعارش
از شاعرانى چون ايرج ميرزا ، عارف قزوينى و ميرزاده عشقى برگرفته بود به مذاق دربار خوش نمى آمد.
او اولين كسى بود كه به صراحت خواند
مرغ سحر ناله سر كن / داغ مرا تازه تر كن
ز آه شرر بار اين قفس را/ بر شكن و زير و زبر كن
ظلم ظالم جور صياد / آشيانم داده بر باد………………
من ديگر درخت چنارى هستم كهن، كه سايه گستر شدم و نمى توانم كسى را از زير سايه خود برانم *قمر الملوك وزيرى*
توكا ملكى، نويسنده و پژوهشگر ،،، در كتابى با عنوان زنان موسيقى ايران از اسطوره تا امروز نگاه جامعه به زنان آوازخوان ايران داشته است نگاهى به ساختارشكنى قمر و نقش پررنگ او در تغيير
نگاه جامعه به زنان آوازخوان ايران داشته است
او قمر را يك نماد در تاريخ موسيقى ايران قلمداد كرده است. وقتى فكر مىكنم امروز كه پس از پنجاه ، شصت سال مىتوانيم كمى جدى تر به تحليل او بپردازيم، شايد وظيفه منتقدين و تاريخ نگاران اين باشد
كه نقش قمر ، وراى همه اسطورهسازىهايى كه در وصف او صورت گرفته و افسانههايى كه برايش
.ساخته اند، به دليل تأثيرگذارى او در موسيقى ايران را به خوبى و درستى پيدا كرد
من به عنوان يك پژوهشگر! نه به عنوان يك متخصص موسيقى، فكر مىكنم قمر و تأثير نحوهى آوازخوانى او را نبايد در حيطهى زنانه جستجو كرد، بلكه تأثير قمر بر مردان خواننده را نيز كه در هفتاد، هشتاد سال
.اخير متأثر از نوع و شيوه خوانندگى قمر بوده است را مورد بررسى قرار داد
قمرالملوك وزيرى در وابسين گفتههايش، شور و اميد خود را اينچنين توصيف كرده است.
خواننده عزيز وقتى كه تو اين درددلهاى مرا مىخوانى ، من يك زن بقول تو هنرمند، هنرمندى كه متعلق به يك قرن بود، زير خروارها خاك سرد و سياه خفتهام. ديگر از حنجره من صوتى بر نمى خيزد ، طنين آواز من دلها را نمى لرزاند ، اما همچنان خوشحالم كه روح من عظمت خود را از دست نداده و با هنرم بنده دينار نشده و به او خيانت نكردهام
اطمينان دارم كه كسى بعد از مرگم از من بدگويى نمى كند ، زيرا من هنرم را بنده تجارت نكرده و هميشه
آن را در راه تحقق بخشيدن به آرزوهاى ملى و ميهنى خودم بكار انداخت
قمرالملوك وزيرى ١٢٨٤ تا ١٣٣٨
به مناسبت خبر مسرت بخش عضويت سهراب پورناظرى آهنگساز و نوازنده شناخته شده موسيقى ايران،به آكادمى گرمى شماره بعدى به اين هنرمند عزيز اختصاص داده خواهد شد اگر عمرى باقى بماند
هلن شوكتى




______________________________________________













