


یک شعر از: بکتاش آبتین
تلفن زنگ میزند
و چند دقیقه بعد
موشک خاطرات عروسکها را پاک میکند
این کوچه از کدام طرف شروع میشد؟
و شمارهی مرگ
در کدام پلاک بیهوش مخفیست؟
عکسها را پشت و رو میکنم
نه! منصفانه نیست
در عکس روزنامهها هیچ خونی به رنگ اصلی چاپ نمیشود
و در تلویزیون
بوی دود
چشمان هیچ بینندهای را نمیسوزاند
به خیابان بر میگردم
به عربدهی موشک
و به شلیک ایمان به ایمان!
ای کاش با کنترل تلویزیون
میتوانستم دنیایم را عوض کنم…

یک شعر از منوچهر آتشی
حانهات سرد است
خورشیدی
در پاکت میگذارم و
برایت پست میکنم
ستاره کوچکی در کلمهای بگذار
و بهآسمانم روانه کن
بسیار تاریکم

یک شعر از: حبیب شوکتی

یک شعر از: فهیمه فرهادی
” توبه”
من آدمم
و هر بار که توبه میکنم
دهانم عجیب بوی سیب میدهد.

یک شعر از جواد مجابی
یکشنبه زاده شدیم
شنبهاش مرده بودیم.
اینطوری یک روز را بدهکار دنیا ماندیم
وقتی میتوانی با تولدت
زمانبندی عالم را برهم زنی
یک لحظه هم درنگ مکن
در آمدنت.

یک شعر از: علیرضا نوری




______________________________________________













