واژگان خانگی

 


یک شعر از: بکتاش آبتین

 

تلفن زنگ می‌زند
و چند دقیقه بعد
موشک خاطرات عروسک‌ها را پاک می‌کند
این کوچه از کدام طرف شروع می‌شد؟
و شماره‌ی مرگ
در کدام پلاک بیهوش مخفی‌ست؟
عکس‌ها را پشت و رو می‌کنم
نه! منصفانه نیست
در عکس روزنامه‌ها هیچ خونی به رنگ اصلی چاپ نمی‌شود
و در تلویزیون
بوی دود
چشمان هیچ بیننده‌ای را نمی‌سوزاند
به خیابان بر می‌گردم
به عربده‌ی موشک
و به شلیک ایمان به ایمان!
ای کاش با کنترل تلویزیون
می‌توانستم دنیایم را عوض کنم…

 

 


یک شعر از منوچهر آتشی

 

حانه‌ات سرد است

خورشیدی

در پاکت می‌گذارم و 

برایت پست می‌کنم

ستاره کوچکی در کلمه‌ای بگذار

و به‌آسمانم روانه کن

بسیار تاریکم

 

 


یک شعر از: حبیب شوکتی

 

من از اهالی گیلان‌ام
سرزمینی به پهنای صورت آب
خیس
از کوچه‌‌های‌ کودکی‌ام
سنگفرش و سبزه می‌روید
اما به‌صورت هیچ دخترکی
سنگ و اسید پرتاب نمی‌شود
جنگل‌های گیلانم
از صلابت تیر و خشاب
لبریز است
 
 
 
 
 


یک شعر از: فهیمه فرهادی

 

” توبه”

من آدمم

و هر بار که توبه می‌کنم

دهانم عجیب بوی سیب می‌د‌هد.

 

 

یک شعر از جواد مجابی

 

یکشنبه زاده شدیم

شنبه‌اش مرده بودیم.‌

این‌طوری یک روز را بدهکار دنیا ماندیم

وقتی می‌توانی با تولدت

زمان‌بندی عالم را برهم زنی

یک لحظه هم درنگ مکن

در آمدنت.  

 

 


یک شعر از: علی‌رضا نوری

 

شعر

با وصف زیبایی زن شروع شد

با خون جوان ادامه یافت

و هیچ شاعری نتوانست

بعد از جاری شدن خون

کلمات تمیزی به شعر بیاورد

وقتی از زن نوشت

کلمات شکسته بودند

و حافظ غلام‌شان بود

وقتی رد خون

به پای کلمات رسید

انسان با گونه‌ای شکسته

از تاریکی‌ی خویش بیرون آمد

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در اشعار این شماره ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

نظرتان را ابراز کنید