من برای سایه خودم می‌نویسم

هدايت در صفحات آغازين بوف کور می‌نویسد:« من فقط برای سایه‌ی خودم می‌نویسم که جلوی چراغ به دیوار افتاده است، باید خودم را بهش معرفی کنم» در روزگار ما هم نوشتن چیزی جز این نیست. هر کس که متنی از ما را می‌خواند بدل به سایه‌ی ما می‌شود. دیگری‌یی که او هم دنبال سایه است و نویسنده سایه‌ی اوست. 

در روزگاری چنین که اهمیت اثر را نه نویسنده و مخاطب که واسطه‌های نامریی تعیین می‌کند، در روزگاری که هر نویسنده‌ی درست‌درمانی یا منزوی شده و برای سایه‌ی خود می‌نویسد یا آخرین تقلاهایش را برای تن ندادن به میان‌مایه‌گی مجلات و ناشران و وضعیت اسفناک فرهنگی می‌کند، چگونه می‌توان وا نداد. چگونه می‌شود ایستاد و به هر امر مرعوب کننده‌ای نه گفت. پول این خدای جدید همه چیز را بلعیده است. اندوه و افسردگی و زوال زندگی و جنون، واژگان نارسایی برای امروز نویسنده هستند. به گمانم آن جمله‌ی قصار کافکا در شرایط امروز ما اندکی التیام‌بخش است:« نوشتن بیرون پریدن از صف مردگان است». امروز نفس نوشتن مبارزه است. تقریبا همه می‌دانیم که منظورم از نوشتن چیست. این فرض اولیه است که لااقل در موردش می‌توانیم اندکی تفاهم داشته باشیم. تعدادی از رفقا عطای نوشتن را به لقایش بخشیده‌اند که همین درد کمی نیست.( صدای راه رفتن شب‌گرد توی کریدور اعصابم را بهم ریخته است)

 فقط دارم با خودم حرف می‌زنم، نه راهکاری دارم، نه پیشنهادی و نه هر کوفت و زهرماری. دارم خودم را درون این اسفناکی زیست به در و دیوار می‌زنم که نوری ببینم، که کور سوی امیدی بیابم و نفس بکشم و فعلا عقلم به نوشتن قد می‌دهد. هشتاد میلیون باهم در یک لجنزار نفس می‌کشیم، دوستی‌ها، روابط، خود زندگی همه چیز را گه برداشته است، در این وانفسا تعدادی آدم همچنان دارند می‌نویسند فعلا خوب و بدش مهم نیست، مهم این است که روی گسل ایستاده‌اند و می‌نویسند، نوشتن را در آنتاگونیسمی‌ترین وجهش می‌بینند و این برای من واجد کیفی لایه‌لایه‌است. لذت می‌برم از این جان‌سختی. می‌بالم به این همه کجروی و شک ندارم اگر صد عامل در تغییر وضعیت اسفناک امروز می‌توانند نقش داشته باشند؛ یکیش نوشتن است. حتا اگر شب بنویسیم و روز پاره کنیم.

۱۰ اسفند ۱۳۹۹

زندان همدان

قَرنَ یک, اتاق دو⁩

https://t.me/alirezanoori1354:/#علیرضا_نوری

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در یادداشت‌های پراکنده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

نظرتان را ابراز کنید