بایگانی دسته: شعر دیگران

فرخی یزدی

۲۵مهرماه مصادف است با سالروز تولدمیرزا محمد فرخی یزدی (تاج الشعرا) (۱۲۶۸ یزد – ۲۵ مهر ۱۳۱۸) شاعر و روزنامه‎نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت. به احترام او و مبارزات‌اش در راه مردم و ایران شعری  کوتاه از او را که معرف شخصیت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای فرخی یزدی بسته هستند

دامنه ویرانی

شعری خواندنی با ترجمه‌ای شعری از کامران محسنی.  نقل: از صورت‌کتاب علی‌رضا نوری دامنه ویرانی / شعری از اوخنیا سانچز نیِتو درباره شاعر: متولد سال ۱۹۵۳ در بوگوتا. فرزند تمام آن سال‌های آشوب و ناامنی در نیمه دوم قرن بیستم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای دامنه ویرانی بسته هستند

یک شعر از بنتی ساریکوسکی

                          …………………….. ………………………پنتی ساریکوسکی………………………………محسن عمادی   معرفی کوتاه شاعر از محسن عمادی پنتی ساریکوسکی، شاعر بزرگ فنلاندی در سپتامبر سال ۱۹۳۷ در کاره‌لیا بدنیا آمد و در سال ۱۹۸۳ در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای یک شعر از بنتی ساریکوسکی بسته هستند

شعری از فروغ فرخزاد با دستخط شاعر

در اتاقی که به‌اندازه‌ی یک تنهایی است دل من

ارسال شده در خط یک نشان, شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای شعری از فروغ فرخزاد با دستخط شاعر بسته هستند

شعری از نصرت رحمانی با دستخط شاعر

دستخط نصرت رحمانی از: مجله مجازی عصر نو   تازه چه شعری سروده‌ای که برآرد، غم‎ام ز دل و مرهمی بر آن بگذارد؟ تازه چه دارم؟ دلی که گر بپذیری، آرزویت را به دست باد سپارد! تازه چه دارم؟ دو … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خط یک نشان, شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای شعری از نصرت رحمانی با دستخط شاعر بسته هستند

شعری از احمد شاملو با دستخط شاعر

  سراسر روز  پیرزنانی غیر جدّی مهربان و خنده بر لب از مقابل خوابگاه من گذشتند نیمه‌شب صدای قاشقکی برخاست از خیالم گذشت که پیرزنان به پایکوبی برخاسته‌اند صبح پرستار خبر داد که بیمار اتاق مجاورمرده است پاریس بیمارستان لاری … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خط یک نشان, شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای شعری از احمد شاملو با دستخط شاعر بسته هستند

صورت‌نامه

شماره ۱۵ شعر زیر از نسیم شمال را به مناسبت طرح چهره‌ی او توسط بیژن اسدی‌پور عزیز، برای‌تان می‌آوریم.  ای فرنگی ما مسلمانیم جنّت مال ماست در قیامت حور و غلمان٬ ناز و نعمت مال ماست ای فرنگی اتفاق و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر دیگران, صورت‌نامه | دیدگاه‌ها برای صورت‌نامه بسته هستند

یک شعر از جهانگیر صداقت‌فر

  گدازنده در سوز ِ ندامت دریغا، چه مهرگونه دمیدم ز تارکِ شب‌هاتان                                          آن همه سال‌های کبیسه چه عبث ز هرم ِ عاطفه مرهم شدم                                        جراحتِ  دل‌‌هاتان را در آن همه فصل‌های زمهریر – داغ ِ دلم،           این زمان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای یک شعر از جهانگیر صداقت‌فر بسته هستند

تولد فروغ فرخ‌زاد

هشتم دی ماه برابرست با تولد فروغ فرخ‌زاد شاعر گرامی‌ی سرزمین‌مان. ضمن تبریک این روز به هموطنان عزیز، شعر مرثیه از شاملوی بزرگ در سوگ فروغ را برای‌تان می‌آوریم.     . . مرثيه به جست و جوی تو بر درگاه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای تولد فروغ فرخ‌زاد بسته هستند

با “سایه”

از: رضا مقصدی   “سایه ” ، این روزها در امریکاست ودر شهرهای گوناگون ِ آن  با دوستان وُ دوستدارانش، شعر وُ حرفهای دلش را صمیمانه  در میان می‌نهد. جایش اینجا، در کنار دلم خالی ست. پنحره را به روی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای با “سایه” بسته هستند

شعر_نامه ۱۴

ارسال شده در شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای شعر_نامه ۱۴ بسته هستند

تا آبکنار تو

برای بیژن اسدی‌پور ……………………. به زاد روزت تا تو آمده بود ساقی و یک پا یش را که توی قایق گذاشت یادش رفت پا ی دیگرش را کجا بگذارد و چنگرها از پا ی بوته‌های تا لا ب  آسیمه سر پریدند تا آبکنار … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای تا آبکنار تو بسته هستند

یک شعر از هوشنگ رئوف

آینه روز به روز پیر تر می‌شود و من هنوز نتوانسته‌ام قصه‌ای از خنده‌های انار را تعریف کنم قرار بود تمام ابرها در چشمانم جمع شوند تا به آبیاری انارستان بروم و برای رودخانه‌ای که تشنه روی قلوه سنگ‌ها افتاده … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای یک شعر از هوشنگ رئوف بسته هستند

انتحار

رهنورد خسته لختی بر ستیغ صخره‌یی در انحنا‌ی جاده استاد، دست خود را سایبان کرد و به چشم‌انداز پیشاروی خیره شد با بغض‌دردی در گلوگاهش: زندگی‌ تا دور دید جلگه‌ها و تپه‌ها می‌‌رفت آسمان در نیلی خود غرق لذت بود

ارسال شده در شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای انتحار بسته هستند

سنگ آفتاب ۹

بخش پایانی

ارسال شده در شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای سنگ آفتاب ۹ بسته هستند

دو شعر از هوشنگ رئوف

از عزیزهمیشه‌ی من هوشنگ رئوف، لر مهربان خرم‌آبادی‌ که چون کوه‌های سرفراز دیارمان می‌بالد. ۱ خاک را به هم زدی و باغچه را پراز پیاز نرگس کردی و بی‌گاه به سفر همیشه‌ی خاک رفتی حالا باغچه پر شده از بوته‌های … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر دیگران | 3 پاسخ