جستجو
دفتر هنر وبژهی «نشریات فکاهی ایران» را میتوانید با فشار روی نشانیی زیر بخوانید و داشته باشید:
daftar-honar.com
__لل_____________________
_..._________________
.....................................................................................
دفتر هنر شمارههای گذشته را میتوانید از طریق رسانه ابتیاع کنید.
ntjv ikv
_..._________________
..
**************
*دوستان گرامی
از شما که علاقهمندید با درج کارهای ادبی و هنریتان و نیز اخبار و اطلاعات تازه در رسانه شرکت کنید آنها را با فرمتword به نشانیی
habib@rasaaneh.com برایمان ارسال کنید تا در صورت امکان در اینجا منتشر کنیم.
____________________________
....
......
.....
..
«الف مثل باران» را از
رسانه بخواهید.
..............
..
..دو گفتار کتاب جدید محسن صبا چاپ انتشاراتیی آوانوشت منتشر شد.
......_______________________________________________
______________________________________________کتابهای رسیده
.با تشکر از دوستانی که کتابهای خود را برای رسانه ارسال داشتهاند.


این کتاب را میتوانید در نشانیی زیر بخوانید.
http://asre-nou.net/php/view.
php?objnr=31357 پیوندها
دستهها
- دیدار 1666
-
بایگانی دسته: یادداشتهای شخصی
یادداشتهای شخصی
متأسفانه به علت عدم دریافت به موقع یادداشتهای شخصی جناب محسن صبا، در این شماره از انتشار آن معذوریم. امیدواریم در شمارههای آینده از این یادداشتها بهرهمند شویم. … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
2 دیدگاه
نگاهی از ایران به: یادداشتهای شخصی
سلام آقای صبا شما را از آنچه میشناختم که در ” این شماره با تأخیر “ یافت میشد، و پس از رفتن آقای الهی، از آنچه در جواب نوریعلا نوشتید، و بعد باقی نوشتهها در ” رسانه “، به خصوص این آخری که در سه عکس مجزا، خاطرهی الهی را نگه داشتهاید. مطلب ” دو جلال ” و ” بیژن الهی ” را نرم و … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی(بیست سال تاریخ عبث)
بهار ۱۳۴۲ اول خیابان سعدآباد که به پل تجریش میپیوست مسجد گیاهی بود – و هنوز هم هست – که بیش از آنکه مجالس ختم در آن برگزار شود بیشتر به درد کسبه نمازخوان و گردوییهای اهل لواط و خمر میخورد که ناچار … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
۱ دیدگاه
یادداشتهای شخصی( مرگ )
من الان در یک کتابخانهی کوچک عمومی در شهر کوچکی در تکزاس این یادداشت را مینویسم. چند روز پیش گردباد و تگرگی به اندازهی پرتقال مرا از لانهام بیرون کشید. همیشه تصورم از گرد باد ترانهی دلکش بود که اگر … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
۱ دیدگاه
یادداشتهای شخصی( در غم یاران)
به علت دید و بازدیدهای ایام نوروز و درگیریهای شخصی دوست گرامیمان آقای محسن صبا متأسفانه نتوانستیم یادداشت تازهای از ایشان برای این شمارهی رسانه داشته باشیم. با تشکر از دفتر گرامیی هنر که متن آمدهی زیر در مورد بیژن … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی (مرگ آن بانوی سیه چرده)
گفتهاند که مرگ خانهی زندگی ست. و از همین روست که بزرگان با زندگی رنج و تشویش بیشتری داشتهاند تا مرگ. حکایت پیری که در برابر عطار روی زمین دراز کشید و مرگ را به آن صوفیی نامدار نشان داد خیلی هم افسانه نیست. حسین منصور هم که گفت اقتلونی یا ثقاتم / چیست در مرگم حیاتم همین را می گفت.
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی(یک عکس کهنه)
گاهی میشود که بی خیال در عقب یک ماشین کرایهای لم دادهاید و راننده شما را به سوی مقصدی که از قبل نمیشناختهاید میبرد. لای شیشهی پنجره باز است و شما در افکار دور و دراز خود فرو رفتهاید که ناگهان رایحهی علفی دور آشنا ولی از یاد رفته به مشامتان میخورد که به زودی محو میشود. ذهن شما از آن افکار دور و دراز به ده ها سال قبل پرت میشود و آن رایحه بی آن که به دلیل آن دست پیدا کنید. خاطرهی کسی را … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
۱ دیدگاه
یادداشتهای شخصی
متأسفانه موفق نشدیم در این شماره، یادداشت شخصیی دوست عزیزمان محسن صبا را به علت گرفتاریهای شخصی ایشان داشته باشیم. امیدواریم همه چیز برایشان خوب باشد و ما بتوانیم در شمارههای آینده از سلسله یادداشتهای جالب و خواندنیی ایشان بهرهمند … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی(همگی رفتند)
ازآن سموم که بر طرف بوستان بگذشت عجب که رنگ گلی ماند و بوی یاسمنی (حافظ ) . در اوایل دههی چهل که هنوز بیست سالم نشده بود فقط یک خانهی امید میشناختم که در کوچهی شیرزاد، ضلع جنوبیی کافهی شهرداری بود. اغلب عصرها از تجریش راه میافتادم و سر چهارراه پهلوی از کرایه پیاده میشدم و قدم زنان از زیر خوشههای آویزان پیچهای امینالدوله تا در آن خانه میرفتم. دغدغهی آن روزهای من بیشتر تئاتر بود و با چند تن از … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
3 دیدگاه
یادداشتهای شخصی( دایره ناتمام عشق )
ما به صد خرمن پندار ز ره چون نرویم چون ره آدم بیدار به یک دانه زدند (حافظ ) در میخانه را با تنه فشار دادم و داخل شدم. تاریکی چنان بر چشمهای معیوب من گران آمد که لحظهای ایستادم تا سوسوی چراغهای کوچک رنگین با بینایی من کنار بیاید. پیش که رفتم و در پشت جمع نشستهها … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی( احوال ناخوش ایام)*
در شمارهی گذشتهی «رسانه» متأسفانه نتوانستیم «یادداشتهای شخصی»ی آقای محسن صبا را داشته باشیم. برای مطلب این شماره هم نگران رسیدن یا نرسیدن مطالب ایشان بودم لذا چند ایمیلی به آقای صبا زدم و جوابی که ایشان دادند به خواست … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی (از سالهای دور حکایت) با یادی از کاظم رضا
در نیمهی دوم دههی چهل ادارهی نظام وظیفه کلیهی مشمولان وظیفهای را که متولد ۱۳۲۳ و یا ۱۳۲۴ بودند و قبلا مشمول عفو شده بودند غایب اعلام کرد و به سربازی فرا خواند. اگر کسی هنوز از آن معافیهای بخشودگیی آن زمان را داشته باشد میتواند ببیند که طبق فرمان متولدین ۱۳۱۲ الی ۱۳۲۴ مشمول بخشودگیی شاهانه قرار گرفتهاند ولی دو سال آخر را دستور اجرا ندادهاند. و البته ندادند که ندادند. چه می شد کرد؟ در روزگاری که هزار وعدهی خوبان یکی … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
۱ دیدگاه
یادداشتهای شخصی(غرب وحشی)*
این آقای ” علیرضا مرتضوی ” را بنده هم نمیشناسم ولی یکی از عزیزان من معمولا هفتهای دو سه بارمطالبی از وبلاگ او را برایم فوروارد میکند که نشان از درک و دید متفاوت اواز قضایا دارد. یک وجه انتقادیی ملایم هم نسبت به امریکا دارد که چون بنده هم هنوز ” غرب وحشی ” را چندان “اهلی” نمیدانم از آن بدم نمیآید. یک بار یادم میآید داروخانههای امریکا را دست انداخته بود که برای رسیدن به دارو و درمان باید یک مسیر طولانی را از وسط کارتونهای … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی (احمدرضا از هفتاد گذشت)
در بارهی طنز دوست دیرین من احمدرضا احمدی خیلیها حرفها زدهاند اما هیچکس این را نگفته است که خود احمدرضا احتمالا اشراف کاملی بر طنز خود نداشته است. به عبارت دیگر طنزهای احمدرضا روی دیگر سکهی شعرهای برآمده از تخیل کم نظیر و تلخ او بوده است. مثل ترازویی که بر شاهین خود مثل یک بندباز تعادلش راحفظ میکرده است. دو سر راستایی که یک سرش بر نوشته متکیست(هر چه باشد، پشت کبریت یا که روزنامه )، و آن سر دیگر که عمومأ با باد میرود و … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
2 دیدگاه
یادداشتهای شخصی(زنگ تفریح الهیات)
این روزها که موضوع پیغمبری و جانشین امام بودن یکی از داغ ترین اخبار جمهوری اسلامی ست، چیزی که به کل از یاد سقطالاسلامها رفته است (با ثقهالاسلام اشتباه نشود ) پیدا کردن جانشینی برای خداوند متعال است. آدمی انتظار دارد که تمساحهای کویر و باقیماندههای دایناسورهای دوزخی که همچنان با دندان مصنوعی به شکار اشتغال دارند به خود بگویند: کی به کیه ؟ ما که تا این جاش آمدیم این یکی هم روش. البته این قبا فقط به تن سید علی آقا میبرازد که امتحان اولی را … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی( رنجهای از سرک کشیدنها)
یکی از خصوصیات منفیی تاریخیی مردم ما- بدون رودربایستی- ضدیت بیدلیلیست که با کسانی نشان دادهاند که به اصطلاح آدمهایی private بوده اند. این موضوع حتی در جامعهی ما کودکان و نوجوانانی را هم که با نسل خود متفاوت هستند در بر میگیرد و البته نخسین خصم آنها نیز خانوادهی خودشان هستند. یونگ از جوامعی یاد میکند که والدین ابله فرزندی را که با بقیه فرق میکرده است به علت این که خطری برای خود میدیده اند دستی دستی به کشتن میدادهاند. … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:












