جستجو
دفتر هنر وبژهی «نشریات فکاهی ایران» را میتوانید با فشار روی نشانیی زیر بخوانید و داشته باشید:
daftar-honar.com
__لل_____________________
_..._________________
.....................................................................................
دفتر هنر شمارههای گذشته را میتوانید از طریق رسانه ابتیاع کنید.
ntjv ikv
_..._________________
..
**************
*دوستان گرامی
از شما که علاقهمندید با درج کارهای ادبی و هنریتان و نیز اخبار و اطلاعات تازه در رسانه شرکت کنید آنها را با فرمتword به نشانیی
habib@rasaaneh.com برایمان ارسال کنید تا در صورت امکان در اینجا منتشر کنیم.
____________________________
....
......
.....
..
«الف مثل باران» را از
رسانه بخواهید.
..............
..
..دو گفتار کتاب جدید محسن صبا چاپ انتشاراتیی آوانوشت منتشر شد.
......_______________________________________________
______________________________________________کتابهای رسیده
.با تشکر از دوستانی که کتابهای خود را برای رسانه ارسال داشتهاند.


این کتاب را میتوانید در نشانیی زیر بخوانید.
http://asre-nou.net/php/view.
php?objnr=31357 پیوندها
دستهها
- دیدار 1665
-
بایگانی دسته: یادداشتهای شخصی
یادداشتهای شخصی (سفر به سرزمین کابوس)
بخش دوم پس از آن که حدود بیست دقیقه بعد رانندهی جوان افغانی که در یک دیارغریب اسلامی با زبان شیرین دریاش مثل هم وطن من بود – که اصل همانا زبان است و نه جغرافیای سلطانیی تغییر پذیر که … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی (سفر به سرزمین کابوس)
بخش نخست من در پانزده کشور دنیا بین دو ماه تا بیست سال زندگی کردهام. اگراز من بپرسند در کجا از همه خوشتر بودهای می گویم: ایران و در زمانی که شبها در پایین تخت مادرم روی زمین میخوابیدم … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی (نه دانشمند را علمالیقینی)
یک – محلهای که من در آن به دنیا آمدم و تا سی و پنج سالگی در آن زندگی کردم با نام چهارراهی معروف است که در زمانی حدود یک قرن همه جور آدم غیرمتعارف را به خود دیده بود. … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
3 دیدگاه
یادداشتهای شخصی ( رسولان رسالتنیافته )
جلال مقدم ، بهمن شعلهور و جلال آلاحمد معلمان مدرسهی ” شاپور تجریش” بودند. آنها که نوشتهی من ” دو جلال ” را خواندهاند ( این شماره با تأخیر / شمارهی ٤ / ١٣٨٦ ) ادای دین و احساس … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
۱ دیدگاه
یادداشتهای شخصی (در محضر استاد)
دوست کهنسالی برای من تعریف میکرد که از اولین سالهای دبیرستان در نوجوانی طبع شعر داشته است و حتی انشاهای خود را به شعر مینوشته است. از اشعار پیرانهاش هم کاملا معلوم بود که او بر فنون و بدایع شعر … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
۱ دیدگاه
یادداشتهای شخصی نگاهی به حرفهای «دگر بقیهی ابدال» در بزرگداشت حافظ
قدر مجموعهی گل مرغ سحر داند و بس که نه هر کاو ورقی خواند معانی دانست نخست دوست عزیزی را که این مطالب را برایم فرستاده است سپاس دارم . فکر میکردم هفتاد سال پیش اگر این بزرگداشت حافظ در … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی (حافظ و مثلث عشق)
دوست خوانندهای در شمارهی گذشته توجه مرا به صفحاتی از مهر نیوز جلب کردهاند که مربوط به بزرگداشت حافظ بوده است و ظاهرأ در شهر کتاب شعبهی مرکزی جمعی از نامهای آشنا مطالبی را در بارهی حافظ گفتهاند که این … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
۱ دیدگاه
یادداشتهای شخصی (غم پنهان)
در یک متن انگلیسی دیدم که جملهی زیر را به مولانا نسبت دادهاند:”شادی غم بینقاب ماست”؛ جملهی فوق العادهای که میتواند از مولانا باشد اما در یک معادلهی محال حتی منطقا نمیتوانیم غم را شادیی پنهان خود بدانیم چرا که … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
اشاراتی بر حرفهای کترهای
از: محسن صبا . آقای کتیرایی نوشتهاند : دکتر فریدون آدمیت رسالهای هم دربارهی سید جمالالدین اسدآبادی نوشته بود که در بیش از سه دهه پیش آمادهی چاپ بود اما پس از آن دیگر حال چاپ آن را نیافت . … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
۱ دیدگاه
یادداشتهای شخصی (کتابفروشیهای قدیم تهران )
بخش دوم کتابفروشیی گوتمبرگ در خیابان منوچهری نزدیک کافهی جمشید قرار داشت که جواد مقامی شبها در آنجا خراباتی می خواند. بعضی وقتها اگر سر شب از کافهی ری در میآمدیم و سری به گوتمبرگ میزدیم تک و توک کلاه … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
2 دیدگاه
یادداشتهای شخصی( کتابفروشیهای قدیم تهران)
بخش اول به یاد دارم که پدرم یک شب با نان و پنیر و هندوانه به خانه آمد و همان دم در تکه کاغذی به دست من داد که رویش نوشته شده بود ” جامعالتمثیل “ من دوازده سالام بود … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
۱ دیدگاه
یادداشتهای شخصی( شواهد و کلمات)
چندی پیش رضا قاسمی در سایت خود (دوات ) نوشته بود که در اسرارالتوحید برای “اژدهای سیاه ” از واژهی شخص استفاده شده، و اضافه کرد که این خوانشِ متفاوت را باید یک “هدیه ” به زبان فارسی بدانیم. البته … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
۱ دیدگاه
یادداشتهای شخصی( حکایت مسعود و من)
بخش دوم اما به گمان من بهترین فیلم مسعود بعد از انقلاب “دندان مار” بود. این فیلم یکی از دقیقترین و به اصطلاح سینماییترین کارهای او بود و در همان سالی به نمایش در آمد که “هامون” داریوش مهرجویی همهی … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی( حکایت مسعود و من)
بخش اول مسعود کیمیایی را بیژن الهی با من آشنا کرد. من و بیژن دور و بر هیجده- نوزده ساله یودیم و مسعود بیست و دوساله بود و گیتار میزد و رسالهای در موسیقی مینوشت و هنوز بوبرنگی از فیلمسازیی … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی(روایات شمس از بخشی از جهان اسلام)
گذشته از حافظ که تمام زندگیام را با هنر و کمال شعر خود تسخیر کرده است مقالات شمس تبریزی دومین متنیست که از بدو انتشار کتاب بالینیی من بوده است. علاقهی من به مقالات سوای حکایات و تمثیلاتی که از … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی( حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند)
زمانی که صلاحالدین زرکوب مرشد محبوب مولانا که به دیوار میگفت “دیفار ” درگذشت مولانا سرودن مثنوی را که دفتر اول آن را که به نام او آغاز کرده بود کنار گذشت و مدتی سوگوار و بیحوصله از خانه بیرون … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:












