جستجو
دفتر هنر وبژهی «نشریات فکاهی ایران» را میتوانید با فشار روی نشانیی زیر بخوانید و داشته باشید:
daftar-honar.com
__لل_____________________
_..._________________
.....................................................................................
دفتر هنر شمارههای گذشته را میتوانید از طریق رسانه ابتیاع کنید.
ntjv ikv
_..._________________
..
**************
*دوستان گرامی
از شما که علاقهمندید با درج کارهای ادبی و هنریتان و نیز اخبار و اطلاعات تازه در رسانه شرکت کنید آنها را با فرمتword به نشانیی
habib@rasaaneh.com برایمان ارسال کنید تا در صورت امکان در اینجا منتشر کنیم.
____________________________
....
......
.....
..
«الف مثل باران» را از
رسانه بخواهید.
..............
..
..دو گفتار کتاب جدید محسن صبا چاپ انتشاراتیی آوانوشت منتشر شد.
......_______________________________________________
______________________________________________کتابهای رسیده
.با تشکر از دوستانی که کتابهای خود را برای رسانه ارسال داشتهاند.


این کتاب را میتوانید در نشانیی زیر بخوانید.
http://asre-nou.net/php/view.
php?objnr=31357 پیوندها
دستهها
- دیدار 1666
-
بایگانی دسته: یادداشتهای شخصی
یادداشتهای شخصی (ابلیس ای خدای بدیها تو کیستی؟)
قدیمیها میگفتند که عقرب کاشان هر کسی را بگزد صبح فردایش از دور به تماشای تشییع جنازه می نشیند. حکایت این سریال سوپر ابلهانهی ” پنج کیلومتر تا بهشت ” که به مناسبت ماه رمضان از سیمای امالقرای اسلام پخش شد من را به یاد آن مثال انداخت. حالا چرا؟ این که اصل فکر از روی فیلم بی ارزش آمریکایی ghost به سرقت رفته بود و یک نموره رنگ و لعاب اسلامی گرفته بود به کنار، تا آن جا که من اطلاع دارم بشر به کمک علم موفق شده فاصله ی زمین تا اورانوس را هم کشف کند، … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
2 دیدگاه
یادداشتهای شخصی (امریکا، امریکا)
وقتی عیسی به ناصره بازگشت دید که شهر با گذشته فرق کرده است و همه جا را لهو و لعب فرا گرفته است. مردی را دید که در گذر عام جیببری میکرد، پیش رفت وبه شانهی او زد و گفت: این چه کاریست که تو می کنی؟ مرد بر گشت و عیسای ناصری را شناخت و گفت: یادت نمی آید؟ من از بدو تولد دست و انگشت نداشتم و تو به من آنها را دادی؟ چه کار دیگری از من ساخته است؟ عیسی نگاهی از سر نومیدی به او انداخت و بی آن که چیز دیگری بگوید دور شد. جای دیگر مردی را دید که بر سر راه زنها ایستاده بود و با آنها که در حال عبور بودند ور میرفت. عیسی به او نیز نزدیک شد و او را نیز مورد شماتت قرار داد. آن … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی ” اندر معایب سرگرمی “
شارل بودلر شاعر بزرگ فرانسه گفته است: سختترین کارها سرگرم کردن خود است و به همین دلیل نوشتن شعر همیشه برای من این همه مشقتبار بوده است. برای آدمی مثل من که بودلر نبوده است خود را سرگرم کردن در روزگار جوانی با تماشای ” فیلمفارسی” تامین میشد. با یکی دو نفر از دوستان به سینما … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
2 دیدگاه
یادداشتهای شخصی (تهران ، طهران )
دکتر سید حسین نصر در کتاب مصاحبهی طولانیی خود با پسر خالهی جوانترش رامین جهانبگلو که بسیاری از سوالها را البته خود ایشان از خود پرسیده است جایی تعریف میکند که نام ” سهروردی ” را او به درخواست همسر شاه به جای خیابان ” فرح “ برگزیده است. یعنی روزی ملکه از او میپرسد چه نامی را به جای ” فرح ” از میان نامداران ایران مناسب آن خیابان میداند و دکتر نصر میگوید شاعران ایران سهم خود را گرفتهاند و تنها بزرگان فلسفهی ایران در این میان بینصیب ماندهاند که بهتر است با نام شیخ اشراق ” سهروردی ” شروع شود. و این گونه است که نامهای ” میرداماد ” و شاگرد نامدارش … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی (جنس دوم)
این که ایران پس از اسلام از کی تبدیل به سرزمین تکجنسیتی شد و مردان از چه زمانی صاحب کالایی به نام زن شدند خیلی روشن نیست. تنها میدانیم در یک قرنی که گذشت ابتدا مردی از راه رسید که به توسط مأمورانش خواست چادر را … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی_ طغرل، طغری، طغرا _
(از دفتر فرضیات ) ————– غلطخوانی بعضی از حروف الفبا گاهی یک واژه را در گذر زمان به چنان مکانی میبرد که معمولا از نهادن اولین خشت کج معماران حاصل میشود. مثلا وقتی شاهجهان پس از مرگ ملکهی ایرانی خود”ممتاز محال” ( مادر دارا شکوه ) مقبرهی باشکوهی به یاد او بنا کرد زبان هندیها مثل معمول سر حروف گیر افتادند و مقبرهی دردانهی قصر( = ممتاز محال ) که هنگام زاییدن پانزدهمین فرزند شاهجهان از دنیا رفته بود تبدیل شد به … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی( مرگ و مردهپرستی )
همان به کاین نصیحت یاد گیریم که پیش از مرگ یک نوبت بمیریم ( نظامی ) * این که میگویند ایرانیان مردهپرست هستند خیلی هم دور از واقعیت نیست . سابق بر این فرض بر این بود که این هم یکی از انحرافات منبعث از انحطاط دینیست که مردگان توسط یک آخوند مجلسی به احتساب رقم دریافتی از ورثه ممکن است بین حاتم طایی و قارون دست به دست شوند. هر چند سر آخر … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی(صحبت حکام ظلمت شب یلداست )
جایی خوانده بودم که یک خلبان نیروی هواییی ایران که در آغاز حملهی صدام به تازگی از زندان جمهوریی اسلامی آزاد شده بود در پاسخ به یک خبرنگار غربی که انگیزهی او را برای جنگیدن در مقابل ارتش عراق مورد تردید قرار داده بود گفت: شک نکنید! چون اولین باری که از عربها شکست خوردیم مسلمانمان کردند. بلای دیگری را تحمل نمی کنیم . این پاسخ … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
۱ دیدگاه
یادداشتهای شخصی( توکا در جمع ملکیها )
در میان نوشتهی من ” بیژن و خواب بزرگ ” که در شمارهی اخیر دفتر هنر به چاپ رسیده است عکسی از احمدرضا احمدی دیده میشود که در حالیکه از بالای عینک دوربین را نگاه میکند کتاب گشودهای را دردست گرفته است. این عکس به ظاهر بیارتباط را بیژن اسدیپور نازنین به فراست در جایی از نوشته آورده است که من ازتفاوت جنس شعر آن دوران احمد رضا احمدی و بیژن الهی نوشتهام. تاریخ آن عکس ظاهرا … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
2 دیدگاه
یادداشتهای شخصی”سوگنامهی کتاب”
یکی از خوشترین ایام زندگیام سالهای جوانی در دههی شصت میلادی بود که صبحها در لندن یک هفتهنامهی time out را زیر بغل میزدم و روزها را به تماشای فیلمهای کلاسیک آن روز و گشت و گذار در موزهها و کتابخانهها میگذراندم. یکبار با ترن زیر زمینی به کافهای رفتم که میگفتند یک قرن و اندی قبل پاتوق چارلز دیکنس بوده است. این که واقعا روزگاری آن خالق داستانهای عهد ویکتوریا در آن چهاردیواریی پوشیده از بوی چوب و … ادامهی خواندن ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی(در باب گشایش این صفحه )
در این شماره به سبب مشغلهی دوست بزرگوارمان آقای محسن صبا از داشتن یادداشتی تازه از ایشان محروم بودیم. لذا نوشتهی ذیل را که خود یادداشتی خواندنیست و در آغاز همکاریی ایشان با رسانه و در جواب تقاضای ما نوشته … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی(یادی از بابک و پدرش )
راستش هر چه در خود گشتم هیچ وجه مشترکی با استاد کم نظیری چون ایرج افشار نیافتم مگر یک چیز : بیست سال پس از او، من نیز شاگرد همان دبستانی بودهام که در باغ فردوس تجریش امروز موزهایست در چند صد متریی انتشارات بنیاد موقوفات پدرش محمود افشار. اما خاطرهی فراموش نشدنی من از مرد بزرگی چون او در جای دیگری نهفته است. * در انتهای راستهی کتابفروشیهای جلوی دانشگاه تهران، و اگر اشتباه نکنم روبروی سینما دیانا و در نزدیکیی کتابفروشیی توس، در آن سالهای آغاز پس از انقلاب یک کتابفروشی باز شده بود به نام انتشارات مولی که هنوزهم ادامهی ترجمهی … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی(یادش به خیر محمد قاضی)
یادش به خیر محمد قاضی مترجم نامدار نیم قرن گذشته را که وقتی برای عمل جراحیی حنجرهاش به فرانسه رفته بود روز عمل در پاسخ پزشک که احتمال از دست دادن تارهای صوتیی او را گوشزد میکرد گفته بود: – … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:
یادداشتهای شخصی((نگاهی به یک “شب جمعهگردی” بر خاک بیژن الهی) ۲
پرسشی که از محتوای نوشتهی ” یک سال با بیژن الهی و جزوه ی شعر ” برای یک آشنا با بیژن و آن نامها و آن روزها پیش میآید این است که نویسنده حالا که به جز اشاراتی به شعرهای جوانیی بیژن در جزوهی شعر، زبان ندانستن او، اشتیاق جوانیی او که در سکانس خانهی یدالله رویایی چون بیگاری توصیف شده است، نقل شوخیهای پلید از زبان دیگران، و سر انجام اجرای آخرین سفارش … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
۱ دیدگاه
یادداشتهای شخصی(نگاهی به یک “شب جمعهگردی” بر خاک بیژن الهی)
همای گو مفکن سایهی شرف هرگز در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد ( حافظ ) در عرصهی فرهنگیی ما ایرانیها عوارض خود بزرگ بینی، یا طبق صریحترین ترجمهی اصطلاح علمیی آن ” گنده گوزی” در هیچ کجا … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهها برای یادداشتهای شخصی(نگاهی به یک “شب جمعهگردی” بر خاک بیژن الهی) بسته هستند
یادداشتهای شخصی (شاهدی اروتیک از نثر فارسی۲)
توضیح: بخش اول این مطلب در تاریخ۱۶ نوامبر ۲۰۱۰ رسانه آمده است که علاقمندان میتوانند بامراجعه به یادداشتهای شخصی پایینِ زیربخش دستهها واقع در سمت چپ این صفحه آنرا مطالعه کنند.…………..رسانه ک . (روایت شمس تبریزی از مکتبخانهای و روسپیخانهایدر … ادامهی خواندن
منتشرشده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید:












