بایگانی دسته: یادداشت‌های شخصی

یادداشت‎های شخصی (صد تا یک غاز آسمانی)

این که دیگر مسلم شده فضاپیمای وُیجر ١ وارد فضای میان ستاره‌ها شده و مدت مدیدی‌ست منظومه‌ی شمسی را ترک کرده مورد نظر این یادداشت نیست. چرا که این نویسنده آن چه از نجوم می‌داند از کتاب‌هایی چون التفهیم بیرونی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادداشت‌های شخصی ( یک واژه در یک شعر )

– از یکی از دوستان قدیمی من خواسته بودند که در باره‌ی کلمه‌ای در یکی از شعرهای جوانی‌ی بیژن الهی توضیحی بدهد ، و او این کار را به من واگذار کرده است. تا آنجا که به یاد دارم آن … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | 3 دیدگاه

یادداشت‎های شخصی (‎تولستوی و دیگری‎)

در سنین پیری و در سراشیب زندگی به شکل نا به خود  و آسان دیگر چیزی آدم را برنمی‌انگیزاند و خواندن هر کتاب و یا مطلبی و یا حتی دیدن فیلم‌هایی که روزگاری برای دیدن آن ها سر و دست می‌شکستیم راحت نیست. شاید از همین روست که همیشه اگر میلی هم باقی مانده باشد به بازخوانی متونی می‌گراید که از گذشته‌ها در قبول ما جا افتاده‌اند و بخشی از زندگی‌ی ما شده‌اند. بنابراین وقتی در جایی چشمم به عکس تولستوی افتاد که در کنارش دو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادداشت‌های شخصی (‌کوتاه مثل شاه‌)

آنها که خدایگان کاذب را دیده بودند می‌دانند که او هم مانند.تمام خودشیفتگان تاریخ از نعمت قد بلند بی‌نصیب بود و می‌خواست روی حافظ را بابت این بیت کم کند  ز دست کوته خود زیر بارم که از بالا بلندان شرمسارم  اگر چه اوبا ترفند فیلم‌برداران که از زاویه‌ی  پایین او را می‌گرفتند هیچ‌وقت  شرمسار  نشد  و  به  جایش  هر وقت که لازم دید فرار را بر قرار ترجیح داد. مثلی داریم  که می‌گوید ” یک پای دعوا فرار است ” و او  همیشه همین پا بود. اگر چه قبل از … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادداشت‌های شخصی (کتاب‌فروشی‌های قدیم تهران )

بخش سوم عبدالرحیم خان احمدی پسرعموی احمد رضا احمدی بود. البته او چندین سال از ما بزرگ‌تر و از نسل قدیم‌تری بود که همگی افکار چپ ( اندر قیچی ) داشتند . یادم است خود او نمایشنامه‌ی ” آن که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادداشت‌های شخصی (چرند پرند)

        به نظر من یکی از کسانی که نوع طنز دهخدا را در چرند پرند به درستی  به کار برد ایرج پزشکزاد بود که با نام الف پ آشنا هجویه‌های خود را به نام” آسمون ریسمون ” نیم قرن پیش در مجله‌ی فردوسی‌ی آن روز به چاپ  می‌رساند. اگر دهخدا به دلیل تغییر روزگار پس از مشروطیت دست از نوشتن  چرند پرند برداشت و به دوستی که چرایی آن را پرسیده بود گفت: شما شور و حال آن دوران را به من بدهید تا چرند پرند تحول‌تان دهم ولی کار پزشکزاد با پیچیدن به پر و پای دولتمردان شاید آنقدر موثر نبود که به دادایی‌های روشنفکران از نوع شاملو که اگر شاعر بزرگی بود، مترجمی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | ۱ دیدگاه

یادداشت‌های شخصی قبول خلق چون شوکران است

این جمله‌ی بی‌مانند از عارف بزرگ قرن هفتم عزیزالدین نسفی صاحب کتاب شاهکار انسان الکامل است. آن‌چه او گفته است نظریه‌ای‌ست که اثبات آن به دفعات ثابت شده و من در یادداشت قبلی‌ی خود آن را شاهد ” پای طاووس ” شعر سپهری دانسته بودم . بزرگترین آثار ادبیات و هنر دنیا هرگز و یا لااقل تا قرن‌ها مورد توجه  مردم قرار نمی‌گرفته بود. وقتی جویس بزرگترین رمان قرن بیستم ” یولیسس ” را به ناشر انگلیسی پیشنهاد کرد ویرجینیا وولف که به  عبارتی مهمترین نویسنده‌ی زن قرن و همسر ناشر بود رمان را رد کرد و سرانجام هم آن اثر در فرانسه  به  چاپ رسید. و وقتی مارسل پروست جلد اول شاهکار هفت جلدی خود ” گذر سوان ” را به انتشارات گالیمار سپرد آندره ژید که خود برنده‌ی جایزه ی نوبل ادبیات بود آن را نپسندید و از طرف گالیمار آن را رد کرد. بزرگترین آثار سینما چون همشهری کین، سرگیجه، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادداشت‌های شخصی ( من و سهراب و خواب )

نوشتن در باره ی بعضی ها آسان نیست و این مطلقا ربطی به ارزش‌گذاری‌ی آثار آنها ندارد. شما می‌توانید  کسانی را دوست بدارید که با کارهای آنها موافق نیستید و یا برعکس. در باره‌ی یکی از اسطوره‌شناسان  معاصر ایران بارها از زبان دوستان‌اش شنیده‌ام که مردی تنگ خلق و غیر قابل تحمل است اما وقتی جمعی از  بانوان اهل فرهنگ از همسر او پرسیده بودند چگونه او را تحمل می‌کند جواب داده بود به او به شکل اثری  تاریخی نگاه می‌کند که باید از آن حفظ و حراست شود. راستش از میان انبوه نوشته‌هایی که تاکنون درباره‌ی سهراب سپهری نوشته شده است من چیز چشمگیری نخوانده‌ام. حتی شاهرخ مسکوب که در این فن صاحب نام است و من شخصا نوشته‌ی او از یادبودهای  دوست خلبان نا آشنا و حریف خانه و گرمابه و گلستانش ” هوشنگ ” را یکی از بهترین  یادنامه‌های معاصر می‌دانم، آنجا که قلم را به سوی سهراب سپهری می‌گرداند حرفی برای گفتن ندارد. و این دو دلیل دارد: یکی  این که اصولا شخصیت سهراب نوشتنی نیست و دیگر این که اغلب … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادداشت‌های شخصی (مرگ یک جلال دیگر)

جلال دیگری از جمع دوست و آشناهای به این نام من بیرون رفت. اگرچه تفاوت بسیاری بوده است بین این  مرد عامی که زمانه او را همنشین حضرات نام آشنای‌ی این سی و چند سال اخیر ایران کرد با دو جلال دیگری که من یادهای تلخ و شیرین آن ‌ها را از روزگار مدرسه جایی نوشته بودم، اما همچنان می‌توانم یک خط بسیار باریک در تلاقی‌ی جغرافیایی‌ی آن دو معلم و این یکی جلال پیدا کنم. مدرسه‌ی ما، شاپور تجریش، در محوطه‌ی بازی قرار داشت که درش روبروی حمامی باز می‌شد که صبح‌های خیلی زود مردانه بود و بقیه‌ی روز را زنانه، و شاید باور نکنید من بی آن که ازتیره و تبار نصوح بوده باشم که طبق حکایت مثنوی مردی بود که به شکل زنان در حمام دلاکی می‌کرد در هر دو صورت زنانه و مردانه شاهد عینی‌ی آن حمام بودم و اگر نمونه‌ی اثباتی هم می‌خواهید اضافه کنم مردان درآن حمام عمومی همیشه با لنگ  حاضر می‌شدند … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | ۱ دیدگاه

یادداشت‌های شخصی «اعترافات شمس تبریزی از کجروی‌های اهل خانه‌ی مولانا»

این متن کوتاه ولی شگفتی انگیز را من از ” گسسته پاره‌ها “ی مقالات شمس تبریزی ی تصحیح دکتر محمد علی موحد گردآوری و ویراست کرده‌ام. کسانی که اصل کتاب را در اختیار دارند بد نیست برای مقایسه هم که شده نگاهی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | ۱ دیدگاه

یادداشت‌های شخصی (‌چند نکته در مصیبت‌نامه‌ی عطار‌)

در آن سال‌های خیلی دور که تازه مدرسه را رها کرده بودیم به هر کتابی‌که دست‌مان می‌رسید ناخنکی  می‌زدیم بی‌که آیا چیزی از آن سر در می‌آوردیم یا نه. زبان را خودمان می‌آموختیم و ادبیات غرب را  در هم می خواندیم که از میان‌شان  آن‌چه را به زعم خود درست می‌یافتیم ثبت زندگی‌ی خود کنیم. این نکته در مورد متون فارسی نیز صادق بود، چنان که نمی‌دانم چند ساله بودم که تمهیدات عین‌القضات را که عفیف  عسیران تصحیح کرده بود زیر بغل زدم و درِ خانه‌ی همسایه را زدم. حجت‌الاسلام ملکی که بعدها  … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

زلزله در ایران

نامه‌ی حبیب مراتب همدردی خود را با مردم عزيز مناطق زلزله‌زده‌ی استان بوشهر اعلام داشته برای کسانی‌که متحمل خسارات جانی و مالی شده‌اند آرزوی تحمل وشکیبایی می‌کند. یک‌بار دیگر خشم طبیعت دامنگیر ضعیف‌ترین بخش مردمان وطن عزیزمان ایران شد. گزارش‎ها … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادداشت‌های شخصی‌(‌نگاهی به متون‌)

یکی از خوانندگان همیشگی یادداشت‌های من از من پرسیده است ” آیا این سال‌ها، از گوشه نشسته‌های زنده یا جوانان تازه آمده‌، کسی را (می‌شناسم) که یا متون و  تصحیح متون را به دقت و سنجیدگی کار کند، یا این‌که  در پی اشراف بر متون و  نسخ، نگاهی جدید و منظری نو داشته باشد؟ ” پاسخ بنده این است که جوانان  تازه آمده‌ای را نمی‌شناسم که تصحیح متنی را با دقت بررسیده باشد اگر چه امکان چنین مهمی با وجود  علاقمندی  نسل امروز به میراث کهن زبان فارسی مطمئنا غیرممکن نیست، ولی با مقایسه با این استادان امروز با کسانی چون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | ۱ دیدگاه

یادداشت‌های شخصی (یوسف و آرگو)

  قدیمی‌ها می‌گفتند ” ختنه‌ گاهی که پارسال بریده شده بود تازه امسال خونش در آمده ” و این مثل کنایی و طنز آمیز را در باره‌ی کسانی به کار می‌بردند  که غائله‌ی تمام شده‌ای را دوباره مطرح می‌کردند و برای بهره‌برداری به آن موضوعیت می‌دادند. راستش هر چه فکر کردم تعریفی بهتر از این مثل   برای فیلم آرگو پیدا نکردم، فیلمی که به اعتبار آن چه هنر هشتم خوانده می‌شود بی ارزش تر از آن‌ست که  فقط ختنه‌گاه حق مطلب آن را ادا کند. فیلمی ساخته‌ی یک کارگردان بی‌تجربه که در کارنامه‌اش تنها برگ مثبت در گذشته نوشتن یک فیلم‌نامه‌ی مشترک بوده و در عوض عقب ماندن از دوستان همدوره‌اش در بازیگری که با جاه‌طلبی‌اش بهترین طعمه بوده  است برای سیاست‌بازان پشت صحنه‌ی هالیوود برای ساختن فیلم‌هایی که جز بازی‌های پنهانی چیز دیگری را  تبلیغ نمی‌کنند. آرگو فیلمی‌ست … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادداشت‌های شخصی

  دو تابلو از یک غایب یادآورد اول : مجید چند سالی از من بزرگ‌تر بود. قدش کمابیش دو متر می‌شد. دنبال یک مکان درختی برای تهیه‌ی فیلمی هشت میلیمتری از روی یکی از داستان‌های خیلی کوتاه‌ام می‌گشتم و به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | ۱ دیدگاه

یادداشت‌های شخصی

برادران حاتم طایی  در دیوان سنایی غزلی هست که ابلیس شرح آلام خود را می‌دهد، یعنی شعر از زبان ابلیس بیان شده است. دکتر شفیعی کدکنی معتقد است که چون سنایی جزو صوفیان مدافع ابلیس نبوده است ( چنانکه حلاج … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | ۱ دیدگاه