تحلیلی  بر یک شعر از ناهید عرجونی


ناهید عرجونی

 

نگاه نبی‌اله محرمی 

وساده لوحی در خانه ی ما موروثی است

پدر تار می زد

و می گفت جهان به آواز زنده است

برادرم برای جنگ نامه می‌نوشت:

«تمامش کنید ابله ها

مگر نمی‌بینید 

انسان کشته می شود»

ومن فکر میکنم 

خاورمیانه را

شعر نجات می‌دهد

تم اصلی این شعر خانم عرجونی خوشبینی و‌ خوش‌باوری بیهوده است . این شعر می‌تواند نمونه خوبی برای شعر سمبولیسم اجتماعی باشد.

شاعر با مهارت کامل مفاهیم و جملات را نه تنها در معنای قریب آن‌ها به کار نبرده بلکه با فضاسازی خواسته است معنای غریب و بعید را در ذهن خواننده القا کند.

بدون آن‌که مستقیماً بگوید خاورمیانه نجات پذیر نیست آمده و با استفاده از زبان شعر این مفهوم را به طرز هنرمندانه‌ای بیان کرده است.

✍️هرچند در خوانش سطحی شعر ممکن است مخاطب به این مفهوم زیبا و خوشایند برسد که به عقیده شاعر خاورمیانه را شعر نجات می‌دهد، اما چنین نیست، مفهوم اصلی شعر کاملاً برخلاف این برداشت می‌باشد، زیرا با آوردن جمله(( ساده لوحی در خانه ما موروثی است)) آن هم با فعل زمان حال که نشان از استمرار این ساده لوحی می‌دهد, باورهای خود، برادر و پدرش را نوعی ساده لوحی و خوش باوری بیهوده می‌داند.

✍️شاعر از سمبل‌ها و نمادهای بسیار گویایی در این شعر استفاده کرده است.

سمبل مکانی ، یعنی خانه که نمادی از یک کشور خاورمیانه‌ای بوده  که درگیر نابسامانی و جنگ می باشد.

سمبل‌های شخصیتی ، یعنی پدر، برادر و خود که سمبل سه طیف ازافراد جامعه می‌تواند باشد که هر طیف با دیدگاه خود معتقد به یک راه حل و یا نجات این خانه پر آشوب هستند.

✍️پدر نماد و نماینده‌ای از قشر پا به سن گذاشته‌ای و حتی از دنیا رفتگانی می‌تواند باشد ،که انرژی چندانی برای تغییر و اقدام عملی در جامعه نداشته و ندارند

قشری از جامعه که سر در گریبان خویش برده و آرامش جهان پرآشوب را در آرامش خود می‌بینند ((پدرم تار می‌زد)) یعنی پدرم صرفا برای آرامش دل خود تار می‌زد.

✍️برادر نماد و نماینده قشر روشنفکر و انتلکتوئلی است که از جنگ و کشتار بی‌گناه انسان‌ها در خاورمیانه رنج می‌برد جنگ افروزان و سیاستمداران جنگ افروز را ابله می‌داند و دیپلماسی را راه نجات می‌داند.

((برادرم برای جنگ نامه می‌نوشت))

✍️اما خودش نماینده وسمبل قشر فرهیخته وهنرمند اجتماعی و درد آشنای این خانه می‌باشد که شعررا تنها راه نجات خاورمیانه می‌داند

شعر خود نمادی از آگاهی می تواند باشد

پس شاعر خود نمادی از قشری است که شعور و آگاهی ملت خاورمیانه را راه نجات می‌داند وشعررا همانند سلاحی می‌داند که سبب افزایش آگاهی وشعور ملت خاورمیانه می‌تواند باشد 

وبه نوعی به این شعر معین بسیسو شاعر فلسطینی صحه می‌گذارد ((جنگ افزار من //چکامه‌ای است که به دنبال یک روزنامه می‌گردد))

اما درنهایت همانطوری که نتیجه‌گیری‌اش را در اول شعرش آورده، همه این باورها را ساده لوحی دانسته است و به نوعی به باور آلبر کامو رسیده است که می‌گوید ((هنرمندان فرهیخته وراستین فاتحان سیاسی خوبی نخواهند بود زیرا عاجزند))

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در نقد شعر ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

نظرتان را ابراز کنید