
مرجان ساتراپی
مرجان ساتراپى چگونه تصوير ايران را در جهان تغيير داد
ساتراپى يك اتفاق مهم را رقم زد. او ايران را از سطح سياست به سطح زندگى آورد. ناگهان جهان با دخترى روبرو شد كه موسيقى گوش مى كند، اشتباه ميكند
با خانواده بحث ميكند، عاشق ميشود ، مهاجرت ميكند و زير سايه انقلاب و جنگ بزرگ ميشود. همين بود كه پرسپوليس را جهانى كرد
،او تلاش نكرد براى ايران تبليغ كند، تلاش نكرد از ايران دفاع كند، تلاش نكرد كسى را قانع كند، او فقط زندگى را روايت كرد
وگاهى حقيقت وقتى صادقانه روايت شود از هر بيانيه سياسى قدرتمند تر است
او نشان داد / كه نه زن ايرانى آن موجود مطيع و خاموشى است كه حكومت تبليغ ميكند و نه ايرانىها آن جمعيتي يك دست و كليشهاى هستند كه بعضى از رسانه ها تصوير ميكنند
زن ايرانى در تصوير ساتراپى انسانى است كه پرسش ميكند، اعتراض ميكند، اشتباه ميكند، مىخندد و زندگى ميكند
پرسپوليس فقط زندگينامه ساتراپى نيست بلكه حافظه يك نسل است
نسلى كه انقلاب را ديد، جنگ را ديد، سانسور را ديد و اجبار را تجربه كرد. مهاجرت را لمس كرد و با دو پارگى هويتى زندگى كرد
اهميت مرجان ساتراپى به ادبيات محدود نماند ….. او ثابت كرد، تصوير و متن در كنار هم مىتواند !! تاريخ و حافظهى يك ملت را روايت كند
كتاب زن زندگى آزادى (شرح كوتاهى از مبارزات زنان و اشاره به پيشينهى مردسالارى و زن ستيزى در تاريخ ايران)
او در آخرين خطوط مقدمهى كتاب در سالگرد مهسا امينى نوشت: **دين خويش را به مردم ايران كه تا اين حد سزاوار مىباشند،،با فروتنى ادا مىكنم
در مراسم خاكسپارى،،،مادر اين هنرمند به حاضران گفت: مرجان نويسندهاى بود كه با قلماش دردها را لمس ميكرد
با رفتن ماتياس ( همسر فرانسوى مرجان) چيزى در مرجان شكست كه من چهار ماه در كنارش ماندم تا بداند هر تصميمى كه بگيرد، همراهش هستم
نامهاى برايم گذاشت كه در آن نوشته بود: مرسى مادر كه در كنارم ماندى!! اگر مىتوانستم به زندگى ادامه مىدادم، اما نشد!!!!!
مهمترين اهميت مرجان ساتراپى ،،. يك پيام ساده است
قدرت فقط در دست كسانى نيست كه حكومت ميكنند// قدرت در دست كسانى هم هست كه روايت ميكنند
همکارمان هلن شوکتی در هر شماره به موسیقی و هنرمندان ایرانی که به نوعی در اعتلاء و ارائه این هنر روحپرور دست داشتند میپردازد که همهماهه از نظرتان میگذرانیم.
فصل پنجاهم

هلن شوکتی
پرستو احمدى هنرمند نوازنده و خواننده و كارگردان

پرستو احمدى
پرستو احمدى يكى از چهرههاى جوان و در عين حال بحثبرانگيز موسيقى ايران است، كه در سالهاى اخير توانسته با شجاعت و صداى متفاوتاش، نام خود را به سرعت در رسانهها و بين مردم مطرح كند. او نه تنها به عنوان يك خواننده بلكه به نمادى از اعتراض و تغيير در جامعه شناخته مىشود
پرستو احمدى متولد ١٣٧٦ در نوشهر است. نامش با اجراى قطعهاى از عارف قزوينى ** از خون جوانان وطن** مطرح شد
او دانشآموخته كارگردانى سينما است و از چهاردهسالگى به فراگيرى سلفژ و صداسازى پرداخت. او پيانو مىنوازد و در سبك فولكلور و كلاسيك قطعاتى مشهور را باز خوانى كرده است. بازخوانى ترانهى فولكلور مازندرانى *عزيز جون *چهارسال پيش از او منتشر شد
او در سال ١٤٠١ بعد از اجراى از خون جوانان وطن، كار ديگرى با عنوان هواى آزاد منتشر كرد كه به گفته خودش اداى دين به جنبش زن زندگى آزادى بود
پرستو در يك خانوادهى معمولى متولد و بزرگ شد كه هر چند ارتباط مستقيمى با دنياى موسيقى نداشت، اما به هنر و ادبيات علاقه نشان مىداد
كودكى او در شهر آرام نوشهر در شمال كشور و در دل طبيعت گذشت و تأثير طبيعت آرام و فرهنگ محلى او را به سمت وسوى هنر و موسيقى كشاند
او بعدها در مصاحبههايش اشاره كرده كه بخشى از علاقهاش به بازخوانى ترانههاى فولكلور و محلى، ريشه درهمين دوران كودكى دارد
از همان نوجوانى، موسيقى براى پرستو چيزى فراتر از يك سرگرمى بود. او در نوجوانى وارد دورههاى آموزشى سلفژ و صداسازى شد و خيلى زود توانست مهارتهاى پايهاى در آواز را ياد بگيرد
بر خلاف بسيارى از هم نسلاناش كه به موسيقى پاپ گرايش داشتند، او به سمت موسيقى فولكلور و سنتى و نیز آثار اعتراضى كشيده شد
به گفتهى خودش: تحت تأثير صداى قمرالملوك وزيرى و مرضيه و برخى خوانندگان بزرگ معاصر قرار گرفت و همين نگاه متفاوت او باعث شد كه ازهمان ابتداى كودكى به دنبال ساخت هويتى مستقل براى صدايش باشد
پرستو احمدى در رشته كارگردانى سينما در دانشگاه سوره تهران تحصيل كرد. انتخاب اين رشته نشاندهنده علاقه او به هنرهاى چندِ بعدى بود
او باور داشت كه موسيقى و سينما دو هنر مكملاند و هر دو ميتواند روايتگر قصههاى اجتماعى باشند. تحصيل در دانشگاه امكان آشنايى او با هنرمندان جوان و جريانهاى نو را فراهم كرد و اين آغازى براى فعاليتهاى جدىتر او در عرصهى هنر و موسيقى شد
پرستو احمدى در ١٤٠٣ به همراهى گروهى از نوازندگان در كانال يوتوب خودش ويديويى از كنسرتى را كه اجراء كرده بود را منتشر ساخت
اين كنسرت در يك كاروانسراى تاريخى بنام ديرگچين اجراء شد. اجراى او در كاروانسرا به عنوان كنسرت فرضى مشهور شد كه شامل قطعاتى مانند: مراببوس، كمرباريك، چه سازم بود
ديرگچين كاروانسرايى در ايران است كه بر سر راه جاده تاريخى رى به قم در مركز پارك ملى كوير قرار دارد و متعلق به دوران ساسانى و صفويه ميباشد
دير گچين يكى از بزرگترين كاروانسراهاى ايران است و ويژگىهاى منحصر بفرد اين اثر باعث شده كه آن را مادركاروانسراهاى ايران بنامند
اين اجرا بلافاصله مورد استقبال شديد كاربران فضاى مجازى قرار گرفت و مردم ايستادگى و شجاعت او را تحسين كردند. اما حكومت چنين رويداد هنرى را هنجار شكنى دانست و معتقد است كه چنين محتوايى ميتواند به عادى سازى رفتارهاى مغاير ضوابط قانونى منجر شود
حسين عليزاده آهنگساز و نوازنده برجسته ايرانى در سخنان خود در مراسم استيون بلام
«Steven Blum». پژوهشگر بزرگ موسيقى ايرانى
از سلسله شبهاى مجله بخارا اجراى حكم براى پرستو احمدى را بشدت محكوم كرد. او معتقد است كه شجاعت يكى از چيزهايى است كه هنر به انسان ميدهد
پرستو احمدى پس از مدتى با يك ترانه از هوشنگ ابتهاج سكوت خود را شكست. اين قطعه به نوعى حديث نفس زنان خواننده در ايران است
با اين دل مآتم زده آواز چه سازم بشكسته نىام بى لب دمساز چه سازم
سپيده رييس سادات با حمايت از اين رويداد، كنسرت كاروانسرا را تحقق رؤياى ميليونها زن ايرانى دانست كه با حقيقت پيوند خورده است
بعيد مىدانم كه قمر، ملوك ضرابى و روح انگيز گمان مىكردند پس از يك قرن،. مردم ايران هنوز از شنيدن آواز يك زن روى صحنه متحير شوند
درباره Habib
متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.