![]()

نوشته: علیرضا نوری
آمده: در تلگرام شخصی نویسنده
تاریخ شعر فارسی اگرچه در ظاهر از اواخر قرن دوم شروع میشود، اما در اصل ادامهی سنتی است که آغاز آن با گاتها است. اسطوره و سنت عاشقانهنویسی چنان درهم تنیدهاند که تحلیل هر کدام بیحضور دیگری تقریبا غیرممکن است. مغازلهی انسان با طبیعت، با خود و با دیگری همواره در روایتهای اساطیری حضوری پررنگ و تاثیرگذار دارد. جریان عظیم عاشقانهسرایی نیز شروعش با گاتها است و چند جهش زیباییشناسیک دارد تا میرسد به روزگار ما که داستان آن حدیث دیگری است. روایت هر دورهای از عاشقانهسرایی داستان مثنوی هفتاد من کاغذ است. هر جای این رگ حیاتی انگشت بگذاری وجهی از رخ ایرانی سربلند میکند. بگذریم
ویس و رامین از داستانهای عاشقانهی شعر فارسی است. این منظومه سرآغاز عاشقانهسرایی در قالب منظومه به طور مستقل در شعر فارسی است. قبل از ویس و رامین در شاهنامه داستانهای عاشقانهی دلانگیزی وجود دارد که همگی در دل داستانها و روایتهای کلانتری جا گرفتهاند: سیاوش و فرنگیس، بیژن و منیژه و … . اما منظومهی ویس و رامین داستان عاشقانهی مستقلی است که بعد از آن هر منظومهی عاشقانهای در شعر فارسی نوشته شد نیمنگاهی هم به این داستان داشت. آنچه در سنت عاشقانهنویسی در شعر فارسی کارکرد سوژه یا سوژهها تعیین میکند؛ میل است. گویی میلی تاریخی در زمین شعر ایرانی هست که که بافت عاشقانهاش را به آیین مهر و مهرپرستی پیوند میخورد. ردیابی میل، پرویلماتیک کردن وضعیتی است که در آن عشق و سیاست و اجتماع دور یک آتش جمع میشوند، آتش عشقی که در هزار سال شعر فارسی همچنان روشن مانده و حلاوت و حرارت و اعتبارش را از آنجا میگیرد.
مینورسکی معتقد است اصل داستان مربوط به دورهی اشکانیان و به زبان پهلوی است که در قرن پنجم فخرالدین اسعد گرگانی به سفارش ابوالفتح مظفر حاکم اصفهان آن را به نظم درآورد.
اولین تصحیح ویس و رامین را ولیم ناسولیس منشی احمدعلی صاحب در قرن نوزدهم در کلکته انجام میدهد. دومین تصحیح از زنده یاد مجتبی مینوی است. محمد جعفر محجوب برای بار سوم ویس و رامین را تصحیح میکند. اما تصحیح معتبر را دو محقق گرجستانی به نامهای ماگالی دوتا و الکساندر گواخایا در سال ۱۳۴۹ و بر مبنای ۲۱ نسخه انجام میدهند. انگار مدتی بعد از سرایش منظومه به فارسی، کسی آن را به گرجی ترجمه میکند. نیکولای مار خاورشناس گرجی معتقد است ترجمهی گرجی این داستان: ” تقریبا بلافاصله پس از پیدایش منظومه به زبان فارسی به وجود آمده است”. صادق هدایت گفتار ارزشمندی دربارهی آن در مجلهی پیام نو در شماره های نُه و دَه، مرداد و شهریور ۱۳۲۴ نوشت و به نکات بسیار با اهمیتی اشاره کرد. هدایتِ داستاننویس آن را رمان در معنای امروزی میداند و اصلیترين مشخصهی آن را گفتگوی ذهنی شخصيتها برمیشمارد. فارغ از اين كه با هدايت همدل باشيم يا نه، نوع شخصيتپردازی و دیالوگها در اين منظومه از اهميت خاصی برخوردارند. وقتی دربارهی زنان حرف ميیزند، دقيقا از عميقترين لایههای ذهن زن حرف میزند يا در مورد مردان هم همينطور.
در اهميت منظومهی ويس و رامين میتوان از دريچههای متفاوت به گفتگو نشست؛
تاثیر بر منطومههای عاشقانهی بعد از خود مخصوصا لیلی و مجنون و خسرو و شیرین نظامی
متعهد به قسمی ایدههای پیشااسلامی
زبان سرراست و پیراسته نسبت به متون هم دورهی خود
تحليل و سير استعارههای جنسی
واكاوی خرده ساختارها تاثير گذار در روند شكل گيری داستان
تاثیر اعتقادات و عقاید بومی و کهن الگوها در لابلای داستان
بررسي نوع روايت
کارکرد یکسان و همسطح کاراکترها
ویس و رامین حکایت چند سوژهی میلگر است؛ شاهموبد، شهرو، ویرو و دایه. هر کدام در وضعیتی خاص با دیگر کاراکترها نسبت دارند. همهی سوژهها ابژهی دیگری هستند. هر کدام در وضعیت دیگری مداخله میکنند و تلاش دارند دیگری بزرگ او را به زیر بیاورند. اما ویس سوژهی ویرانگری است که در جای یکهای از ادبیات عاشقانهی فارسی میایستد. و شاید تنها زن/ معشوق شعر فارسی است که هم کنش دارد و همان دهان. تحلیل دهان ویس در واقع تحلیل دهان غایب در شعر فارسی است. در تاریخ شعر فارسی چند دهان حضور دارد؛
دهانِ غالب؛ همان دهان رایج و مردانهی شعر فارسی است که در نزدیکترین جای ممکن به گفتمان حاکم میایستد و صدای استبداد از دهان او بیرون میآید.
دهانِ عاشق؛ که در راستا و همسو با دهان غالب است و اغلب به یک اینهمانی رذیلانه میرسند.
دهانِ مشروع؛ که با دهان غالب و دهان عاشق تثلیث مردانگی هستند.
دهانِ مشروع؛ که با دهان غالب و دهان عاشق تثلیث مردانگی هستند.
دهان غایب؛ دهانی که تثلیث مردانگی آن را به حاشیه رانده است.




______________________________________________













