بایگانی ماهیانه: آوریل 2012

منتشرشده در سرفصل | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادداشت‌های شخصی( مرگ )

من الان در یک کتابخانه‌ی کوچک عمومی در شهر کوچکی در تکزاس این یادداشت را می‌نویسم. چند روز پیش گردباد و تگرگی به اندازه‌ی پرتقال مرا از لانه‎ام بیرون کشید. همیشه تصورم از گرد باد ترانه‌ی دلکش بود که اگر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | ۱ دیدگاه

صدای دفتر هنر ۲۲

در هر شماره بخش‌های(TRAKS) مختلف صداهای دفتر هنر متعلق به دفاتری که به همراه CD آمده‌اند را در رسانه ارائه می‎کنیم. با فشار روی 3 tofangdarqb12-12 Audio Track می‌توانید به بخش بیست و دوم صدای دفترهنر (طنزهای بیژن اسدی‌پور، با صدای فریدون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صدای دفتر هنر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دیدار با یداله رویایی

طرح لبخند ِزرتشت بر سنگ ِیک لوح کم‌ضخامت (کتیبه‌ی عمودی بر فراز سنگ گور) به شکل موج تراشیده شود، از مرمری غیر از سنگ گور. دور تا دور گور سبزه روئیده است و در میان سبزه تبر، بر پلکان محرابی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دیدار با یک شاعر | ۱ دیدگاه

استاد پوررضا خاموش شد

استاد فریدون پوررضا همشهری‌ی گرامی‌ی باران و باغ و برنج، آخرین ترانه‌ی عشق را خواند. جای او که با استفاده از ملودی‌های دیلمان، گالش و گیلک  برداشتی متفاوت از موسیقی فولکلور ارائه داده‌ خالی خواهد بود. استاد پوررضا با تحقیق … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

حیلت رها کن عاشقا

شعر حیلت رها کن عاشقا از مولانا جلال‌الدین رومی با صدای احمد شاملو شاعر بزرگ ایران   http://www.youtube.com/watch?v=yYfUudq9ZPo  

منتشرشده در صدای شعر دیگران | دیدگاه‌تان را بنویسید:

سه شعر

ادارات مثل روزنامه‌ها، اول همه را سر كار می‌گذارند بعد آگهی استخدام می‌زنند بچه‌های وظيفه، يا شاعر شده‌اند يا خواننده! خدا را شكر در خانه ما، كسی بيكار نيست يكی فرم پر می‌كند، يكی احكام می‌خواند يكی به سرعت پير … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر فرانو | دیدگاه‌تان را بنویسید:

طرح‌های امین‌ مؤیدی

منتشرشده در طرح‌‌ها و نقاشی‌ها | دیدگاه‌تان را بنویسید:

با صدای محمدعلی شکیبایی

منتشرشده در با صدای شاعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

نوش جان! این سنگ‌ها سوهاضمه نمی‌آورند.

 از: حبیب شوکتی‌نیا نوش جان! این سنگ‌ها سوهاضمه نمی‌آورند. نقدی بر : ما دانه دانه سنگ می‌خوریم / کروب رضایی / انتشارات فرهنگ ایلیا / رشت ۱۳۸۹ سرِکار که می‌روم کفش‌های تحملم را می‌پوشم تا از صفِ نان اخراج نشوم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در نقد شعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دیلماج

شعرهای‌ام ترجمه به فارسی‌ست ساکن آمریکا هستم و به گیلکی فکر می‌کنم  ۲۵  فروردین ۱۳۹۱

منتشرشده در شعر فرانو | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چهار شعر کوتاه

جان‌باز خرماپزان غروب بمب‌ها سوت می‌زنند  خاکریزها وصیت می‌نویسند مین‌ها می‌خندند مادر از خواب می‌پرد و همه‌ی دمپایی‌ها را به نمکی می‌بخشد.

منتشرشده در شعر فرانو | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یک شعر کوتاه

اینرو، دوست، آنرو، دشمن، سوغات ضرابخانه مدنیت! رودها را حرص عقیم می‌کند درختان، خمیرمایه برگ‌هایی آبستن دروغ بادها، زندانی آسیابی نان به نرخ روز خور به دل‌نوشته‌ها اعتماد نیست شاعران پیام‌آوران ابلیس‌اند…….

منتشرشده در شعر دیگران | ۱ دیدگاه

صبح عید – فریدون پوررضا – می گیلان

منتشرشده در رقص و ترانه‌های ایرانی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دو شعر کوتاه

۱ توی آشپزخانه توی راهرو پای باغچه زیر دوش حمام همه جا یک نفس به دنبال تو گشتم وقتی خوب خسته شدم به یادم آمد که تو اصلن نیامده‌ای

منتشرشده در شعر دیگران | دیدگاه‌تان را بنویسید:

عکس روز

منتشرشده در عکس روز | دیدگاه‌تان را بنویسید: