

یک شعر از: قباد حیدر
محبوبم!
اینجا جنگ شده است
آدمها موشک دارند
بهپاد و هواپیما و شلیک
خون است که ریخته میشود
باید نام تو را آهسته
بهزبان بیاورم
میگویند
هنگام جنگ نباید انسان بود
نباید عاشق بود

یک شعر از: حبیب شوکتی
یکی به زبان فارسی حرف میزند
دیگری به زبان انگلیسی
هر کشوری زبان خودش را دارد
تنها زبان خوش است
که مرز نمیشناسد
۲۰اکتبر۲۰۲۲

آخرین پرنده را هم رها کردهام
اما هنوز غمگینم
چیزی در این قفسِ خالی هست
که آزاد نمیشود.

یک شعر از: محمد مختاری
یک شعر از: افسانه نجومی
شبی دژم
که
تاریکی
به گردنمان آویخت

یک شعر از علیرضا نوری
حالا
مرگ
برشانه است و
خون
بر تن
هر اسمی
یک وطن است




______________________________________________













