خروس جنگی

نیکبختم از این‌که کتاب “خروس‌جنگی” (درباره‌ی زندگی پرثمر جلیل ضیاءپور) با همراهی نشر محترم فرهنگ ایلیا منتشر شد و باری از گُرده‌ی من برداشته…

 

ضیاءپور، در عصری که هنر ایران، آلوده به سکون و خمودگیِ سنت بود، از شهر کوچک و بندری انزلی در گیلان، به قصد کشفِ نوشناخته‌ها برخاست، جهان‌های دیگر را گشت و با سلاح مدرنیسم بازگشت و با شمایل یک خروس‌ جنگی، در کنار یارانِ جوان و جنگنده و جویای تازگی، به ستیز با تیرگی و کهنگی رفت و آواز صبح سرداد و این گونه پرچمدار نوگرایی در هنر ایران شد.

 

درباره‌ی مبارزه‌ی سخت و تحول‌خواهانه‌ی ضیاءپور، ایده‌ها و کنش هنرمندانه‌اش، هم یاران روزهای مبارزه‌اش در دهه‌ی۲۰ و۳۰، هم شاگردانش (جوجه خروس‌جنگی‌ها) و هم دوستداران یا منتقدین‌اش، چه در زمان حیات و چه پس از مرگ‌اش بسیار نوشته‌اند. جز این‌ها، او خود اهل قلم بود و از این رو حاصل اکثر جستجوها، پژوهش‌ها و هم یافته‌ها و باورهایش در حوزه‌ی فرهنگ و هنر را در زمان حیاتش مکتوب و منتشر کرد اما آن چه در سال‌های رفته به نسبت کمتر به آن پرداخته شد، زیست شخصی و هنری او بود. در واقع شناخت‌نامه‌ی خروسِ جنگی و این که او چگونه پا در این مسیر صعب نهاد، چه کرد و بر او چه رفت که آغازگر نهضت نوگرایی در هنر، و پدر نقاشی مدرن ایران لقب گرفت.

 

این پرسش نه از امروز، که از اواخر دهه‌ی۸۰ با من بود. از وقتی که با جمع دوستانِ همراه، در قالب مجمعی فرهنگی-هنری، میزبان اولین جشن بزرگداشت و تولدِ جلیل ضیاءپور در زادگاهش (انزلی) شدیم.

پس از آن در جریان پژوهش و جستجوی گاه به گاه اما پیوسته، کم کم دسترسی به منابع و ماخذ محقق شد و در میانه‌ی دهه‌ی۹۰، دیگر اطلاعات کلی و محتوای لازم برای تدوین شناخت‌نامه‌ای به نسبت جامع در دست بود و در اواسط سال۱۳۹۶ هم به انجام رسید. با توجه به اهمیت آراءِ ضیاءپور به خصوص در سال‌های آغازین جنبش، بازنشر گزیده‌ای از مقالات و سخنرانی‌ها نیز به عنوان پیوست کتاب امری ضروری آمد. 

پس متن‌ها گزینش شد و مجموعه‌ی اثر با همراهی فرزند محترم‌شان (بانو مهشا ضیاءپور) برای تائید و احتملاً تصحیح در اختیار همسر استاد (بانو صابر تهرانی) قرار گرفت که ایشان نیز علی‌رغم بیماری، با مهربانی و صبوری پذیرا شد و پس از ویرایش نهایی، شد آن‌چه که حالا در پیشگاه شماست.

 

مجموعه‌ی مکتوبِ «خروسِ جنگی» (که قطعاً کامل نیست و نواقص و کاستی‌هایی دارد) در واقع ادای دینی‌ست به همه‌ی کوشندگان راه آگاهی. آن‌ها که تن به زنجیر جهل و خرافه ندادند. هوای تازه را خواستند و از دیوارهای تعصب و تحجر گذشتند.

و هر آن‌که در تاریکی چراغی می‌افروزد…

آمده در: صورت‌کتاب بیژن اسدی‌پور

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در مقاله ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

نظرتان را ابراز کنید