۱-مشروطه

DNA ناصرالدین شاه، دیر جواب داد

ماشین دودی راه افتاد

ما داد زدیم: انقلاب!

در باغشاه پیاده شدیم

ما داد زدیم: آزادی! 

به ترمینال غرب رسیدیم

ما داد زدیم: استقلال!

پیروزی به رده نهم سقوط کرد

حالا من، زیر پل ستارخان

مانده‌ام که این شعر را چگونه تمام کنم!

۲-تفاهم


پزشکان اصطلاحاتی دارند

که ما نمی‌فهمیم

ما دردهایی داریم که آنها نمی‌فهمند

نفهمی بد دردی است

خوش به حال دامپزشکان!

*********

۳-

آب های جهان بوی نفت می‌دهند
نفت بوی دلار
دلار بوی خون
خون بوی ایدز
ایدز بوی حقارت آدم های یک بار مصرف
بچه ها تورا به خدا مواظب باشید
بنی آدم اعضای خود می‌فروشد!

*
در کوچه، گوسفندم
در مدرسه، طوطی
در اداره، گاو
به خانه که می‌رسم سگ می‌شوم
چوپانی از برنامه کودک داد می‌زند:
گرگ آمد! گرگ آمد!
و من کنار بخاری
شعر تازه ام را پارس می‌کنم!

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در شعر دیگران ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.