ارسال شده در سرفصل | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

سال نو پیروز

در این شرایط سخت که ایرانیان عزیز علاوه بر مشکلات حدیده‌‌ی روزانه درگیر ویروس جانسوز کرونا هستند ضمن همدردی با کسانی که عزیزانشآن را در این نبرد بزرگ با کرونا از دست داده‌اند و یا نمی‌توانند بیمارشان را در بیمارستان و از نزدیک ملاقات کنند جایی برای تبریک سال نو نمی‌بینیم اما می‌توانیم سال نو را به همه‌ی هموطنان و دیگر مللی که تقویم‌شان اول بهار آغاز می‌شود سالی مملو از سلامتی و موفقیت آرزو کرد

سال نو بر شما مبارکا

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای سال نو پیروز بسته هستند

یادی از غلامحسین نصیری‌پور ۲


ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خورشید بر پیشانی‌ی فلک‌افلاک | دیدگاه‌ها برای یادی از غلامحسین نصیری‌پور ۲ بسته هستند

یادداشت‌های شخصی (تولستوی و عشق آنا کارنینا)

در شاهکارهای هنر و ادبیات دنیا فصل‌هایی وجود دارد که خود را ازمیان اصل متن  بیرون کشیده و شناسنامه‌ای مخصوص به خود پیدا می‌کنند. حسنک وزیر از تاریخ ابوالفضل بیهقی و شیخ صنعان از منطق الطیر عطار را میتوان  نمونه‌های مشهور نظم و نثر فارسی این سخن در تاریخ ادبیات فارسی دانست. اما کسانی هم  بوده‌اند که فصل  نهایی شاهکار منحصر به فرد تاریخ رمان‌نویسی یعنی آنا کارنینا ی تولستوی را بر عکس از مقوله‌ی جمع بندی‌های معمول رمان کلاسیک دانسته‌اند که قبل از آن رمان  تمام شده بوده است. در واقع  سرانجام عشق تراژیک آنا کارنینا  در فصلی که آن را آغاز حرکت جریان سیال ذهن در ادبیات مدرن دانسته‌اند با خودکشی او در ایستگاه  قطار به پایان می‌رسد‌، عشقی که نقطه‌ی آغاز آن مصادف با مرگ کارگری بود که هنگام ورود آنا به مسکو و برخورد اولش با ورونسکی زیر قطار له شده بود.  حکایت بسیارغریبی‌ست که سی و چند سال بعد از انتشاراین رمان خود تولستوی نیز در یک  ایستگاه راه آهن از دنیا رفته است.

اگر چه دقایق این رمان عظیم از این نکته‌ها بسی فراتر می‌رود و تنها یک نابغه  می‌توانسته است از یک ماجرای معمولی‌ی روزنامه چنان جزئیاتی خلق کند که به اثری بیانجامد که دور نیست نزدیک‌ترین رمان روایی باشد به واژه‌ی دست نیافتنی کمال.  می‌گویند درخشش غزل‌های  حافظ وقتی بیشتر به چشم می‌خورد که بدانیم هنوز صدای غزل‌های سعدی از کوچه باغ‌های شیرازیان به گوش می‌آمده است؛ و طلوع اثری چون آناکارنینا پس از شهرت جهانگیر جنگ و صلح از همین مقوله بوده است. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌ها برای یادداشت‌های شخصی (تولستوی و عشق آنا کارنینا) بسته هستند

بــیــــانــیــــه کانون نویسندگان ایران

 

—————————–
بیانیه کانون به مناسبت درگذشت فریبرز رئیس‌دانا
کانون نویسندگان ایران امروز۲۷ اسفند به مناسبت درگذشت فریبرز رئیس‌دانا بیانیه‌ای منتشر کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: «فریبرز رئیس‌دانا از امضاءکنندگان متن ۱۳۴ نویسنده بود و در دو دهه‌ی گذشته در کانون نویسندگان ایران همواره حضوری موثر داشت. پس از قتل جنایتکارانه‌ی محمد مختاری و محمدجعفر پوینده لحظه‌ای از خونخواهی و ادامه‌ دادن راه آنها باز نایستاد.

متن کامل بیانیه:
بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران درباره‌ی درگذشت فریبرز رئیس‌دانا

فریبرز رئیس‌دانا، نویسنده، اقتصاددان و عضو قدیمی و برجسته‌ی کانون نویسندگان ایران که در تاریخ بیستم اسفند ۱۳۹۸ به دلیل احتمال ابتلا به ویروس کرونا در بیمارستان تهرانپارس بستری شد، ساعت پنج صبح دوشنبه بیست و ششم اسفند ماه درگذشت.
فریبرز رئیس‌دانا نویسنده‌ای آزادی‌خواه، روشنفکری متعهد و برابری‌‌طلب، اقتصاددانی پرآوازه، صدای بی‌صدایان و زبان گویای کارگران و فرودستان و مدافع سرسخت آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا بود. دارای شخصیتی ممتاز و چند وجهی بود و همزمان در عرصه‌های مختلف فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی حضور همزمان و مداوم داشت. فعالان کارگری، کنشگران محیط زیست و فعالان حوزه‌ی زنان از یاری‌اش برخوردار بودند، پژوهشگران حوزه‌های مختلف علوم اجتماعی از دانش و بینش او بهره می‌بردند و شاعران ونویسندگان آرای انتقادی او را ارج می‌نهادند. از این رو از محبوب‌ترین روشنفکران زمانه‌ی ما بود و جمع کثیری از مردم، صداقت و شجاعت او را در بیان حقایق و افشای فساد گسترده‌ی حاکم بر اقتصاد و سیاست کشور می‌ستودند. چنین ویژگی‌هایی سبب شد که حاکمیت، حضور او را که از مجرب‌ترین استادان علم اقتصاد بود، در دانشگاه‌های کشور تاب نیاورد؛ با احضارها و بازجویی‌های مکرر آزارش دادند و به جرم انتقاد از سیاست‌های اقتصادی کشور و پیش‌بینی عواقب زیان‌بار اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها که به فقیرتر شدن اقشار فقیر جامعه انجامید، به زندان محکومش کردند.
فریبرز رئیس‌دانا از امضاءکنندگان متن۱۳۴نویسنده بود و در دو دهه‌ی گذشته در کانون نویسندگان ایران همواره حضوری موثر داشت. پس از قتل جنایتکارانه‌ی محمد مختاری و محمدجعفر پوینده لحظه‌ای از خونخواهی و ادامه‌ دادن راه آنها باز نایستاد. حضور همه ساله‌ی او در مراسم سالگرد ِ آن دو، حتی هنگامی که از بیماری سرطان رنج می‌برد، مایه‌ی دلگرمی و الگوی وفاداری و مقاومت برای اعضای کانون نویسندگان ایران بود. وی سه دوره عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران بود و در آخرین مجمع عمومی (بهمن ۱۳۹۷) به عنوان بازرس مالی کانون برگزیده شد. به پاس دو دهه همدلی و همراهی های بی دریغش، کانون نویسندگان ایران در اسفند ماه سال ۱۳۹۵ مراسم بزرگداشت او را برگزار کرد.
فریبرز رئیس‌دانا در شرایطی چشم از جهان فروبست که کشور ما را بحرانی عمیق و فاجعه‌بارناشی از شیوع ویروس کرونا فراگرفته است. او از میان ما رفت، بی آن که محقق شدن آرمان‌های شریف انسانی‌اش را به چشم ببیند و شاهد برچیده شدن بساط سانسور، استثمار، فقر و نابرابری باشد. با این وجود با ده‌ها اثر ارزشمند که در زمینه‌ی اقتصاد سیاسی، شعر و نقد ادبی از خود به یادگار گذاشت، بذر امید و مبارزه برای تحقق برابری و آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا را در جامعه‌ی ما پراکند.
درگذشت فریبرز رئیس‌دانا ضایعه‌ای بزرگ برای کانون نویسندگان ایران، جامعه‌ی فرهنگی و ادبی مستقل، جامعه‌ی مدنی و کنشگران صنفی کشور است. کانون نویسندگان ایران درگذشت او را به خانواده‌اش و به مردم ایران تسلیت می‌گوید و امیدوار است در اولین زمان ممکن مراسم یادبودی درخور ِ قدر ِ والای او برگزار کند.

کانون نویسندگان ایران
۲۷ اسفند ۱۳۹۸
ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای بــیــــانــیــــه کانون نویسندگان ایران بسته هستند

می‌گویند ۷۴

ارسال شده در می‌گویند | دیدگاه‌ها برای می‌گویند ۷۴ بسته هستند

واژگان خانگی

شاعران این شماره:
اکبر اکسیر، نصرت رحمانی،، احمد شاملو، فتح‌اله شکیبایی، ناهید عرجونی و علی‌رضا نوری


یک شعر از: اکبر اکسیر

 

«میدان فردوسی»

رخش، گاری کشی می‌کند
_ رستم، کنار پیاده رو سیگار می‌فروشد
_ سهراب، ته جوب به خود می‌پیچد
_ گردآفرید، از خانه بیرون زده
_ مردان خیابانی، برای تهمینه بوق می‌زنند
_ ابوالقاسم ، برای شبکه‌ی سه
سریال جنگی می‌سازد
وای…
موریانه‌ها به آخر شاهنامه رسیده‌اند!!

ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اشعار این شماره | دیدگاه‌ها برای واژگان خانگی بسته هستند

صورت‌نامه ۸۰

ارسال شده در صورت‌نامه | دیدگاه‌ها برای صورت‌نامه ۸۰ بسته هستند

بچه‌ی جوادیه۲

مجله‌ی فرهنگی ادبی‌ی «۴۰چراغ» برای سالروز سفر عمران صلاحی شاعر و طنزنویس محبوب مردم بخشی از شماره‌ی ۷۷۵ شنبه ۳ اسفند سال ۹۸خود را به او اختصاص داده که ما همان‌طور که قبلا گفتیم شماره‌‎ی دوم و پایانی‌ی آن‌را تحت عنوان بچه‌ی جوادیه۲ در این‌جا نقل می‌کنیم



ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در مقاله | دیدگاه‌ها برای بچه‌ی جوادیه۲ بسته هستند

زندگی‌ی ناخوش و کوتاه یک انتشاراتی


,,,,,,,,,,… امیر عزتی

 

امیر عزتی (زاده:۱۳۴۷، تبریز) فیلم ساز، منتقد سینما، مترجم، روزنامه نگار، نویسنده و ناشر اقدام به تهیه‌ی مقالاتی در رابطه با انتشاراتی که به دلایلی نتوانستند بیش از چند شماره دوام بیاورند تحت عنوان «زندگی‌ی ناخوش و کوتاه یک انتشاراتی» اقدام کرده است که در این شماره مقاله‌ی ایشان در مورد انتشارات پنجاه و یک را در اختیارتان می‌گذاریم.       

                                                                                                                          رسانه

  


ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در زندگی‌ی ناخوش و کوتاه یک انتشاراتی | دیدگاه‌ها برای زندگی‌ی ناخوش و کوتاه یک انتشاراتی بسته هستند

آموزش ِ زبان مادری و آموزش به زبان مادری


……………احمد افرادی

حکایت ِ « آموزش زبان مادری » و اخیراً « آموزش به زبان مادری»، اگر از سوی برخی کشورهای مخالف جمهوری اسلامی ، به عنوان تمهیدی برای ایجاد نفاق در میان اقوام ساکن ایران و نهایتاً اهرمی برای تجزیه‌ی کشور به کار گرفته می‌شود، برای برخی فعالان سیاسی دستمایه‌ای است برای دموکرات‌نمایی وابزاری برای محبوب‌القلوب‌شدن در میان « هویت‌طلبان».
در ده – پانزده سال اخیر که موج «هویت‌طلبی» (همچون تظاهری روشنفکرانه) در ایران به راه افتاد،هیاهو و جنجال، در آغاز برسر« آموزش ِ زبان مادری» بود:

این که اقوام ساکن ایران، باید مختار و مجاز به آموختن زبان مادری باشند و دولت‌ها امکان آموزش این زبان‌ها را فراهم آورند، وگرنه، این زبان‌ها با خطر نابودی رو به رو خواهند شد.

انگار، در طول سده‌هایی که این اقوام در فلات ایران بسر می‌برند، این « هویت‌طلبان » و حکومت‌های مسلط بر ایران بودند، که بقا و ماندگاری این زبان‌ها را تضمین کرده‌اند!! وگرنه، امروز، از زبان این اقوام ، نشانی برجای نبوده است!
این هیاهو و تکاپوی به ظاهر فرهنگی، عموماً با موج « فارسی‌ستیزی» و دشمنی با قوم فارس (که معلوم نیست، این نام، کدام قوم ساکن ایران را نمایندگی می‌کند) همراه بوده است:

این که، قوم واهی فارس (در طول تاریخ) همچون عامل اسیمیلاسیون (همگون سازی) اقوام داخل ایران عمل کرده است!!
این که، این قوم موهوم، اشغالگر ایران و استعمارگر دیگر اقوام ساکن ایران بوده است و…!!

انگار، نه انگار که، در طول هزار و دویست سال اخیر، عموماً قبایل ترک‌نژاد بر ایران حکومت کرده‌اند.

در پی گسترش این بازار مکاره، روشنفکران واهالی فکر و فرهنگ، برای تلطیف فضای خشم و خروش و نشان دادن حسن نیت، نظر رژیم حاکم بر ایران را به این خواسته‌ها جلب کرده‌اند، که تدریجاً واکنش موافق نظام را ( در مورد برخی از این زبان‌ها) در پی داشته است و سرانجام، « برای نخستین بار، تدریس رسمی زبان و ادبیات کُردی، در قالب کتابی درسی که به عنوان ضمیمه کتاب فارسی دوره اول متوسطه تدوین شده، در مدارس شهرستان سقز در استان کردستان آغاز شد.»۱
و متعاقب آن « اولین کتاب آموزشی بخش زبان و ادبیات کردی دانشگاه کردستان برای درس مورفولوژی زبان کردی ( وشەناسی زمانی کوردی ) در سطح کارشناسی به قلم سعید کرمی و زیرنظر پژوهشکده کردستان شناسی دانشگاه کردستان به چاپ رسید.» ۲
اما، در ادامهی حسن نیت مجامع فرهنگی ( برای گرفتن حربه‌ی نفاق از دست فرصت طلب‌ها)، بر این خواسته‌ها افزوده شد و این بار، پرچم « آموزش به زبان مادری» بر سر بام فضای مجازی به اهتزار در آمد که:
دروس آموزشی، باید به زبان اقوام مختلف ساکن ایران تدریس شود.
من نمی‌دانم، کسانی که « آموزش به زبان مادری» را تبلیغ می‌کنند، جوانب امر و مشکلات عدیده، بر سر راه چنین پروژه‌ای را در نظر گرفته اند؟
می‌گویند « در ایران بیش از ۷۵ زبان و گویش، رایج است و مردم ایران احتمالا تنها چند زبان را می‌شناسند که یا گویش‌ور بیشتری دارند و یا افراد به واسطه‌ی خاستگاه خانوادگی‌شان با آنها آشنا هستند.»
گیریم در عقلایی و سنجیده بودن پروژه‌ای از این دست، حرفی نباشد، می‌پرسم:
آیا این گونه نیست که برای عملی شدن این پروژه ، باید حدود هفتاد و پنج نوع کتاب درسی مختلف برای این آموزشکده ها تدارک دید و مدرّسانی برای‌شان تربیت کرد؟
به عبارت دیگر، با کدام امکانات آموزشی، انسانی، تدارکات، ملزومات و … می‌توان در هر منطقه، آموزشگاه‌هایی به زبان مردم آن منطقه برپا کرد؟ تکلیف دروس فیزیک ، شیمی و… به زبان محلی چیست؟

افزون بر این، تکلیف باشندگان مناطقی که اقوام مختلف ( به مثل در آذربایجان غربی که کردها و آذربایجانی و.. ) در کنار هم به سر می‌برند، چیست؟
در تهران ، اقوام مختلف، با گویش‌های گوناگون (به گونه‌ای پراکنده) زندگی می‌کنند. می‌پرسم، در کشوری که با کمبود شدید مدارس و کادر آموزشی رو به رو است و حتی در استان‌های ( به طور نسبی) مرفه، همچون تهران ، مدارسْ چند نوبتی است، چگونه می‌توان در آن‌جا، به زبان‌های مختلف مدرسه برپا کرد. آخر حرف غیرمنطقی‌زدن و ژست روشنفکری گرفتن هم حدّی دارد.
گرچه ، مشکلات ، به همین‌ها و همین‌جا ختم نمی‌شود، اما از آن‌جایی که متن‌های بلند در حوصله‌ی فیسبوک و کلاً فضای مجازی نیست (و در این مورد، بسیاری گفته‌اند و نوشته‌اند) حکایت را در همین‌جا به پایان می‌برم.
——

1ـ https://www.bbc.com/persian/iran/2015/04/150406_l44_kurdish_language_textbook

https://isi-isc.com/fa/post/aolin-ktab-aamozshi-bkhsh-zban-o-adbiat-krdi-danshgah-krdstan-mntshr-shd

ارسال شده در مقاله | دیدگاه‌ها برای آموزش ِ زبان مادری و آموزش به زبان مادری بسته هستند

در حاشیه‌ی شعر هوشنگ بادیه‌نشین

 

یادداشتی از علی یاری منتشرشده در روزنامه‌ی اعتماد. سه‌شنبه.۲۰ اسفند ۱۳۹۸. ص۹.

۱. خواندن شعر شاعرانی هم‌چون هوشنگ بادیه‌نشین برای نسلی که با دگرگونی‌ها و ذهن و زبان شعر و شاعران امروز خو گرفته است، شاید اندکی ملال‌انگیز باشد، چون شکل تراش‌خورده‌ی شعر او را این‌جا و آن‌جا در شعر شاعران نامدارتر چند دهه‌ی گذشته دیده و خوانده است؛ اما برای کسانی که سویه‌های تبارشناسیک دگرگونی‌های شعر معاصر ایران را پیگیری می‌کنند، لایه‌های عمیق‌تر جریان‌های شعری معاصر را می‌کاوند، در بند نامداری یا گمنانی شاعران نیستند، خواندن شعر هوشنگ بادیه‌نشین و شاعرانی هم‌چون او کاری بایسته و سودمند است. سودمند است از آن رو، که برخی نوآوری‌های او در روزگار خودش که جوان‌سال هم بوده و بی‌ادعا، به چشم می‌آمده است و به رغم مدعیان «تاریخ آن‌ها را به یاد خواهد داشت.»
۲. وقتی برای نوشتن این یادداشت مختصر و خواندن آرای پژوهشگران شعر معاصر در باره‌ی هوشنگ بادیه‌نشین کتاب‌های دم دست (بیشتر دانشگاهی و چند مورد هم غیر دانشگاهی) را ورق می‌زدم، اعمّ اغلب‌ این کتاب‌ها که از مراجع پرکاربرد تحقیق دانشگاهی هستند و محل رجوع همگان، درباره‌ی او سکوت مطلق کرده بودند. آن‌جا هم که به او اشاره‌ای شده است، محصول حشر و نشر نویسندگان با هوشنگ بادیه‌نشین بوده است، وگرنه آن‌ها هم احتمالا چیزی درباره‌ی شعر او نمی‌نوشتند. آنچه درباره‌ی شعر او به تفصیل نوشته شده است بیشتر پیامد کتابی است (آتش تلخ) که سال ۱۳۸۰ به سعیِ احمدرضا احمدی و کاظم سادات اشکوری در نشر نیم‌نگاه منتشر شد و چند یادداشت‌هایی خوب و خواندنی در مجلات و روزنامه‌ها درباره‌ی این شاعر نوشته شده است. خود این کتاب هم با هم یادداشتی خوب و مرغوب از سادات اشکوری درباره‌ی شعر بادیه‌نشین آراسته است.

ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در نقد شعر | دیدگاه‌ها برای در حاشیه‌ی شعر هوشنگ بادیه‌نشین بسته هستند

دستخط صادق هدایت

این کارت را از صورت‌کتاب آقای جهانگیر هدایت گرفته‌ام. این یادداشت بر کارت شخصی‌ی صادق هدایت در ملاقات یک فامیل که در پاریس مثل او زندگی می‌کرده توسط او نوشته شده وقتی که در می‌یابد که این‌شخص در خانه نبوده و او این کارت را به آدمی که در آن خانه کار می‌کرده می‌دهد که به او بدهد. بی معنا نیست اگر در این نوروز غمگین کارت تبریک صادق هدایت را بگیریم و جای این ابر نویسنده را در روزهای بهتر و سال‌های خوش‌تر خالی کنیم.

ارسال شده در خط یک نشان | دیدگاه‌ها برای دستخط صادق هدایت بسته هستند

یووال نوح هراری و نئاندرتال‌ها

رضا مقصدی:


دوستان ! تازه‌گی بسیار در مورد «هراری» می‌شنویم و می‌خوانیم.
فکر کردم کمی بیش‌تر درباره‌اش بدانیم، بدون آن‌که او را تبدیل به «مرشد اعظم» کنیم!! . .

میشود بسیار از او آموخت و میشود با نگاهی متفاوت به دنیا نگاه کرد. مشکلی که خیلی از هموطنان با او دارند، گمان کنم از آنجا می‌آید که در کل اصرار به قبول صد درصدی و یا رد صد درصدی یک نظر، یک انسان و یا یک سیستم داریم.


یووال و نئاندرتال‌ها
لوتار گوریس


………………….


برگردان : گلناز غبرایی

تاریخ دان اسرائیلی یووال نوح هراری در سال‌های گذشته ۲۰ میلیون جلد کتاب فروخته است. او در زمانه‌ی پرتلاطم کنونی برای دنیای غرب تبدیل به بزرگترین فیلسوف روشنگری شده. وی اخطار می‌دهد: به راستی چه چیزی در انتظار ماست؟

در این غروب زمستانی، بورژوازی بلژیک در سالن بزرگ لوتو در حاشیه‌ی شهر آنتورپن، شهر رنسانس و اومانیسم که دیگر چیز زیادی از رنسانسش به چشم نمی‌خورد و بیشتر یک مرکز صنعتی با اتوبان‌های ساخته بر بتن و بارهای کوچک تبدیل شده، گرد آمده‌اند.

بیش از ۵۰۰۰ نفر پیر و جوان، بیشترشان خوش قیافه و معتقد به جامعه‌ی باز با کت و شلوارهای تروتمیز و لباس‌های شیک و رسمی خرج زیادی کرده‌اند تا بیایند و نووال نوح هراری را ببینند.
یک صندلی در ردیف اول ۱۷۵ یورو. ّ«وی آی پی» با شامپانی و لقمه‌های گیاهی، فرش قرمز و دورهمی می‌شود ۳۷۵ یورو. هر چند دورهمی و ۳۷۵ یورو به این معنا نیست که آدم حتماً با هراری پشت صحنه برخورد کرده ،چند کلمه با او ردو بدل کند و یا شاید فرصت امضای کتابش دست دهد. هراری به معاشرت با آدم‌های ناشناس علاقه‌ای ندارد.

از وقتی که کتاب‌هایش بیش از بیست میلیون بار به فروش رفته و او در همه جای دنیا بزرگترین سالن‌ها را پرکرده، این پروفسور تاریخ در دانشگاه عبری اورشلیم لقب بزرگترین اندیشمند دوران معاصر را از آن خود کرده است.
کاری که او می‌کند تاریخ بزرگ نام گرفته. تاریخ انسانیت. توضیح روند تاریخ در مقیاس کلان. هر چه زمان حال پیچیده‌تر می‌شود، هر چه نگرانی‌ها و ناامیدی ها بیشتر می‌شود، آرزوی پیدا کردن توضیح هم شدیدتر شده: لعنتی! به راستی چه چیزی در انتظار ماست؟

هراری تا حال سه کتاب منتشر کرده. در کتاب « یک داستان کوتاه در مورد انسانیت» توضیح می‌دهد که چطور در طی ۷۰۰۰۰ سال انسان تبدیل به آنچه امروز هست، شده. در کتاب « انسان خداگونه» تصویر انسان ماشینی آینده را ارائه می‌دهد و در کتاب «۲۱ درس برای قرن بیست و یکم» به مسائل انسان امروز می‌پردازد. با پدیده‌هایی چون ناسیونالیسم و پوپولیسم، جنگ و خدا، عدالت و تصمیمات بی اساس(پسا حقیقی)، با هوش مصنوعی و دنیای مجازی. ۱۶۰۰ صفحه راهنمای فهم جهان و اخطار برای مردمان انسان دوست غرب که در عین حال نگران اوضاع خود هستد.

باراک اوباما او را چشمه‌ی الهام و افکار درخشان می‌داند، مارک زاکربرگ او را به «سیلیکون ولی» دعوت می‌کند . بیل گیتس در مورد کتاب او در نیویورکر می‌نویسد، آنجلا مرکل و امانوئل مکرون با او تبادل عقیده می‌کنند. سباستیان کورز در برنامه‌ای علنی با او درباره ی لیبرالیسم بحث می‌کند. کریستین لاگارد از او راجع به آینده می‌پرسد. او به سانفرانسیسکو، واشینگتن، برزیل، چین، کیف، بوخارست، برلین، مایلند، داووس و مومبای سفر می‌کند. برای سیاستمداران، صاحبان صنایع و تجار و خوانندگانش نقش معلم، روانشناس و پیشگو را دارد. کسی که با نوشتن داستان‌های تخیلی، دنیای به نظرغیر قابل کنترل دیجیتال را روایت می‌کند. بعضی‌ها فکر می‌کنند که هراری، این اندیشمند بزرگ به راستی می‌داند که چه خبر است. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در مقاله | دیدگاه‌ها برای یووال نوح هراری و نئاندرتال‌ها بسته هستند

گل اومد بهار اومد «پوران»

ارسال شده در رقص و ترانه‌های ایرانی | دیدگاه‌ها برای گل اومد بهار اومد «پوران» بسته هستند

عکس زوز

ارسال شده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای عکس زوز بسته هستند