مصاحبه رسول آبادیان با مظاهرشهامت
منتشر شده در روزنامه اعتماد در تاریخ ۲۲ آذرماه ۹۷

يك: شما شاعري هستيد كه از اوايل دهه شصت، حضوري مداوم در عرصه شعر ايران داريد و در اين مدت گرايشهاي متعددي از شعر را شاهد بودهايد. خيليها معتقدند كه شعر ايران فقط در چهارچوب بعضي نامهاي بزرگ تعريف ميشود و ديگران دراين زمينه مشغول طبعآزمايي هستند. نظر شما چيست؟
شما از کلمه ” معتقد” استفاده کردید که اتفاقا من مدتهاست با این کلمه و وجود یک استبداد کاربردی نهان در آن مشکل دارم. اغلب چنین اعتقادهایی رایج از منظری بسیار ثابت و انقباضی ادا میشود ، در حالی که انتظار میرود معتقدین آن در یک فضای اندیشهورزی ارتقایی، فکر بکنند. صاحبان چنین باورهای فشرده و منجمد، که به نظر میرسد از پشت آن منظوری مصادرهگرایانه و منفعتطلبانه خاصی آن را هدایت میکند، بیش از هر چیز، دانسته یا نادانسته، اصل پویایی همیشگی مبتنی بر ضرورتهای تاریخی زیست اذهان اجتماعی هر ملت را انکار میکنند. آن پویایی را که اتفاقا به هزار و یک دلیل در دوره گذار تاریخی خاص اکنون ما ایرانیان، بیش از مثالهای مشابه، گویا و آشکارتر شده و نشانگر این است که ما به واسطه نیاز به شدت به امر همه جوانب آگاهی، برای کسب آن، به شکل فعالتری حاضر شدهایم و کوشش میکنیم. نگاهی چنین سنتی البته که در حال ساختن کیش شخصیتهایی است (که اتفاقا نوع ساختار تفکر سیاسی و فرهنگ تاریخی ما فضای پرورش آن را پیشاپیش مهیا کرده است) تا در نهایت و فارغ از “زحمت اندیشیدن بیشتر” تعدادی تندیس از شخصیت های ماضی ساخته باشد و آسوده خاطر در برابر آنها ” پرستشگری” بکند . روانشناسی چنین دیدگاهی البته که به بزرگنمایی واقعیاتی مشخص، و تحقیر واقعیاتی دیگر منجر میشود. آنها بسیاری از واقعیات را از میدان بیرون میرانند تا مثال های خود را صریحتر نمایان بکنند، گیریم که عملکردی چنین مستبدانه را در پوششی از اظهارات شیک و عوام پسندانهایی هم، پنهان میکنند .
شعر ایران چه در دوران کلاسیک و چه در دوره معاصر (و مخصوصا در دوره معاصر) هرگز به تعدادی نام ( حتی نامهای بزرگ و خیلی بزرگ ) بسنده نکرده است. چرا که اساسا امر شعر به عنوان بخشی از هنر، بر خلاف مقولههای مثل سیاست، اقتصاد، علوم تجربی، به خاطر تنوع و پیچیدگیهای گستردهاش، هرگز نمیتوانسته و نمیتواند در گردن افراشته چند قامت محدود، خلاصه بماند. به تبعیت از این حقیقت هم نمیتوان شعر امروز ایران را در چند نام بزرگ مانند نیما ، شاملو ، اخوان ، فرخزاد ، سپهری و … محبوس و مقهور ساخت. تاریخ معاصر ایران تاریخی به شدت پویا و متغیر است و از این جهت، مدام باورها و احساسات منطبق و متناسب خاص خود را میطلبد و به باور من، شعر امروز در حال پاسخگویی از موضع خود به آن است. هر چند نمیتوان این حقیقت را هم انکار کرد که در این حیطه لشگر عظیمی از “طبع آزمایان” و آنانی که شعر سخت را امری ” آسان” و “ساده” میانگارند هم درکارند و باعث ایجاد آشوب در فضای آن شدهاند، اما اگر از تنگنظریها کاسته میشد، اگر تریبونها آزادتر بود، اگر مجراهای نشر شعر بیتر و آسانتر میشد، اگر … شعر جدی امروز با همه تنوعها و خصیصههای مدرناش، بهتر و عیانتر دیده میشد. حرکت شعر معاصر در یک حدود وسیع و عمیق صورت میگیرد و پیش میرود . اسامی بیشتری خود را به ثبات رساندهاند. بینشها و سلیقههای قابل توجهی تجربه میشود. شناخت از شعر جهان و لزوم بایستگی و شایستگی شعر ایران، افزونتر میشود. همه اینها با پسزدن گوشه گوشه بحران زدگی از مساحت شعر، آن را هر روز پالودهتر نمایش میدهند. شعر امروز ایران، دهان تاریک خود را با یافتههای جدیدی از توان اندیشیدن، روشن میکند! در حال حاضر بیش از هر زمان دیگر، اگر ناخالصیهای غیرمرتبط از منطقه شعر حذف شود، ما با تفاوتها و اشتراکات طبیعیتری بین شاعران مواجه شدهایم، که البته نشانگرکردن همه اینها، فرصت و امکانات بیشتری از حوصله این گفت و گو را میطلبد!
دو: يكي از مشخصات شما در ادبيات، جوانگرايي است و معمولا تلاش ميكنيد جوانها را تشويق به ادامه مسير كنيد. شما درشعر جوانها چه چيز اميدواركنندهاي يافتهايد؟ ادامهی خواندن→