بایگانی نویسنده: Habib

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.

طنز و شوخ‌طبعی‌ی ملانصرالدین(۲۵ )

منتشرشده در ملانصرالدین | دیدگاه‌تان را بنویسید:

صدای دفتر هنر(۹)

در هر شماره بخش‌های(TRAKS) مختلف صداهای دفتر هنر متعلق به دفاتری که به همراه CD آمده‌اند را در رسانه ارائه می‎کنیم.   با فشار روی نشانی‌ی زیر می‌توانید به بخش نهم صدای توفیق ضمیمه‌ی دفتر هنر شماره‌ی بیستم ويژه‌ی توفیق … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صدای دفتر هنر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

با صدای اکبر اکسیر

Song Title

منتشرشده در CD, با صدای شاعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

زکریای راضی!

زکریای رازی کاشف الکل بود. نوشابه‌ی الکلی که ممنوع شد حافط عکس رخ یار در آب دید. به یک غواص نیمه‌وقت نیازمندیم   ۳سپتامبر۲۰۱۱

منتشرشده در شعر فرانو | دیدگاه‌تان را بنویسید:

طرح‌های داوود شهیدی

منتشرشده در طرح‌‌ها و نقاشی‌ها | دیدگاه‌تان را بنویسید:

پرواز زیر آب

وزن من در آب از ناچار با فکرها در چشم ویک تصمیم در بی شمار ساعت از من نه در وزن از آب پرنده هایی در پرواز از ساعت های ناممکن عبور خانه ها در آب وزن پرنده در من … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر دیگران | 6 دیدگاه

دیدار با منوچهر آتشی

منتشرشده در دیدار با یک شاعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

بی‌واسطه با شاعر*

*عنوان مطلب از آیدا بانو شاملوست و رسانه آن‌را از متن کتاب لالایی با شیپور وام گرفته است. از بامداد می‌گویم، از الف.صبح که هیچ شب نمی‌شود یعنی هنوز ادامه دارد. بعضی به باطل می‌اندیشند کشیدن پرده در برابر این روشنِ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله | دیدگاه‌تان را بنویسید:

بت چین – (خواننده توانای ازبک ؛ یولدوز توردیوا )

منتشرشده در CD | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دو شعر از داوود مالکی

 ۱– بر کفل اسب‌ها جز حسرت جاده‌های نرفته چیزی شیهه نمی‌کشه! ******** ۲– پناه می‌برم به اُورادی که دهان مرا لبریز کرده و امان نمی‌دهند

منتشرشده در شعر دیگران | 2 دیدگاه

شیلا نهرور جینگه جان ؛ جمعه بازار

منتشرشده در رقص و ترانه‌های ایرانی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

عکس روز

منتشرشده در عکس روز | دیدگاه‌تان را بنویسید:

kk

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌تان را بنویسید:

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادداشت‌های شخصی (امریکا، امریکا)

وقتی عیسی به ناصره بازگشت دید که شهر با گذشته فرق کرده است و همه جا را لهو و لعب فرا گرفته است. مردی را دید که در گذر عام جیب‌بری می‌کرد، پیش رفت وبه شانه‌ی او زد و گفت: این چه کاری‌ست که تو   می کنی؟ مرد بر گشت و عیسای ناصری را شناخت و گفت: یادت نمی آید؟ من از بدو تولد دست و انگشت نداشتم  و تو به من آن‌ها را دادی؟ چه کار دیگری از من ساخته است؟ عیسی نگاهی از سر نومیدی به او انداخت و بی آن که چیز دیگری بگوید دور شد. جای دیگر مردی را دید که بر سر راه زن‎ها ایستاده بود و با آن‏ها که در حال عبور بودند ور می‎رفت. عیسی به او نیز نزدیک شد و او را نیز مورد شماتت قرار داد. آن … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

مصاحبه با بیژن اسدی‌پور

  مصاحبه‌ی مهراد حقیقی مدیر نشریه‌ی معتبر همسایگان که در لس‌آنجلس منتشر می‌شود با بیژن اسدی‌پور هنرمند گرامی‎ی مقیم کالیفرنیا  که یک تنه مجله‌ی سالانه‌ی دفتر هنر را تهیه و تنظیم و انتشار می‌دهد. این مصاحبه برای انتشار شماره‌ی بیستم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در CD, مصاحبه | دیدگاه‌تان را بنویسید: