بایگانی نویسنده: Habib

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.

پاسخ جلیل بهار به نوشته‌ی خلق و خوی دکتر مصدق

جوابیه جلیل بهار بر مطلب “خلق و خوی دکتر مصدق” نوشته‌ی نصرت‌الله خازنی که در شماره‌ی پیش رسانه آمده بود. این شخص یک دروغگوی متظاهری بیش نیست. پدر من زنده‌یاد شیخ احمد بهار رئیس کل دفتر نخست وزیر در زمان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

فتح يك قرن به دست يك سطر!

به یاد پرویز شاپور گرامی در سالروز سفرش نقل از: روزنامه اعتماد سه شنبه، ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ – شماره ۲۴۶۳ گفت‌وگو با «اكبر اكسير» در موردآثار «پرويز شاپور» ۱۳ سال از مرگ پرويز شاپور گذشت فتح يك قرن به دست يك سطر   … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مصاحبه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادداشت‌های شخصی( حکایت مسعود و من)

بخش دوم اما به گمان من بهترین فیلم مسعود بعد از انقلاب “دندان مار” بود. این فیلم یکی از دقیق‌ترین و به اصطلاح سینمایی‌ترین کارهای او بود و در همان سالی به نمایش در آمد که “هامون” داریوش مهرجویی همه‌ی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

سنگ آفتاب ۸

منتشرشده در شعر دیگران | دیدگاه‌تان را بنویسید:

روی موج کوتاه

۶۷ شناگر قابلی نیستم آب که می‌بینم به‌یاد خزر می‌افتم و در رویاهایم غرق می‌شوم. ۱۵  مرداد ۱۳۹۱  

منتشرشده در روی موج کوتاه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

خاطراتی از علی دهباشی

نوشته‌ی: اسماعیل جمشیدی مردی که پرمخاطب‌ترین مجله فرهنگی، ادبی و ایرانشناسی فارسی‌زبان جهان را منتشر می‌کند تقريباً تمامي بخش‌های مهم مجله بخارا را به تنهایی اداره می‌کند؛ سردبیری، مدیریت مالی و تحریریه و حتی بازرگانی. سال‌های سال تمام تحریریه‌اش در … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله | دیدگاه‌تان را بنویسید:

با صدای مانا آقایی

منتشرشده در با صدای شاعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

زنی که انار شد …

  گفتم:  گرگرفته دشت ازاین همه شقایق! تلخ خندید! چیزی نگفت . گفتم:  … این همه شقایق؟ درعمق نگاهش جابجایم کرد نفس عمیقی کشید. یادت رفته است مگر، پارسال چقدر عشق بارید؟ چوبی را که در دست داشت دور سر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان | دیدگاه‌تان را بنویسید:

نگاهی به سینما

بخش دوم ‫ سولماز نیکی کرمانی در To the Moon http://www.youtube.com/watch?v=w5tuTO3z3CM سولماز نیکی کرمانی هنرپیشه، نویسنده و کارگردان جوان ایرانی است که به تازگی در فیلمی بنام “به ماه” به کارگردانی کارگردان جوان “دامیان هریس” بازی کرده است. او که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در نقد سینما | دیدگاه‌تان را بنویسید:

سه شعر کوتاه از هومن هویدا

 خودم هم راضی نیستم ولی پس از مرگم زحمت تابوتم به دوش شما می‌افتد ۲ پیش از تو ویرانه‌ای بودم پس از تو نیز خانه‌ی جغدم

منتشرشده در شعر دیگران | ۱ دیدگاه

دیدار با زیبا کرباسی

“با ستاره‌ای شکسته بر دلم”   شعر می‌آید   با خدا هم‌آغوش می‌شوم هم‌بستر خدا می‌شوم. گل‌های ملافه‌ام می‌شکفد:

منتشرشده در دیدار با یک شاعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

توضیحی بر مطلب “حمید سمندریان هم رفت”

با تشکر از جناب فرید بزرگمهر برای توضیح‌شان در مورد مطلبی که در شماره‌ی نیمه‌ی دوم جولای رسانه به یاد حمید سمندریان کارگردان تئاترایران آمده بود. (حمید سمندریان در سال ۸۳ تالار مولوی را با اجرای تئاتر “ملاقات بانوی سالخورده” … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

عکس روز

منتشرشده در عکس روز | دیدگاه‌تان را بنویسید:

منتشرشده در سرفصل | دیدگاه‌تان را بنویسید:

خلق و خوی دکتر مصدق

نصرت‌الله خازنی که بود؟  نصرت الله خازنی در سوم مرداد ۱۲۹۶ ش. در تبريز، به دنيا آمد. پس از اتمام تحصيلات مقدماتی به تهران آمد و تحصيلات عالية خود را در سال ۱۳۱۴ در رشتة قضايی دانشكده حقوق دانشگاه تهران آغاز … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های پراکنده | ۱ دیدگاه

یادداشت‌های شخصی( حکایت مسعود و من)

بخش اول مسعود کیمیایی را بیژن الهی با من آشنا کرد. من و بیژن دور و بر هیجده- نوزده ساله یودیم و مسعود بیست و دوساله بود و گیتار می‌زد و رساله‌ای در موسیقی‌ می‌نوشت و هنوز بوبرنگی از فیلم‌سازی‌ی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌تان را بنویسید: