ما به یک ارغوان بی‌رمق آویزان شده‌ایم*


آمده در صورت‌کتاب پیرایه یغمایی

 

نوشته : پیرایه یغمایی

الان بیش از دو هفته است که تمام رسانه‌ها پُر شده از سایه و مرگش، مرام سیاسی‌اش، توده‌ای‌گری‌اش، دنبال آخوندها افتادنش، محل دفنش ،تشییع‌اش، خاک سپاری‌اش، ارغوانش، خیلی خسته شدیم از بس با این اخبار ناجالب برخورد کردیم و کامنت‌های (روحش شاد، روحش شاد) را قورت دادیم، و از بس دوستان عزیزمان را دیدیم که از سر این چیزها با هم در گیر شده‌اند. بگذاریم روح آن از دست رفته در این سفر کمی آرام بگيرد.

حرف دیگری نیست از این‌همه سروهای سبز و جوان که به خاک افتادند و ما به یک ارغوان بی‌رمق آویزان شده‌ایم و داریم خودمان را از شاخه‌هایش حلق‌آویز می‌کنیم؟
حرف دیگری نيست، از دکتر اسلامی ندوشن ایران‌شناس عالیقدر، از دکتر جلال ستاری تنها اسطوره‌شناس ایران، از مسعود اسداللهی با آن کارنامه‌ی هنری ارزنده، جلوتر بیاییم از مردهزارصدای دوبله منوچهر اسماعیلی، حرف دیگری نیست؟

از همه مهم‌تر از ایرانه خانم که چندین سال است پا به قبله شده و ما بجز نق زدن و جوک ساختن، احتضارش را جدی نمی‌گیريم، حرفی نیست؟

عنوان مطلب برگرفته از متن نوشته و توسط رسانه است.

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در یادداشت‌های پراکنده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید