“زینت بلوطی تبریزی”، اولین زن عکاس ایران!

 
 
زینت بلوطی تبریزی

                                  از: علی سرهنگی·

 

عکس و گپ و خاطره

ثبت خاطره‌های تلخ و شیرین

از نیاوران تا شهرری

.

.……………………….. “زینت بلوطی تبریزی “، اولین زن عکاس ایران !

.

اشاره : یك تهران بود و یك زینت خانم عكاس! نخستین خانمی كه مجوز عكاسخانه را به نام خود زد، زینت بلوطی تبریزی بود… از همان زمان هم بنای عكاسخانه‌اش را به نام «میترا» زد و چراغی كه روشن كرد هنوز بعد از ۷۳ سال كم فروغ نشده است… زینت خانم ۵ اسفند ۱۳۸۵ دارفانی را وداع گفت… اما عكاسخانه‌اش این روزها به دست نسل چهارم عكاس‌های این خانواده، یعنی علی تهرانی اداره می‌شود. علی به كمك مادر عكاسش زهره یزدیان و همراهی پدرش داریوش تهرانی میراث مادربزرگ را حفاظت می‌كند…. درباره‌اش بیشتر می‌خوانیم …………...

                                                                               علی سرهنگی

.

علی چهارمین نسل از خانواده عكاس‌باشی تهرانی است… مادربزرگش «زینت بلوطی تبریزی» نخستین زن عكاس ایران بود… اما این روزها عکاسخانه‌اش را پسری۳۰ ساله می‌چرخاند… عكاسی هنوز هم در همان ساختمان قدیمی است. ..گویی زمان در این نقطه تكانی به خود نداده است. ورودی آتلیه چند پله پیچ و تاپ خورده است كه بوی نویی چوب‌هایی كه بر دیوار كوبیده شده همراهی‌ات می‌كند تا طبقه بالا. وقتی بالا می‌رسی و می‌خواهی نفسی چاق كنی، عكس‌های شاسی شده روی دیوار تو را در حالت خاصی قرار می‌دهد،‌ گویی در دو جهان موازی هستی، ساختمانی قدیمی با بازسازی جدید با عكس‌هایی كاملاً مدرن بر دیوار…

.

این ساختمان و این عكس‌ها! انگار از دو دنیا هستند. اما این علی است كه برایمان توضیح می‌دهد عكاسخانه میترا چه روزهایی را پشت سر گذاشته و حالا او با مدرک كارشناسی ارشد روان‌شناسی در عكاسخانه‌ای كه در طرح تخریب هم قرار گرفته است چه می‌كند؟ …علی درباره وصیت مادربزرگش می‌گوید: «‌در بستر بیماری بود. گفت چراغ این جا را روشن نگهدار، راستش سال ۱۳۸۸ آتلیه عكاسی در خیابان سهروردی راه انداختم و تا سال ۱۳۹۲ هم كار كردم… بعد به دنبال ادامه تحصیل رفتم… دوباره كه خواستم شروع كنم به یاد حرف مادربزرگم كه ۵اسفند نهمین سالگرد فوتش بود افتادم، این جا را از عمویم اجاره كردم تا چراغ عكاسخانه مادربزرگ روشن باشد…

سال‌ها از زمانی كه عكاسی میترا در شهر تهران یكه تازی می‌كرد گذشته است. حالا نه تنها هر محله چند عكاسخانه دارد بلكه در دست هر فردی یك گوشی تلفن همراه با دوربین با كیفیت است كه باعث شده كمتر كسی گذرش به عكاسخانه بیفتد… علی درباره كار و كاسبی‌اش می‌گوید: این محله قدیمی است. هنوز خیلی از اهالی عكاسخانه ما را دوست دارند و برای ثبت عكسشان این جا را انتخاب می‌كنند. اما نكته مهم‌تر آرشیوی است كه ما از عكس‌های قدیمی ‌داریم. خوشبختانه قدیمی‌ترین نگاتیو‌ها كه در حقیقت شیشه است هنوز حفظ شده است. ..

مشتریان زیادی دارم كه از خارج از كشور مراجعه می‌كنند و به دنبال عكس‌های پدر و مادر و یا پدربزرگ و مادربزرگ‌شان هستند… اتفاقاً چند روز پیش یكی از اهالی محله كه سن و سالی از او گذشته است آمده و دنبال عكسی از دوران نوجوانی‌اش بود، آرشیو را آن قدر گشتیم تا آن عکس را پیدا كردیم… آرشیوشان مرتب است. مهم‌ترین ویژگی عكاسخانه‌شان همین است. كاملاً مشخص است روزها وقت گذاشته‌اند و شیشه‌ها و نگاتیوها را از سال ۱۳۲۴ مرتب كرده‌اند: بیشتر از كار كردن لذت زندگی با این عكس‌ها برایم مهم است. با آن‌ها خاطره بازی می‌كنم و آن روز و شرایط را در ذهنم تصویر‌سازی می‌كنم….

.

خیابانی که عکاسخانه در آن قرار گرفته‌ املاك اطرافش سال‌های سال است در طرح تخریب قرار گرفته است… عكاسخانه تهرانی یا همان میترا هم روزی باید تن به هجوم سرد پتك تخریبگر بدهد… علی اما می‌گوید: «‌بخشی از هویت عكاسخانه ما این ساختمان است. مشتریان قدیمی ما را با این نشانی می‌شناسند و فراموش نكنیم اینجا نخستین عكاسخانه‌ای است كه مجوز فعالیتش متعلق به یك زن بوده است، قدمت بنا هم خود می‌تواند دلیلی برای حفظ آن باشد…

.

داریوش تهرانی، ۶۳ سال دارد. از زمانی كه یادش می‌آید در عكاسخانه، كنار دست پدر و مادرش عكاسی كرده است. از همان كودكی عكاسی را یاد گرفت و همراه مادر به مراسم عروسی می‌رفت و وظیفه عكاسی مراسم مردانه را به عهده داشت. داریوش می‌گوید: شهرت عكاسی میترا به این دلیل بود كه به غیر از مادرم عكاس خانم دیگری در تهران نبود. آن زمان هم كم‌كم عکس گرفتن در عروسی‌ها مرسوم شده بود. اما خانواده‌های مذهبی اجازه نمی‌دادند عكاس مرد وارد مجلس‌شان شود. دهان‌به دهان اسم عكاسی میترا در شهر پیچید و تمام عروسی‌ها را همراه مادر می‌رفتم. مراسم هم همیشه در ۲ خانه برگزار می‌شد. یك خانه مردانه و یك خانه زنانه بود.» آوازه عكاسی زینت خانم در تمام شهر پیچیده بود و از نیاوران تا شهرری برای ثبت خاطره مراسم عروسی سراغ او را می‌گرفتند… اما چه شد كه او نخستین زنی شد كه مجوز عكاسخانه گرفت؟

.

پسرش می‌گوید: «‌پدربزرگ و مادربزرگم هر دو عكاس بودند و در دربار احمدشاه كار می‌كردند… وقتی رضاخان به دنبال جمع كردن ارتش بود، پدربزرگم هم به‌عنوان عكاس همراهش می‌شود تا از افرادی كه به سربازی اعزام می‌شوند عكس بگیرد… آن زمان مادرم ۱۳ سال داشت و پدر مجوز عكاسی برای او گرفت و بدین‌ترتیب در سال ۱۳۲۴ نخستین مجوز عكاسی به نام یك زن صادر شد…

.

ان زمان عكاس‌ها بسیار مورد احترام بودند. با ماشین ما را می‌رساندند، زمان پایان مراسم هم كیف دوربین را پر از میوه و شیرینی می‌كردند. آن سال‌ها كه عكاسی آن هم از خانم‌ها در مجالس به تازگی باب شده بود، عروس و دامادهایی كه به عكاسخانه می‌آمدند تا عكس‌های‌شان را ببینند، رفتارشان بسیار جالب بود. تعجب و ذوق زیادی داشتند…

.

تهرانی می‌گوید: «‌ما آرشیو خوبی از عكس‌های خصوصی جهان پهلوان‌ تختی داریم و زمانی كه مرحوم حاتمی فیلم تختی را می‌ساخت از برخی عكس‌های ما استفاده كرد. تختی، علی جباری فوتبالیست، مصطفی تاجیك قهرمان المپیك و بسیاری از هنرمندان همچون مرضیه برومند هم مشتری عكاسخانه مادر بودند… علاوه بر عكس‌های پرتره مادرم در مراسم‌ مختلفی كه برگزار می‌شد نیز عكاسی می‌كرد. از مدارس مختلف منطقه عكس‌هایی داریم كه برخی از رجال سیاسی امروز در آن عكس‌ها دانش‌آموز هستند.

………………………..

*تنظیم : آیدین

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در Uncategorized, معرفی‌ی یک هنرمند ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید