دیدار با احمد شاملو

احمد شاملو3

حدیث بی‌قراری ماهان

…………………………………………………….در معرفی ندا آبکاری

غرشِ خامِ تُندرهای پوده گذشت

و تندبارهای عنان‌گسسته فرو نشست

اینک چشمه‌سارِ زمزمه:

زلال

…..(‌چرا که ازصافی‌های اعماق می‌جوشد‌)

و خروشان

…..( ‎چرا که ریشه‎هایش دریاست‌).

***

هنگامی‌که مجاب‌ام کرد

دختربچه‌ای بیش نبود:

نهالی خُرد

در معرضی بی‌آفتاب.

از خود می‌پرسیدم:

«- آیا چون مشّاطه‌ای سفیه

…. صدای کودکانه‌اش را

…..به پیرایه و آرایه‌ی فوت و فنِ سخن‌وَری

……………………………….مخدوش نمی‌کنم؟‌»

باز با خود می‌گفتم:

«‌- بودن دیگر است و شدن دیگر

..آن که شد

………باری

…………از شدن‎تر باز نخواهد ماند:

کشیده‌گام و سرودن‌خوان به راه ادامه خواهد داد

و قانونِ زرینِ خود را

در گستره‌ی اعتمادِ خویش مستقر خواهد کرد.»

***

هنگامی‌که مجاب‌ام کرد

نهالی خُرد بود

در معرضی بی‌آفتاب.

کنون‌اش درختی می‌بینم بَربالیده و گسترده شاخ‌سار

که سایه‌اش به فتحِ زمینِ سوزان می‌رود.‌-

نگاه‌اش کنید!

 

 

 

 

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در دیدار با یک شاعر ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.