اشعار این شماره

شاعران این شماره: بیژن الهی، مجید نفیسی، مریم جعفری آذرمانی، اکبر اکسیر و شمس لنگرودی
_____________________


یک شعر از بیژن الهی

وقتی نازُکانه خوابی و آرام-
و در متن
سپیده می‌زند-
رابطه‌ی نزدیک
با نفسهای تو می‌دارد-
گلوبند
که فراموش کرده‌ای باز کنی.

 


یک شعر از مجید نفیسی

آتش

به: نوشین

مرا باد به کف آمد
و تو را آتش.

پس فروزان شو
تا در ویرانه‌های جهان
به رقص درآئیم.
۱۵ اکتبر  ۱۹۹۲

 


 یک شعر از مریم جعفری آذرمانی

تا بپرسند و بگویم جَرَیان را
خنده، چاقوست که پر کرده دهان را
پس محال است که در فصلِ جراحت
ساده تقسیم کنی پاره‌ی نان را
رستم افسانه و تهمینه بهانه‌ست
چه کنم کشته‌ی سهراب جوان را؟
حیف از آرش که رسیده‌ست به جایی
که به آتش بکشد تیر و کمان را
پادشاهان که غلامانِ کنیزند
بی‌خود از دست ندادیم جهان را
یک شعر از اکبر اکسیر
برعكس
از ديوار پذيرايی‌ی ما
۵ قاب عكس آويزان است

در اين عكس‌ها عكبر عكسير خود را

به شاملو، براهنی، دولت آبادی و مجابی

چسبانده تا معروف شود

در قاب پنجم، مليحه می‌خندد

به سادگی‌ی عكبر عكسير!


یک شعر از شمس لنگرودی

در سایه‌ی هر کلاهی
کبوتر جادوگری است
و زیر بغ بغوی هر کبوتر آرام
رودخانه‌یی
سربازان فراری را به جبهه‌ی جنگ می‌برد.

سربازان ترانه‌ی میهنی می‌خوانند
شلیک می‌کنند
می‌میرند.

زنده‌باشی کبوتر آرام ما
زنده باشی
همه‌مان را
زنده زنده
تحویل پاسگاه پلیس داده‌ای.

رونویسی از: مجله الکترونیکی عقربه شماره چهاردهم

 

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در اشعار این شماره ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.