یادداشت‌های شخصی( در باره‌ی هدایت)

واقعیت این است که هنوز ساحت‌های دیگر صادق هدایت حتی برای دوستداران او هم شناخته نیست و باید از مستندات به جا مانده از او پیدا شود . فی‌المثل او در شناخت ادبیات غرب بدون اغراق آدمی در اندازه‌های آندره ژید بوده است . اولیس جیمز جویس که امروز از آن به عنوان مهمترین رمان دوران مدرنیسم یاد می‌شود

و جزو متون درسی دانشگاه‌های بزرگ دنیاست چند دهه در انگلستان چاپ نشد و حتی نویسنده‌ی بزرگی مثل ویرجینیا وولف هم حاضر به چاپ آن در موسسه‌ی انتشاراتی خود و شوهرش نشد و ضمن رد کردن آن یادداشت خام دستانه‌ای هم نوشت . این کتاب سرانجام در سال ۱۹۲۲ و در میان دو جنگ جهانی در پاریس چاپ شد و دنیای انگلیسی زبان تا پایان سال ۱۹۳۴ از چاپ آن سر باز می‌زد و یک قاضی آمریکایی چاپ آن را به جرم استمناء یکی از کاراکترهای کتاب ممنوع اعلام کرد ، کتابی که هنوز به بسیاری از زبان‌ها ی دنیا ترجمه نشده و هنوز کسی فارسی شده‌ی آن را ندیده است اما هدایت در گرمای چهل درجه‌ی تهران آن روز و در حالیکه به قول فرزانه مدام با دستمال عرق خود را خشک می‌کرد به شهید نورایی می‌نویسد : جرجانی کتاب ارسالی اولیس جویس را که می‌دانم با چه قیمت گزافی از کهنه فروش ها خریده‌اید به دست من رساند و تا حالا نصفش را خوانده‌ام
تاریخ این نامه تابستان ۱۹۴۶ است ، یک سال پس از پایان جنگ دوم جهانی که اروپا هنوز مشغول جمع آوری خرابی های جنگ بود . چند روز بعد به مصطفی فرزانه مرید جوان خود می‌گوید : من اولیس جویس را تمام کردم ، حالا می‌توان گفت تاریخ ادبیات غرب به دو بخش قبل از جویس و پس از جویس تقسیم شده است . چه گونه می‌توان معیار چنین مردی را در روزگاری که هنوز شاید تنها تعدادی استاد ادبیات انگلیس به این نکته رسیده بودند در آن خراب شده تعیین کرد؟ حالا پرداختن او به کافکا و ترجمه‌ی مسخ که آن هم جزو شاهکار های قرن بیستم است بماند .

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در یادداشت‌های شخصی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.