اتوبوس سبز، اتوبوس سيا


از : سبزعلي گرين الواعظين




در تعطيلات نوروز معمولاً مسافرت در داخل يا خارج از كشور بسيار ساری و جاری است .
از بره كشان انباشته از حيله و فريب آژانس‌های مسافری و توريستی كه بگذريم  مسئولان دولتی هم انگار نه انگار هيچ اهميتی نمی‌دهند . عده ای به خارج مسافرت می‌كنند .
داستان ما درلبنان است . دو دستگاه اتوبوس ، يكي سبزرنگ و يك سياه رنگ دارند ازبيروت به طرف بعلبك حركت می‌كنند . اتوبوس سياه عده ای را از سوريه آورده به لبنان و حالا می‌برد آثار باستاني بعلبك را به بينند . اتوبوس سبزهم عده اي را ازبيروت سوار كرده به همين منظور دارد می‌برد. ازقضا اين دوتا اتوبوس كنارهم قرار گرفتند.
دراتوبوس سياه كه اكثراً خرمقدس‌ها هستند همه نشسته و كارخاصی نمی‌كردند يا چرت می‌زدند يا خواب بودند .

اما دراتوبوس سبز چشم‌تان روز بد نبيند آخرين آهنگ‌های غيرمجاز روز را آورده و از شروع حركت مشغول بودند . آهنگ‌هايی مثل خاله ريزه – سوسن خانوم – جيگيلی جيگيلی و غيره با صدائی بسيار بلند می‌كوبيد ملت غيور هم از پير و جوان درهمان راهروی باريك وسط اتوبوس دست به چنان رقص و پايكوبی كرده بودند كه راننده لبنانی هم پشت فرمان قرگردن می‌داد .
اهالی اتوبوس سياه وقتی اين رقاص بازی را دراتوبوس سبز ديدند عصبانی شدند و شروع كردند با ايما و اشاره به رقاص‌ها بفهمانند كه دست برداريد اما وقتي بزن بكوب‌ها عكس‌العمل اتوبوس سياه را ديدند بدتر كردند. تقريباً همه ازجا پريدند و چنان پايكوبی و دست افشانی راه افتاد كه درهيچ عروسی اين خبرها نيست . وقتي اتوبوس‌ها رسيدند به بعلبك چند نفر از جوان‌های اتوبوس سياه آمدند به اهالي اتوبوس سبز اعتراض كه خجالت نمی‌كشيد . زن و مرد بي حجاب اين طور با آهنگ‌های مبتذل غيرمجاز خودتان را می‌جنبانيد ؟ جوان‌های اتوبوس سبزهم محكم جواب آن‌ها را دادند كه فضولی موقوف برويد دنبال كارخودتان و اينجا هم دست از دخالت دركارهای مردم برنمی‌داريد و چنان جواب اتوبوس سبزی‌ها محكم بود كه خرمقدس‌ها رفتند به تماشای بعلبك . ناگفته نماند اهالی اتوبوس سياه به سفارت ايران درلبنان شكايت كردند كه در تورهای مسافرتی فسق و فجور می‌شود . سفارت هم به همه مسئولين تورها درلبنان تذكر داد كه دراتوبوس‌ها سوسن خانوم می‌خوام بيام خواستگاری را نزنند ولی جواب داده شد كه اينجا لبنان است و اتوبوس هم لبنانی است . راننده هم لبنانی است و ما حق فضولی توی كارهای آن‌ها را نداريم .
بعد تذكر سفارت آمد كه تورها را به جاهای تفريحی و شاد وشنگول مخصوصاً رقص عربی نبريد كه كسی برای سفارت فاتحه بی الحمد هم نخواند و درايام تعطيلات نوروز ايرانی دربسياری اتوبوس‌ها آهنگ ايرانی ، رقص ايرانی و شادی ايرانی سال نو را جشن گرفته بودند .
نيش عقرب نه از ره كين است- اقتضای طبيعتش اين است

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در داستان ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.