.











بارون بارونه زمينا تر مي‌شه گلنسا جونوم كارا بهتر مي‌شه

خدا رحمت عيسي مسيح را نصيب ويگن كند كه اين ترانه را خواند و هنوز كه هنوز است حتي جوان ها از خواندن و شنيدن آن لذت مي برند .

اين ترانه دراصل درد دل جواني روستايي است براي عشقش گلنسا و وعده مي‌دهد كه باران مي‌آيد و اوضاع و احوال بهتر مي‌شود و روزگار چهره‌اي شادتر نشان مي‌دهد و به شدت نگران شوهركردن عشقش گلنسا است . تصنيف خوب ، آهنگ سازخوب ، نوازنده ها خوب ، موضوع زيبا ، خواننده خوب و يك تصنيف زيباي ايراني .

حال متصديان فرهنگي هنري ما كه هنر ، فرهنگ و ادبيات را درتمام ابعاد به شدت دريد خود دارند و متولي چند هزارسال فرهنگ و ادب ما شده‌اند . ازيك طرف خواسته‌اند اين تصنيف را داشته باشند و ازطرف ديگر ديده‌اند اين خواننده به دختري به نام گلنسا اظهار عشق مي‌كند كه معلوم نيست چه نسبتي با او دارد ؟ آيا صيغه كرده‌اند يا همين طوري دارد حتي مي‌گويد : «گلنسا جونوم » محافظان فرهنگ وهنر ديدند اين تصنيف نوعي ترويج حرف هاي ضداخلاقي درجامعه است و آمدند تصنيف را تطهير كردند .

مخصوصاً يك خواننده مرد مسيحي آمده ازعشق گلنسايي سخن مي‌گويد كه درشاليزارهاي شمال ايران دارد برنج مي‌كارد . حتي كار را به جايي مي‌رساند كه مدعي مي‌شود چرا قرار است گلنسا را شوهر بدهند .

يك چنين اوضاع و احوالي براي متوليان فرهنگ و ادب مخصوصاً درشاخه موسيقي قابل تحمل نبود و بايد اين ترانه تطهير مي‌شد .

تطهير تصنيف « بارون بارونه » هم بسياركار ساده‌اي بود . هرجا اسم «گلنسا » بود حذف كردند و به جايش طبيعت را گذاشتند . خواننده براي مخاطبي گم و گيج دارد مي‌خواند و وعده مي‌دهد و اميد مي‌سرايد و بقيه حرف ها ولي طرفش يك دخترخانم نامحرم نيست كه اجازه داشته باشد به او بگويد « جون » .

البته ناگفته نماند كه اين دستكاري هاي مختصررا ما نه تنها درتصنيف بلكه درتمام هنرها به طور ملموس مي‌بنيم . اين فقط بارون بارونه نيست كه بدون گلنسا شده بلكه درديوان بسياري ازشعرا شعرها يا حذف شده يا تغيير يافته‌اند ، متون كتب دچار حذف و تغييرو تحريف بسيار شده‌اند ، فيلم‌ها گرفتار بسياري حذف‌ها و تغييرگفتار شده‌اند و دارند درابعاد وسيعي درهنرو ادبيات و فرهنگ اين مرزوبوم كهن دست مي‌برند و اصالت چندهزارساله را مسخ مي‌كنند .

حال براي آن كه معلوم شود تا چه حد دراين ترانه تخريب شده متن بارون بارونه اصلي را مي‌آوريم :

بارون بارونه زمينا تر مي‌شه گلنسا جونوم كارا بهتر مي‌شه

گلنسا جونم تو شاليزاره برنج مي‌كاره مي‌ترسم بچاد طاقت نداره

بارون بارونه زمينا تر مي‌شه گلنسا جونوم كارا بهتر مي‌شه طاقت نداره

دونه‌هاي بارون ببارين آرومتر گل هاي نارنج داره مي‌شه پرپر

گلنسا منو مي‌دن به شوهر خداي مهربون تواين زمستون

يا منو بكش يا اونو نستون

بارون بارونه زمينا تر مي‌شه گلنسا جونوم كارا بهتر می‌يشه

بارون بارونه زمينا تر ميشه گلنسا جونوم كارا بهتر مي‌شه

گلنسا جونوم غصه نداره زمستون ميره پشتش بهاره

خواننده شادروان ويگن

ولي هركاري بكنند فايده‌اي ندارد . چون ويگن براي گلنسا جانش مي‌خواند! مردم آن تصنيف قديمي را مي‌خوانند و نوار و سي دي آن را درخانه خود دارند . حالا راديو و تلويزيون دولتي اين آهنگ را هرطوري دلش مي‌خواهد پخش كند . درطول تاريخ اين واقعيت مشهود است كه فرهنگ يك ملت را باحذف نام «گلنسا» نمي‌توان تغيير داد و ويگن خدابيامرز هنوز دارد براي گل نسا جانش مي‌خواند ! و به شدت نگران وضع شاليكاري و شوهردادن اوست !

براي آگاهي ازعمق فاجعه حال « بارون بارونه » بدون گلنسا را كه بيژن بيژني خوانده مي‌آوريم :

بارون بارونه زمينا تر مي‌شه بارون مي باره كارا بهتر مي‌شه

ابر باروني رو شاليزاره زمستون مي‌ره گل برمي‌گرده به باغ و صحرا

بارون مي‌ريزه رو دشت و دريا گل برمي‌گرده به باغ و صحرا

دسته دسته هم مي‌ريم تماشا خداي مهربون تواين زمستون

شور وشادي رو از دلم نستون …

بارون مي‌باره زمينا ترمي‌شه دشت و صحرا ، گل كارا بهتر مي‌شه

زندگي سبزه وقته بهاره بارون مي‌باره زمينا تر مي‌شه

دشت و صحرا ،گل كارا بهتر مي‌شه زندگي سبزه وقته بهاره

زمستون مي‌ره غصه نداره

اصولاً خوانندگاني كه به فرهنگ اصيل ايران عشق مي‌ورزند نبايد به اين ابتذال تن در دهند كه ترانه معروف و زيبايي چون« بارون بارونه » را درشكل مثله شده بخوانند اين كاراصيل نيست .

مي خواهيد درباره بهار وبارون و طبيعت تصنيف بسازيد برويد كارخودتان را بكنيد به گلنسا چه كارداريد ؟ بگذاريد اوچون نيم قرن گذشته گلنسا باقي بماند !

حالا ما كه خداوند طبع روان و استعدادي پرتوان به ما داده براي خلاص كردن گلنسا از زندان وتسلاي خاطر ويگن و ازطرف ديگر بيكار نشدن خواننده و شعرساز و نوازنده وغيره در وزن بارون بارونه ترانه بامسمائي ساخته‌ايم كه هركس مي‌خواند بوي باران را استشمام مي‌كند . ما بابت اين ترانه پول نمي‌خواهيم هركس مي‌خواهد مي‌تواند آن را بخواند و آلبوم بيرون بدهد .

بارون بارونه جوبا آب ، پر مي‌شه

آب راه مي‌افته تا كه شرشر مي‌شه

راننده جونم تو راهش مونده عوضي تو كوچه بن بست چپونده

آقازاده‌ها رفتن به گردش دارن مي‌گردن سوار فيلش

اي خدا مارو زودتر خلاص كن ويگن آروم شو گاماس گاماس كن

آهنگسازخودم ، شاعرخودم ، خواننده خودم ، نوازنده خودم

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در مقاله ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به