خورشید بر پیشانی‌ی فلک‌الافلاک

لوگو1-5

غلامحسین نصیری‌پور در همین حوالی و در یک روز تاریک ما را ترک کرد. من او را اولین بار وقتی که در سال پنجم دبیرستان پهلوی‌ی خرم‌آباد لرستان بودم ملاقات کردم. بانی این امر خیر هم دبیر درس انقلاب سفید ما بود که در کلاس‌اش همه رنگ انقلابی را درس می‌داد مگر انقلاب سفید!

دوستی بزرگ و شاعری دوست‌داشتنی که معلم من بود و تمام سیاه مشق‌هایم را می‌خواند و تصحیح می‌کرد و ساعت‌ها برایم وقت صرف می‌کرد.

برای ادای دین و حق دوستی‌هایم با این شاعر شریف (که عمران صلاحی او را «شاعر شاعران» خوانده بود) که چون شعر خودش خالص و پاک بود در هر شماره مطالبی را در ارتباط با او که در اختیار دارم و یا برایم برسد زیر عنوان «خورشیدی بر پیشانی‎ی فلک‌‌الافلاک» (به یاد اولین کار ادبی‌ی‌اش «جنگ فلک‌الافلاک» که حاصل تلاش فراوان او برای تشویق شاعران جوان‌ خرم‌آبادی بود) در این‌جا خواهم آورد.

نصیری‌پور می‌گوید:
« تخمِ بادند این خیلِ خزنده‌ای که، زنده‌ترین کلام‌شان
مرگ بَر است…»

بخش چهارم

.

 علی باباچاهی
علی باباچاهی

اوج دیدارهای من و غلامحسین نصیری‌پور در سال‌های ۶۰ و ۷۰ بود. در مسیر «آدینه» و «دنیای سخن»! آن زنده یاد در دنیای سخن شعر چاپ می‌کرد و من مسول صفحات شعر آدینه بودم. و بدین گونه بود که یار یکدیگر شدیم و به نوعی همکار! از نصیری پور که شاعری پر تلاش و بکراندیش بود شعر می‌گرفتم برای چاپ در آدینه!

بعدتر وارد «حلقه»ی سه شنبه‌ها شدم که نصیری‌پور یکی از پایه‌های اصلی‌اش بود. محمدمختاری، جواد مجابی، فرامرز سلیمانی، کاظم السادات اشکوری، اسماعیل رها- باحضور محمد محمد علی نویسنده – این حلقه‌ی ادبی را تشکیل می‌دادند. من از این حلقه شعر و نقد شعر بسیار آموختم. این جلسه ده سال دوام آورد. و نصیری پور پر شورتر از ان بود که حتا یک جلسه غایب باشد. من اما بی‌قرارتر و سر به هواتر از آن بودم که یک سال تمام تاب حلقه و کانون و محفل و مجلسی بیاورم – نیاوردم و افسوس‌ها!

نصیری پور سخنوری تمام عیار بود و شاعری تمام وقت! از آن شاعر کتاب‌های شعر بسیاری منتشر شده است. جالب این که ناشر این دوست شاعرم خود ایشان بودند! انتشاراتی زنده یاد «شاعر معاصر» نام داشت.

نام کتاب‌های شعر نصیری پور: سطح بنفش (شعر‌های کوتاه)، ریل (یک شعر بلند)، رودی به نام اسم (یک شعر بلند)، برگ را ببار (شعرهای کوتاه) باد اسم باران نیست (مجموعه شعر) و …

نصیری پور از آنانی بود که به حسن خلق، صید اهل نظر می‌کرد. مدت‌ها بود که این شاعر پرشور کمتر جایی آفتابی می‌شد. هرچه بیشتر می‌جستمش، کمتر می‌یافتم او را. و دریغا دیگر نیافتمش هرگز! همین چند روز پیش… و خبر کوتاه و جانکاه بود. و ای دریغا! پیش از آن‌که فکر کنم اتفاق افتاده بود! به راستی کی آمد کی شد؟ و اما او همچنان در جان من و ما به زندگی‌اش ادامه می‌دهد! تردید نکنید!»

——

برگرفته از: صفحۀ فیس بوک علی باباچاهی

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.

این نوشته در خورشید بر پیشانی‌ی فلک‌افلاک ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.