ارسال شده در سرفصل | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

یادی از غلامحسین نصیری‌پور

«غلامحسین نصیری پور»؛ شاعر روزگار ما، حدود دو هفته پیش، در بی‌خبری درگذشت. او که متولد سال ۱۳۲۵ در اراک بود، فارغ التحصیل ادبیات از دانشگاه ملی بود و همراه هوشنگ طاهری؛ منتقد و مترجم، در بانک کشاورزی کار می‌کرد.

نخستین اثرش را در سال ۱۳۴۷ با عنوان «موزه‌های برهوت» منتشر کرد. عمده‌ترین آثار او، «توطئه آب»(۱۳۵۰)، «در ازدحام تمایل‌ها و پریشانی‌ها»(۱۳۵۱)، «سین صدای زنی است»، «چلچله لال» (۱۳۸۰)، «لی خانم ما»(۱۳۸۰)، «کبوتر کال» (۱۳۸۰)، «رودی به نام اسم» (۱۳۸۰)، «تشنگی واژه‌ها»(۱۳۸۰)، «ریل» (۱۳۸۱)، «تو را تاریک‌تر از بادم» (۱۳۸۲)، «برگ را ببار» (۱۳۸۳)، «سطح بنفش»، «سنگفرش» (۱۳۸۳) و «شهری به شعاع باد»(۱۳۸۸) به شمار می‌آیند.  وی که مدتی در استان لرستان فعالیت می‌کرد، مجله‌ای با عنوان «جُنگ فلک الافلاک» و بعد  در تهران مجلات «خورنوش» و «بانک کشاورزی» را منتشر می‌ساخت و اوایل دهه هشتاد هم مؤسسه انتشاراتی با عنوان «شاعر امروز» را ایجاد کرد و آثارش را در آنجا انتشار می‌داد. ایشان چند سال پیش، به بیماری مبتلا و به مرور، منزوی شد تا آنکه در غریبانگی درگذشت تا جایی که حتی نمی‌دانیم کجا دفن شده است. نصیری‌پور به لحاظ اخلاقی، مردی شریف، باادب و مردم دوست بود. اگرچه نمی‌توان اشعارش را به‌طور مشخص در شکل نیمایی و موج نو قرار داد، اما اشعار کوتاهش، زیبا با مضامین عمدتاً عاشقانه و البته مرگ اندیشانه بود. او از جمله شاعرانی بود که در زمان اوج، چهره‌ای مطرح بود. وی از بنیانگذاران جلسات شب شعری با عنوان «شاعران سه شنبه» بود که در آن چهره‌هایی چون رضا براهنی، حمیدرضا رحیمی، اسماعیل رها، جواد مجابی، محمد مختاری، فرامرز سلیمانی، عمران صلاحی، محمد محمدعلی و علی باباچاهی حضور داشتند. او در حالی در غربت درگذشت که در کتاب «تو را تاریک تر از بادم» گفته بود: «این مرگ همیشه تنها زیسته است.»

۱۳۹۴/۵/۳

ارسال شده در خورشید بر پیشانی‌ی فلک‌افلاک | دیدگاه‌ها برای یادی از غلامحسین نصیری‌پور بسته هستند

یادداشت‌های شخصی (اعتراف عطا ملک‌جوينی در تاریخ جهانگشای**)

 

برگرفته از: کانال تلگرام ایرج شفیعی

عطا ملک جوينی در تاريخ جهانگشای اعترافی کرده است که می‌تواند لکه‎ی ننگی درفرهنگ سرزمين ما باشد. او که پس از سقوط اسماييليان نزاری (شاخه‌ی حسن صباح ) به عنوان عامل هلاکو به قلاع اسماعيليه رفته بود می‌ايستد و تماشا می‎کند هزاران جلد کتاب را به بهانه‌ی ملحدانه بودن‎شان در آتش می‌سوزانند. و آن وقت ما پس از تماشای فيلم فارنهايت ۴۵۱ بهت زده از سينما بيرون می‎آييم و خوشحاليم که آن چه ديده‌ايم فقط يک فيلم بوده است. اين سخن که ثروت ملی ما را هميشه بيگانگان به يغما برده‌اند حقا که جز کوسه شعر و پرت و پلا نبوده است. از خود نمی‌پرسيم چرا هندی‌ها که وداها را داشته‌اند نه فقط آن‌ها را چون چشم خود حفظ کرده‌اند که حافظ مکتوبات ما هم بوده‌اند.
دکتر علی‌اکبرفياض که به احتساب دانش و نوانديشی مردی در اندازه‌های دکتر خانلری بوده است درباره‌ی نسخه‌های خطی تاريخ بيهقی که در نثر فارسی همان مقام ديوان حافظ را در شعر دارد می‌نويسد: ” من در باب گروه‌بندی‌ی نسخه‌های بيهقی فرض دو گروهی هندی و ايرانی را داده بودم که بعد ها مورد قبول ديگران هم واقع شد. در اين فرض گفته شده بود که نسخه‌های هندی اين کتاب اصلی‌تر از نسخه‌های ايرانی و قديم‌ترند و در نتيجه به اصل اولی کتاب نزديک‌تر .” (تارخ بيهقی / دکتر علی اکبر فياض / ص بيست و چهار).
حالا بد نيست اين مقايسه را در مورد نسخه‌های ديوان حافظ که عزيزترين متن فارسی ايرانيان بوده نيز انجام دهيم. معمولاً ميزان قدمت نسخه‌های ديوان را نسخه‌ی خلخالی (۸۲۷) که مبنای چاپ علامه محمد قزوينی پيش آهنگ خانلری و بقيه بوده است قرار می‌دهند که سی و پنج سال پس از مرگ حافظ کتابت شده .نسخه‌های قديم‌تر که بعد از آن پيدا شده به ترتيب چنين است :

۱- بادليان انگلستان (علا مرندی ) / اواخر قرن هشتم

۲- آکادمی علوم تاجيکستان / ۸۰۷

۳- کوپرولو استانبول (ترکيه ) /۸۱۱

۴- سليمانيه استانبول (ترکيه ) /۸۱۳

۵- موزه‌ی بريتانيا (انگلستان ) /۸۱۳

۶- موزه‌ی حيدر آباد (هندوستان) /۸۱۳

۷- کتابخانه‎ی اياصوفيه (ترکيه ) /۸۱۶

۸- کتابخانه‌ی آصفيه ی حيدر آباد (هندوستان ) /۸۱۸

۹- دانشگاه ميشيگان ( آمريکا) / ۸۲۳

۱۰- طوپقاسرای (ترکيه ) /۸۲۲

۱۱- کتانخانه‌ی دکتر اصغر مهدوی (ايران ! ) /۸۲۱

۱۲- کتابخانه ی سبز پوش (هندوستان ) / ۸۲۴

۱۳- کتابخانه‌ی نور عثمانيه (ترکيه ) /۸۲۵

۱۴- کتابخانه‌ی کمبريج (انگلستان ) / ۸۲۷

۱۵- (نسخه‌ی شخصی عبدالرحيم خلخالی / ۸۲۷ )

آيا به راستی باور کردنی‌ست که کشورهای انگلستان، آمريکا، شوروی سابق، هندوستان و ترکيه دست جمعی برای ربودن مکتوبات شاعر نازنين ما توطئه کرده باشند؟
علامه‌ی قزوينی در مجله‌ی يادگار نوشته است وقتی از اروپا باز گشته بود روزی به ديدار آقای ضياءالدين نوری پسر شيخ فضل‌اله می‌رود و در آن‌جا نسخه‌های بی‌نظيری می‌بيند که از پدر زن شيخ به نوه‌ی دختری او رسيده بود. قزوينی بعد اضافه می‌کند پس از مرگ آقا ضياء ديگر هرگز نشانی از آن کتاب‌ها در کشور نديده بود .

*محسن صبا، مارس ۲۰۱۰

** عنوان مطلب از رسانه

ارسال شده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌ها برای یادداشت‌های شخصی (اعتراف عطا ملک‌جوينی در تاریخ جهانگشای**) بسته هستند

واژگان خانگی

شاعران این شماره: شعله آذر، رامین زارعی، ناهید عرجونیی، محمدعلی شکیبایی، مظاهر شهامت و اسمعیل یورد شاهیان

 


یک شعر از: آذر شعله

جا مانده
خیابان‌های بسیاری پیمودیم
که به آزادی نرسید
دست‌های بسیاری گرفتیم
که به صلح نرسید
نگاه‌هایی ربودیم
که به عشق نرسید.
برای مصلحت
از تعبیر زندگی جا ماندیم
و راه
در سایه‌های دروغ پنهان ماند.

 


یک شعر از: رامین زارعی

 

کاش می‌دانستیم
هر سال، پاییز
کدام غمگین‌ترند
اولین برگی که می‌افتد
یا آخرینش؟

ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اشعار این شماره | دیدگاه‌ها برای واژگان خانگی بسته هستند

پرویز شاپورم، مبدع کاریکلماتور

من پرویز شاپورم، مبدع کاریکلماتور

گروه فرهنگی الف،    3960719153

 من پرویز شاپورم، مبدع کاریکلماتور

پرویز شاپور ۱۸ سال پیش در نیمه مردادی گرم در بیمارستان عیوض زاده درگذشت؛ بیمارستانی در خیابان شیخ هادی که نزدیک محل سکونتش بود.

هفته نامه صدا: پرویز شاپور ۱۸ سال پیش در نیمه مردادی گرم در بیمارستان عیوض زاده درگذشت؛ بیمارستانی در خیابان شیخ هادی که نزدیک محل سکونتش بود. او چندین دهه از عمرش را در کوچه پس‌کوچه‌های محله جامی و شیخ هادی و جمهوری گذرانده بود. خانه‌ای در خیابان کسری که تنها چند کوچه از خانه اردشیر محصص بالاتر بود و حالا خانه‌ای است فراموش شده

پرویز شاپور کارمند وزارت دارایی بود. از آن وزارتخانه ثروتمند ماهانه مقرری‌اش را می‌گرفت ولی دلش با طنز و کاریکاتور و طراحی و در یک کلمه دلش با مطبوعات بود. مطبوعاتی که از قبلِ آن چیز دندانگیری نصیبش نمی‌شد و ظاهرا در آغاز با یک جور کنجکاوی پایش به آن باز شد و دیگر نتوانست از آن دل بکند و خودش را خلاص کند. تا پایان عمر رابطه مستمرش را با مطبوعات و مجلات طنز حفظ کرد و در همان مطبوعات توانست در طنزنویسی صاحب سبک شود و مهر قالبی را به نام خود بزند. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در مصاحبه | دیدگاه‌ها برای پرویز شاپورم، مبدع کاریکلماتور بسته هستند

ما فراموشکاران تاریخ

جلال آل‌احمد، انقلاب اسلامی و ما فراموشکاران تاریخ . . .

نوشته: احمد افرادی
———————————–

عکس از آرشیو دفترهنر


                     جلال آل‌احمد  سیمین دانشور

به مناسبت سالروز درگذشت جلال آل‌احمد
از:احمد افرادی


        احمد افرادی

رویکرد به « اسلام انقلابی» ( به عنوان تنها پتانسیل موجود در رویارویی با رژیم کودتا ) منحصر به آل‌احمد نبود. بسیاری از اهالی قلم و سیاست ِآن سال‌ها که رژیم شاه را تثبیت شده و اپوزیسیون ( اعم از جبهه‌ی ملی، نهضت آزادی، حزب توده، جمعیت سوسیالیست‌های ایران و … ) را، در رویارویی با آن رژیم ناتوان می‌دیدند، پس از وقایع ۱۵ خرداد ۴۲، نگاه‌شان تدریجاً به نیروهای مذهبی و آیت‌الله خمینی جلب شد.

–————————————–
نوشته‌ی پیش رو، به قصد بررسی و ارزیابی ِکارنامه‌ی « انقلاب اسلامی » قلمی نشده است. داوری، له و علیه ِ آل احمد نیز درکار نیست. بحث، تنها بر سر حافظه‌ی تاریخی مخدوش (یا، فراموشی خود خواسته‎ی ) ما است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چندی است، لگد بر کفن ِ آل‌احمد کوبیدن، مُد شده است. درست مثل دیگرْ مُدهای روشنفکری ِ سال‌های پیش و پس از انقلاب: [ هر بار موجی از راه می‌رسد و همه‌گیر می‌شود و چندی (چونان اسم اعظم ) ذهن و زبان‌مان را تسخیر می‌کند، تا به اعجازِ آن ( در چشم به هم‌زدنی) حل ِصد مشکل فکری و فلسفی و سیاسی کنیم و ( همزمان ) نَفَس از هر دگراندیشی بِبُریم.]
در روزگاری نه چندان دور ( برای ما روشنفکران نسل سوم ۱) سرمایه‎داری، مَظهَر و مَصدَر همۀ مصائب بشری بود. راه رهایی، در « مبارزۀ مسلحانه، هم استراتژی هم تاکتیک» معنی و خلاصه می‎شد. « عملگرایی آرمانخواهانه‎ی چریکی » (در تعارض و تقابل ِ با خرد ورزی و دانش اندوزی و نگاه نقادانه به عالم و آدم ) حرف اول و آخر را می‌زد. آن که، راه ِ برون رفت ِ از استبداد و اختناق و بن‎بست سیاسی را، در گفت‎وگوی سُقراطی می‌جست، با اَنگ ِ « چریک ِسنگر ورّاجی »، از میدان به در می‎شد. « مخالف‌خوانی» و دشمنی ِ آشتی‌ناپذیرِ با نظام سیاسیِ مسلط، حرمت‎آفرین و مقدمات و مؤخرات ِاَرج و اعتبار سیاسی و اجتماعی بود؛ و صد البته، آن بخت برگشته‎ای که در عالم ادب و سیاست، ساز دیگری می‌زد و راه دیگری می‌جُست ( به قول صمد بهرنگی ) « چوخ بختیار» بود و بیرون از عوالم روشنفکری.
امروز، گرچه آن حرف و حدیث‌ها، دیگر اعتبار ِ چندانی ندارد و از « امپریالیسم جهانخوارِ» سال‌های ماضی هم ( به میمنت و مبارکی! ) « اعاده‌ی حیثیت » شده است! اما (به تعبیری ) دَر، همچنان بر همان پاشنه می‌گردد و مُدهای روشنفکری ( این بار، به زبانی دیگر و در هیأتی نو ) همچنان در کاراند، تا کِی بر ما و میهن، آن رَوَد که دیگر، « نه از تاک، نشان مانَد و نه از تاک- نشان ». ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در مقاله | دیدگاه‌ها برای ما فراموشکاران تاریخ بسته هستند

لس‌انجلس بی‌ستاره


فرهنگ فرهی

مرگ چنین خواجه نه کاریست خُرد…
استاد فرهنگ فرهی به سفری ابدی رفت

روزنامه نگاری را ۶۸ سال پیش، با انتشار«روزنه» و با همکاری احمد شاملو آغاز کرد
قلم را در غربت هرگز به زمین نگذاشت

به گزارش پایگاه خبری امروز نما ـ امیر فرهنگ فرهی (روزنامه نگار) در گذشت. استاد فرهی در بیمارستانی در لس آنجلس، در غروب روز دوشنبه (۱ مهر / ۲۳ سپتامبر) به سفری ابدی رفت. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای لس‌انجلس بی‌ستاره بسته هستند

شعر كوتاه برای مخاطب امروز


                اکبر اکسیر

بررسي شعر كوتاه/ اكبر اكسير: شعر كوتاه برای مخاطب امروز بهترين قالب می‌باشد

اكبر اكسير «شعر كوتاه» را نتيجه‌ي پيدايش رسانه‌هاي جديد خواند و آن را در علاقه‌مند كردن مخاطبان به ادبيات معاصر تأثيرگذار دانست. اين شاعر در ارزيابي خود از دلايل روی آوردن شاعران به شعر كوتاه، در گفت‌وگو با خبرنگار ادبيات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: از دهه‌ي ۷۰ كه مي‌شود به نوعي آن را دهه‌ی ملی شدن شعر فارسی ناميد، شعر از نظر قد، قالب‌های مختلفی را آزمود و شعر كوتاه توانست جايگاه ويژه‌ی خود را به دست آورد. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در نقد شعر | دیدگاه‌ها برای شعر كوتاه برای مخاطب امروز بسته هستند

فرهنگ مدارا

 


                  حافظ موسوی

۴۵ مقاله در باب ادبیات و فرهنگ

 نوشته‌ی: حافظ موسوی از: انتشارات نگاه  

این کتاب گزینه‌ای از مقاله‌های نگارنده در باب ادبیات و فرهنگ است که طی دو دهۀ گذشته نوشته شده است .
مقاله‌ی اول و دوم این کتاب، بحثی است در بارۀ ” مدارا و تساهل ” در شعر حافظ و تأثیر آن بر فرهنگ ایرانیان. نویسنده با بررسی شعر حافظ و مقایسۀ آن با فرهنگ بشری در قرون میانه به این نتیجه رسیده است که حافظ در دوران خود، روشنفکری آزاداندیش بوده است که تعصب و جزم‌اندیشی را به باد انتقاد گرفته و از این منظر از همگنان خود در شرق و غرب عالم بسی پیشروتر بوده است. با توجه به این که حافظ با دانته ( نویسنده و شاعر شهیر ایتالیایی و خالق کمدی الاهی ) تقریبا معاصر بوده است، بین آرای حافظ و دانته در باب عمده‌ترین موضوعات و پرسش‌هایی که در قرون سیزدهم و چهاردهم میلادی مطرح بوده، مقایسه‌ای صورت گرفته است. این موضوعات و پرسش‌ها به زعم نگارنده عبارت بوده است از این که نظام هستی چگونه پدید آمده است؟ خالق این نظام کیست؟ آیا با عقل می‌توان به حقیقت هستی پی برد؟ تکلیف انسان در حیات کوتاه مدتی که در این جهان دارد چیست؟ انسان پس از مرگ به کجا می‌رود؟ آیا بجز این جهان، جهان دیگری هم هست؟ انسان چگونه می‌تواند به رستگاری برسد؟ تکلیف انسان در برابر میل به گناه چیست؟
مقالۀ سوم بحثی است در بارۀ جایگاه مولوی در سیر اندیشۀ ایرانی. در این مقاله ضمن ارج نهادن بر بخشی از اندیشه‌ی مولوی که در برابر جزم اندیشی و تعصب دینی، به تساهل و مدارا گرایش دارد، به بخش دیگری از اندیشۀ او که کم‎تر نشانه‌ای از خردگرایی در آن دیده می‌شود انتقاد شده است. نویسنده بر این باور است که گرایش به عرفان در ادبیات و فرهنگ ایران که پس از حملۀ مغول شتاب بیشتری گرفت نتایج زیانباری در بر داشته است.
در مقالۀ چهارم دغدغۀ صادق هدایت نسبت به هویت ایرانی که پیوندهایی با ناسیونالیسم ایرانی ِ مورد ِ نظر روشنفکران دورۀ مشروطه و پهلوی اول دارد بررسی شده است. برای این منظور سه اثر هدایت ( پروین دختر ساسان، مازیار، بوف کور ) بررسی شده و نشان داده شده است که چگونه ناسیونالسم پرشور و آرمانخواهانۀ دو اثر ِ اول به یأس و نومیدی در بوف کور انجامیده است. مقایسۀ سه شخصیت زن در این سه اثر ( پروین، شهرناز، زن اثیری ) و استحالۀ تدریجی آن‌ها، به عبارتی نمودار سیر تفکر هدایت از دوره‌ی جوانی تا واپسین سال‎های عمر اوست. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در معرفی یک کتاب | دیدگاه‌ها برای فرهنگ مدارا بسته هستند

عمران صلاحی از زبان عمران صلاحی

دفتر من در وسط …..باد ورق
می‌زند
برگی از آن می‎کند
نام تو در باغ‎ها
ورد زبان می‌شود

ارسال شده در معرفی‌ی یک هنرمند | دیدگاه‌ها برای عمران صلاحی از زبان عمران صلاحی بسته هستند

كنار همين روزها

برگرفته از وبلاگ:

کانون آفرینش های ادبی اداره کتابخانه های عمومی استان مازندران

مجموعه شعر «كنار همين روزها» اثر حميد تيموری‎فرد است كه در ۸۰ صفحه توسط انتشارات شلفين وارد بازار كتاب شده است. اين مجموعه مشتمل بر اشعاری در قالب شعر سپيد و ترانه می‌باشد. شاعر این مجموعه جوان شمالی است که رنگ و بوی باران و دریا در آثارش نمایان است. این مجموعه از ۲۳ قسمت تشکیل شده ، قسمت اول که شامل ۲۸ قطعه شعر سپید است و قسمت دوم که ۳  ترانه را در برمی‌گیرد تيموری‎فرد شاعر نوشهری است كه از دهه‌ی هفتاد شعر را به طور جدی آغاز كرده و وارد انجمن‎های ادبي شده است. «كنار همين روزها» مجموعه‌ای است با زباني ساده و طبيعت نيز نقشي پررنگ در آثار اين مجموعه دارد. چرا كه تيموری‌فرد شاعری است كه ديار جنگل و دريا زندگي مي‌كند.

حميد تيموری‌فرد پس از شناخت تمام جريان‌های شعری كه در دهه‌ی هفتاد و هشتاد پشت سر گذاشت در نهايت براي اشعارش زباني ساده و صميمي را انتخاب كرده است. زباني كه می‌تواند به راحتي با مخاطبي تماس برقرار كند. زبان بدون پيچدگي‌هاي تصنعي ارائه می‌گردد و نشان می‌دهد كه پيش از هر موضوعي می‌بايست به ارتباط خواننده با شعر انديشيد.

در ابتدای مجموعه «کنار همین روزها» یادداشتی ۵صفحه‌ای به قلم شاعر نوشته شده است که به زبانی شاعرانه در قالب نثر به نوعی به حدیث نفس می‌پردازد. اما نکته‌ای که قابل اشاره است نوع نگاه شاعر به طبیعت و در مقابل‌اش به شهرنشینی و عناصر زندگی مدرن است و راوی این سطرها و شعرها بیش از هر چیز و هر مضمون به اسطوره مدرن انسان و تقابل آن با ماشین می‌پردازد. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در نقد شعر | دیدگاه‌ها برای كنار همين روزها بسته هستند

ایران قدیم ۴

رسانه در هر شماره یک یا دو تصویر از این تصاویر تاریخی را به‌نظر خواننده‌گان گرامی خواهد آورد.

نقل از مجله‌‌ی مجازی پزشک:

متأسفانه تلاش ما برای ثبت نظام‌یافته و منظم تاریخ‌مان و محافظت از اسناد، خاطرات شفاهی و عکس‌های مهم‌ تاریخی‌مان در مقایسه با تلاش‌های برخی از کشورهای دیگر، بسیار حقیر و ناچیز بوده است.
درست به همین خاطر است که وقتی هر چند وقت یک بار از گوشه‌ای به ناگاه عکس‌های تاریخی کمتردیده شده یا نادیده از ایران می‌بینیم، به هیجان می‌آییم.
عکس‌هایی که در این پست مشاهده می‌کنید از مجله نشنال جئوگرافیک آوریل ۱۹۲۱ انتخاب شده‌اند. این شماره از مجله به تمامی به ایران اختصاص داشت.

 


                                             پسران مدرشه‌رو

ارسال شده در عکس‌های قدیمی | دیدگاه‌ها برای ایران قدیم ۴ بسته هستند

صدای داود رمزی

ارسال شده در با صدای شاعر | دیدگاه‌ها برای صدای داود رمزی بسته هستند

دسخط قره‌العین

ارسال شده در خط یک نشان | دیدگاه‌ها برای دسخط قره‌العین بسته هستند

Leonard Cohen – I’m Your Man

ارسال شده در رقص و ترانه‌های ایرانی | دیدگاه‌ها برای Leonard Cohen – I’m Your Man بسته هستند

ارسال شده در عکس روز | دیدگاه‌ها برای بسته هستند