ارسال شده در سرفصل | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

یاد غلامحسین نصیری‌پور

غلامحسین نصیری‌پور در همین حوالی و در یک روز تاریک ما را ترک کرد. من او را اولین بار وقتی که در سال پنجم دبیرستان پهلوی‌ی خرم‌آباد لرستان بودم ملاقات کردم. بانی این امر خیر هم دبیر درس انقلاب سفید ما بود که در کلاس‌اش همه رنگ انقلابی را درس می‌داد مگر انقلاب سفید!

دوستی بزرگ و شاعری دوست‌داشتنی که معلم من بود و تمام سیاه مشق‌هایم را می‌خواند و تصحیح می‌کرد و ساعت‌ها برایم وقت صرف می‌کرد.

برای ادای دین و حق دوستی‌هایم با این شاعر شریف (که عمران صلاحی او را « شاعر شاعران» خوانده بود) که چون شعر خودش خالص و پاک بود در هر شماره مطالبی را در ارتباط با او که در اختیار دارم و یا بدستم برسد زیر عنوان «یاد غلامحسین نصیری‌پور» (به یاد اولین جنگ ادبی‌ی‌اش «جنگ فلک‌الافلاک» که حاصل تلاش فراوان او برای تشویق شاعران جوان‌ خرم‌آبادی بود) در این‌جا خواهم آورد.

نصیری‌پور می‌گوید:
« تخمِ بادند این خیلِ خزنده‌ای که، زنده‌ترین کلام‌شان
مرگ بَر است…»

 

بخش پنجم

گفت‌وگو با محمد محمدعلی
محمد تنگستانی 
ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خورشید بر پیشانی‌ی فلک‌افلاک | دیدگاه‌ها برای یاد غلامحسین نصیری‌پور بسته هستند

یادداشت‎های شخصی (مقدمه‎ ی چاپ حروفی نسخه‎ ی خلخالی)

مقدمه‎ی چاپ حروفی نسخه‎ی خلخالی
که چاپ عکسی آن فراوان و خواندن خط آن آسان است کشف کرده است که آن نسخه طبق شمارش او بر خلاف تصور استادان پیشین دارای پانصد غزل است و نه پانصد و یک غزل  اما متوجه نشده که کاتب ناشناس آن نسخه‎ی قرن نهم به دلیلی دو غزل متفاوت را که قافیه‎های مختلفی هم داشته‌اند به دنبال هم کتابت کرده و باعث شده چرتکه‎ی ایشان به دردِ سر بیفتد. او در باره‎ی آن غزل “دوقلوی به‌هم چسبیده” نیزبه این نتیجه رسیده است: ” غزل عجیب‎الخلقه “!

ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌ها برای یادداشت‎های شخصی (مقدمه‎ ی چاپ حروفی نسخه‎ ی خلخالی) بسته هستند

می‌گویند ۶۵

ارسال شده در می‌گویند | دیدگاه‌ها برای می‌گویند ۶۵ بسته هستند

واژگان خانگی

  • 2-1

شاعران این شماره: غلامرضا بلگوری، منصور خورشیدی، پرویز ذبیع‌غلامی، حبیب شوکتی، مظاهر شهامت و محمدحسین مدل

_____________________________

غلامرضا بلگوری
یک شعر از: غلامرضا بلگوری

…………………………. از: صورت‌کتاب شاعر

به سطح کلمه

به صیغه‎ی سوم شخص
کسی کنارم نیست
در این هزاره‌ی پیچ پیچ
تنها مرگ است
که چشم پیچانیده بر شمیم گل و
ارغوان بلند
نسیم را می‌بلعد
و در تقاطع رودخانه و پل
به منقار ریش ریش کبوتر
نزدیک می‎شود
که در ظهر تشنگی
به جستجوی قناعت آب
بال بال می‌زند

گاهی مرگ
یک گلوله است
که ازصدف چشمان آبی‎ی تو
رها می‌شود ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اشعار این شماره | دیدگاه‌ها برای واژگان خانگی بسته هستند

یک شعر از: غلامحسین نصیری‌پور

برای بیژن اسدی‌پور، با خط شاعر


ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر دیگران | دیدگاه‌ها برای یک شعر از: غلامحسین نصیری‌پور بسته هستند

هزار نکته‌ی باریک

نگاه منصور خورشیدی به خط و قلم علی‌مسعود هزارجریبی


منصور خورشیدی         علی‌مسعود هزارجریبی

تو سرنوشت کدام

از کتاب جهانی

که شانه های تو

از افق خالی است

خیلی جوان بودیم که با هم آشنا شدیم ، زمینه‌ی آشنایی شعر بود. آن قدر جستجو کردیم ورق زدیم خواندیم تا مانیفست ” شعر محض ” را نوشتیم. چهار شماره در یک سال با نام ” پرسه‌های زیبای شاعرانه “

این که چرا عرضه نکردیم بحث مفصلی دارد! موجزتر آن که دوستان ما پیش‌ترمانیفست خود را عرضه کرده بودند، ما قصد مقابله نداشتیم، همان را پذیرفتیم و تا امروز خط برجسته‌ی ذهن و زبان ما است.  “حجم گرایی ” را می‌گویم.

از آن پس تا کنون پوبلیک تفکر ما شعر حجم شد، و شعر حجم مدام تازه‌شدن بود. و ما در این تازگی خود را شریک کردیم. حادثه‌ای بزرگ در شعر امروز ما ، و تا هنوز هم.

ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دیدار با یک شاعر | دیدگاه‌ها برای هزار نکته‌ی باریک بسته هستند

دسخط صادق هدایت


آخرین دست خط صادق هدایت  

ئیدار به‌قیامت
ما رفتیم و دل شما رو شکستیم همین

ارسال شده در خط یک نشان | دیدگاه‌ها برای دسخط صادق هدایت بسته هستند

وقتی که مرکز دنیا برای من رشت بود

نگاه محمدرشا بابایی به کار و بار بیژن اسدی‌پور!

 


ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای وقتی که مرکز دنیا برای من رشت بود بسته هستند

حضور و هستی در زبان شعر منصور خورشیدی


   منصور-خورشیدی                         مضاهر-شهامت.

 

نوشته: مظاهر شهامت*

«کوشش برای سرودن تاریکی‌های شعر» 
چنین باور می‌کنم که، شعر اتفاق نمایاندن است. بخشی از جریان ناتمام و ابدی مفهوم نمایاندن. مفهومی که مدام، در پنهانیت همه اجزاء هستی و اشیاء و آدمی و جانوران وجود دارد. هست آن‌هاست. هست دیرپای آن‌ها . وجود و شکل و خاصیت‌های‌شان. و شعر، کوششی همیشگی و بهت‌آوری از یک حضور کشداری، در آن‌ها است که می‌باید رخ نماید و آغاز کند به عمل نمایاندن تا به ابد آن پنهانیت. پنهانیتی که اتفاقا با آغاز شعر شدن، فهمیده می‌شود، که دیر شده است. دیر شدن شعر. دیر شدن به شعر. و دیر شدن به اثبات حضور و هستی خود از زبان شعر.
شعر پیدا شده است. سروده می‌شود. و همچنان آن هستی، به یک جریان مدام و مداوم، تبدیل می‌شود. یک هست می‌شود. می‌خواهد جای آن هستی قبل از خود را بگیرد. به جای آن پنهانیت، به آشکارگی تبدیل شود. به ذره ذره و لحظه و لحظه تبدیل شده به آشکارگی. شعر برای مقابله آمده است. مقابله با دیرشدن. با دیرشدن یک پنهانیت کهن. با دیرشدن نمایاندن یک هستی. نمایاندن هستی‌ها. آن همه هستی، که در یک شبکه‌ی عظیم، در هم پیچیده شده است. در یک شبکه‌ی پیچیده، عظیم شده است. آن همه هستی با هزار توی خود فرو شده در هزارتوی خود . ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در نقد شعر, پرونده‌ی ویژه‌ی شاعران مهاجر | دیدگاه‌ها برای حضور و هستی در زبان شعر منصور خورشیدی بسته هستند

به یاد محسن صبا

غلامرضا صراف، مترجم و نویسنده به مناسبت درگذشت محسن صبا یادداشتی را در اختیار ایبنا قرار داده است که در ادامه می‌خوانید.

 غلامرضا صراف: محسن صبا، همکلاسی دبیرستان بیژن الهی و دوست دیرین او، بر اثر تصادف اتوموبیل در اوهایوی آمریکا درگذشت. صبا ادیب به معنای متعارف آن نبود و سر در داروخانه و طبابت داشت اما به جرأت می‌توان گفت آدمی بسیارخوانده و مسلط بر مباحث ادبی و هنری گوناگون بود. بی‌شک بخشی از این تسلط ناشی از حضور مداومش در عرصه‌های متنوع فرهنگی دهه درخشان چهل بود و دوستی با آدم‌های صاحب‌نامی چون بیژن الهی، مسعود کیمیایی، پرویز دوایی، بهمن فرسی، خجسته کیا، غزاله علیزاده و …

دلبستگی صبا به فرهنگ کهن ایران از مقاله‌ انتقادی‌اش بر تصحیح دیوان حافظ آشکار است که اول بار در شماره پنجم گاهنامه «این شماره با تاخیر» چاپ شد و به جز آن از خلال مکاتبات و گفت‌وگوهای حضوری و غیرحضوری‌اش با بیژن الهی درباره جزئی‌ترین و غریب‌ترین زوایا و نکات ادبیات ایران.

ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌ها برای به یاد محسن صبا بسته هستند

مجسمه‎ی کوروش کبیر

با تشکر از خواهرم هلن برای ارسال این ویدیو

دیدار با شهرام گودرزی مجسمه‌ساز مقیم کلاردشت خالق مجسمه‌ی کوروش کبیر

 

ارسال شده در گزارش | دیدگاه‌ها برای مجسمه‎ی کوروش کبیر بسته هستند

ایران قدیم ۴

رسانه در هر شماره یک یا دو تصویر از این تصاویر تاریخی را به‌نظر خواننده‌گان گرامی خواهد آورد.

نقل از مجله‌‌ی مجازی پزشک:

متأسفانه تلاش ما برای ثبت نظام‌یافته و منظم تاریخ‌مان و محافظت از اسناد، خاطرات شفاهی و عکس‌های مهم‌ تاریخی‌مان در مقایسه با تلاش‌های برخی از کشورهای دیگر، بسیار حقیر و ناچیز بوده است.
درست به همین خاطر است که وقتی هر چند وقت یک بار از گوشه‌ای به ناگاه عکس‌های تاریخی کمتردیده شده یا نادیده از ایران می‌بینیم، به هیجان می‌آییم.
عکس‌هایی که در این پست مشاهده می‌کنید از مجله نشنال جئوگرافیک آوریل ۱۹۲۱ انتخاب شده‌اند. این شماره از مجله به تمامی به ایران اختصاص داشت.

 

 

ارسال شده در عکس‌های قدیمی | دیدگاه‌ها برای ایران قدیم ۴ بسته هستند

نوای موسیقی‌ی بانوان هنرمند ایرانی

گروه نارگل سنتور یک

 

ارسال شده در رقص و ترانه‌های ایرانی | دیدگاه‌ها برای نوای موسیقی‌ی بانوان هنرمند ایرانی بسته هستند

عکس روز

مُردم از بی‌غمی

ارسال شده در عکس روز | دیدگاه‌ها برای عکس روز بسته هستند

,,

ارسال شده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای بسته هستند