

بیژن مفید
.
از: علی سرهنگی
از عشق
اگر به زبان آمديم فصلی را بايد
برای خود صدا کنيم
تصنيفها را بخوانيم
که ديگر زخمهامان بوی بهار گرفت.
بمان:
که برگ خانهام را به خواب دادهای
فندق بهارم را به باد
و رنگ چشمانم را به آب.
تفنگی که اکنون تفنگ نيست،
و گلولهای که در قصهها
عتيقه شده است
روبهروی کبوتران
تشنگی پرندگان را دارد.

در متن خاورمیانه
یا
در حاشیهی میانهی دنیا
ضمیر ِ اشارهای دورم
جهان پر از “اشارات و تنبیهات ِ” گنگ است
انگشتی به کلمات
انگشتی به ماشه
یا ماشهای به من
اشاره میکند!
نمیدانم
در این زبان ناشناسی همگانی
همه در معرض نشانهایم
” پارادوکس ”

اگر از واژگانی استفاده کنیم که در معنی با یکدیگر ناسازگاری داشته باشند، این امر، به معنای تضاد است .
مانند ِ
گاهی احساسی روشن و گاهی احساسی، تیره دارم.
در این جمله، میان واژگان روشن و تیره، ناسازگاری وجود دارد که به آن تضاد گفته میشود.
اگر دو امر یا دو واژه ی متضاد را با یکدیگر جمع کنیم یا در کنار هم بیاوریم، این امر، به معنای پارادوکس یا متناقض نما است.
مانند ِ
” روشنی ِ تیره ”
” تیرگی روشن ”
در نتیجهگیریای کُلّی، میتوانیم این طور بگوییم که ” پارادوکس ” هنریترین شکل ” تضاد ” است.
حال، با این مقدمه، موارد پارادوکسیکال و متضاد شعر را یافته و مورد بررسی قرار میدهیم.
متن/ حاشیه
اشارات/ تنبیهات
کلمات/ ماشه
میانهی دنیا / اشارهای دور
اکنون به بررسی مورد ” اشارات و تنبیهات ” میپردازیم ، که یکی از موارد پارادوکسیکال درون متنی و برون متنی (بینامتنی) اثر است.
کتاب اشارت و تنبیهات، اثری است از ابن سینا، با موضوع منطق و فلسفه.
نکتهی تامل برانگیز در مورد استفاده از نام این کتاب که(ایهام و) تضاد دارد این است که در محتوای کتاب هم به موارد تضاد و پارادوکس بر میخوریم.
جزء اول کتاب، که در باب منطق است، در نهج پنجم خود، مبحثی دارد در مورد ِ
” قضایا ” و
” عکس قضایا ”
که در مفهوم “تناقض” و ” تقابل” است . ادامهی خواندن
نوشتهی زیر را از صورتکتاب دوست فرهیختهام منوچهر برومند با اجازهی ایشان در زیر برایتان میآورم:
**

دو نکته با آقای فرج سرکوهی/ مصطفی نصیری


هلن شوکتی




برگرفته از صورتکتاب بیژن اسدیپور

نوشته و تنضیم رضا مقصدی با شعری از شاملوی گرامی و شعر او برای ایران درودی:
ایران درودی ، شاعر رنگها ما وُ رنگها را تنها گذاشت وُ رفت .
شاملو یکی از درخشانترین شعرهایش را در ستایش از او نوشت .
………………………………………………………………………….
پیش از تو
صورتگران
بسیار
از آمیزهی برگها
آهوان برآوردند؛
یا در خطوطِ کوهپایهیی
رمهیی
که شباناش در کج وُ کوجِ ابر و ستیغِ کوه
نهان است؛
یا به سیری وُ سادگی
در جنگلِ پُرنگارِ مهآلود
گوزنی را گرسنه
که ماغ میکشد.
تو خطوطِ شباهت را تصویر کن:
آه وُ آهن وُ آهکِ زنده
دود وُ دروغ وُ درد را.ــ
که خاموشی
تقوای ما نیست.
□
سکوتِ آب
میتواند خشکی باشد وُ فریادِ عطش؛
سکوتِ گندم
میتواند گرسنگی باشد وُ غریوِ پیروزمندِ قحط؛
همچنان که سکوتِ آفتاب
ظلمات است ــ
اما سکوتِ آدمی فقدانِ جهان وُ خداست:
غریو را
تصویر کن!
عصرِ مرا
در منحنی تازیانه به نیشخطِ رنج؛
همسایهی مرا
بیگانه با امید وُ خدا؛
و حرمتِ ما را
که به دینار وُ درم برکشیدهاند وُ فروخته.
□
تمامیِ الفاظِ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم
که به کار آید
چرا که تنها یک سخن
یک سخن در میانه نبود:
ــ آزادی!
ما نگفتیم
تو تصویرش کن!

نمای پیشخوان کتابفروشی رشت
-more–>
پایان

شاعران این شماره:
منوچهر آتشی، مسعود احمدی، آسیه امینی، روجا چمنکار، حبیب شوکتی، ناهید کبیری و غلامرضا نصرالهی.

یک شعر از: منوچهر آتشی

یک شعر از: مسعود احمدی