بایگانی نویسنده: Habib

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.

طرح

.همشهری‌ی توامبا زبان تو حرف می‌زنم…………………… چیزی بگو …………………………..۱۵ سپتامبر ٫۲۰۰۸ روزویل کالیفرنیا

منتشرشده در شعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

سه‌تفنگدار طنز ایران

بیژن اسدی‌پور٬ پرویز شاپور و عمران صلاحی صلاحی . . . . .. .. . . این روزها که بیژن اسدی‌پور سخت در کار تدارک انتشار شماره‌ی نوزدهم دقتر هنر ویژه‌ی سه‌تفنگدار طنز ایران می‌باشد بی‌مورد ندیدم مطلب بالا نوشته‌ی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در گزارش | دیدگاه‌تان را بنویسید:

شناسنامه ۲۹

,.۲۹یک قطره اشک……………..بر شناسنامه‌امدریا‌ست…………………………………… ۵ سپتامبر ٫۲۰۰۸ روزویل کالیفرنیا

منتشرشده در شعر شناسنامه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دو برداشت از اصطلاح «عجم» در شاهنامه

…چندی پیش پیامی دریافت کردم از ایران‌شناس و متفکر فرهیخته جلیل دوستخواه که خواسته بودند برای آگاهی‌ی ایرانیان علاقه‌مند مطلبی که ایشان در مورد بیت معروف ( بسی رنج بردم بدین پارسی – … ……) منتسب به حکیم توس ابوالقاسم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دريائي ها

.این کار شاعرِِ رویایی را هم دلم نیامد که تنهایی به جان‌ام بریزم ! این‌ست که آن را در این‌جا می‌بینید.……………………………………………………………………………………….. ح.ش.۲۹ ………………………………به احمد رضا احمدی دستی میان آینه و من، لغزیدشعر، از میان آینه، دستی شد.اینک میان خلوت و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر دیگران | دیدگاه‌تان را بنویسید:

جای پای توقف

.……………………………..به پسرم سهند: که بوی خوش عشق می‌کارداین نیم ثانیه…………..مال توستتا شناسنامه‌ات را بنویسی……………و مطمئن بشویکه کسی در کوچه‌های آویزان………………..بن بست نشوداین نیم ثانیه……………….مال توستتا تو از خیابان بگذریو زیر سایه‌ی این ساختمان بلند……………….بست ننشینیتا باد بتواند با خستگی‌ی پیاده‌رو………………………..پچپچه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

وسوسه‌ی باغ‌های بید

آن‌قدر عاشق شده‌امکه مداد کوچک‌ام را نفروشمو از این ‌همه بیراههاز راه به‌در نشوم ٬ …………………………روزویل کایفرنیا ۲۱ اگوست ۲۰۰۸ ادامه مطلب

منتشرشده در شعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

پياده

آمد در کنارم نشست ٫ پرسيد: ـ چطوری؟ـ . گفتم: چطور مگه؟ .گفت: فلانی چطوره؟ .گفتم: خيلی وقته بارون نباريده! .گفت: مگه خورشيد نبود؟ .گفتم: مگه نشنيدی؟ .ادامه مطلب

منتشرشده در کوتاه‌ها | دیدگاه‌تان را بنویسید:

بن‌بست سلیمان

در کوچه‌ای که نام‌اشبن‌بست سلیمان بودنه پیغمبری زندگی می‌کردکه از صورت‌اش نور بباردو نه شیطانیکه خواب کوچک گنجشک‌ها رااز شاخه‌های درخت انجیر…………………………… بدزدد………………………………………..روزویل کایفرنیا ۱۲ جولای ۲۰۰۸ادامه مطلب

منتشرشده در شعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دکتر محمد مصدق

با احترام به دکتر محمد مصدق نخست وزیر منتخب ایران و با یاد دوست عزیز و هنرمندمان اسماعیل میر مظفری این نقاشی‌ی او از دکتر مصدق را در این‌جا می‌‌آوریم. ..

منتشرشده در طرح‌‌ها و نقاشی‌ها | دیدگاه‌تان را بنویسید:

سرزمین هرز

به سایت یداله رویایی نگاه می‌کردم که در بالای صفحه برخوردم به نام خداداد فروهر و آدرس اینترنتی‌اش . این‌که می‌گویند حرف حرف می‌آورد راست است همچنان‌که صحبت‌های خداداد فروهر در ارتباط با تعطیل و یا به قول خود رویایی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله | دیدگاه‌تان را بنویسید:

شناسنامه ۲۸

شناسنامه‌ی ۲۸‌ام حاصل دیداری‌ست دوباره با ( عمر چون خانه‌ی در کوفته‌ای‌ست – تا کی از ره برسد دربان‌اش) یک‌بیتی‌ای سروده‌ی هزار سال پیش‌ام وقتی که شانزده‌سالگی انتهای جهان بود. گاهی که دیروزها به سراغ آدم می‌آید و آن جوانک … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر شناسنامه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

زیر سایه‌ی شما ۲

“زیر سایه‌ی شما” مجموعه‌ی کوتاه‌نوشته‌هایی‌ست که مدتی‌ست با آن‌ها زیر سایه‌ی شما زندگی می‌کنم.سعی دارم بخش‌هایی از این نوشته‌ها را که با بازنگری طراح و طنزپرنویس گرامی بیژن اسدی‌پور در صفحات صافکاری‌ کار مشترک سه تفنگدار طنز ایران (بیژن اسدی‌پور– … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در زیر سایه‌ی شما | دیدگاه‌تان را بنویسید:

طرح

.استکان نیمه‌خالی‌ی چایروی میز کهنهدر حسرت بوسه‌ای دیگرهنوز داغ است………………………………روزویل کایفرنیا ۱۲ جولای ۲۰۰۸ ………………………………………………………………….نقاشی از: سهراب سپهری ………………………………………………………………..و با تشکر از; آرشیو عکس ……………………………………………………………………ایران و بیژن اسدی‌پور

منتشرشده در شعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

قصیده‌ای كوتاه‌، به بلندی تاریخ

.دریغ‌ام آمد این نوشتار از روزنوشته‌های نویسنده‌ی متعهد پرویز رجبی را برای شما نیاورم.( گفتار ۷-۱ از سلسله گفتار ترازوی هزار کفه به نام قصیده‌ای كوتاه‌، به بلندی تاریخ )نشانی‌ی سایت پرویز رجبی را می‌توانید در پیوندهای رسانه ببینید..قصیده‌ای كوتاه‌، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله | دیدگاه‌تان را بنویسید:

با تو نیستم

.مادر بزرگ که همیشه قلب‌اش آویزان بودنام‌ات را با صدای بلنداز کنار باغچه پاک کرد.ادامه مطلب

منتشرشده در شعر | دیدگاه‌تان را بنویسید: