سرفصل‌هاى موسيقى ايران «نامه‌ی یازدهم»


محمد خدادادی

هلن شوکتی در هر شماره به معرفی آلات موسیقی و یا نخبگان موسیقی ایرانی می‌پردازد که از نظرتان می‌گذرد.

فصل دهم:


هلن شوکتی

 

در روزهايى كه مردم جهان بخصوص هنرمندان و ستارگان فيلم و موسيقى از  Elton Jahn  و Bon Jovi  و بسيارى هنرمندان دیگر با كمپين ” به حمايت از اوكرايين برخيزيد ” جهانيان را به كمك به اين كشور و مردم آن فراخواندند،  Elton John هم لينك ويديويى از كنسرت‌هاى خودش را كه به مناسبت روز جهانى ايدز در شهر كييف برگزار كرده بود به اشتراك گذاشته و در پيامى از اندوه و تأثرش از رنج مردم اوكرايين گفته است. 

 

گروه pink Floyd بعد از گذشت سى سال ترانه تازه‌اى بنام  ” هى هى برخيزيد ” Hey Hey Rise Up  براى پشتيبانى از ملت اوكرايين منتشر كرده و Andyriy Khlyvnyuk خواننده معروف اوكرايينى هم گروه را همراهى كرده.

 در اين ترانه گروه پينك فلويد نوشته: انزجارآور است كه يكى از قدرت‌هاى جهان، كشورى دموكراتيك و صلح جو و مستقل را مورد حمله قرار مى‌دهد و انسان‌ها را به قتل مى‌رساند.

 

“از ديار آفتاب تا پايتخت موسيقى” 

گفتگو با محمد خدادادى 

 

با محمد خدادادى در يك آتليه گرم و دنج و صميمى با آلات موسيقى مختلف در منطقه  پنج وين  آشنا شدم.

از اولين ديدارمان عشق به موسيقى و هنر وتلاش پايان ناپذيرش را در چهره و رفتارش ديدم. بقول خودش مى‌گوید:  “از همه چىز راضى‌ام به جز نام و نام خانوادگى‌ام ” (تغيير نام خانوادگى اوژن  به خدادادى، با انتخاب پدربزرگ.

در تمام ساعات ديدارمان هرگز نديدم كه سه تار را بر زمين بگذارد. محمد مى‌گفت اين‌جا رو با عشق داير كردم كه محل ملاقات هنرمندان و هنر دوستان باشد.

 آتليه، بسيار حال و هواى هنرى داشت چرا كه در هر گوشه‌اش سازى و مضرابى!! و كتابخانه كوچک‌اش كه مملو از كتاب‌هاى مختلف بود.  اين‌جا محل برگزارى كلاس‌ها و دورهمى هنرمندان و گپ و گفتگوست.

با هم از موسيقى و تاريخ موسيقى و بخصوص سه‌تار، ساز مورد علاقه من گپ زديم و از مشكلاتش كه از خانواده‌اى آمده كه موسيقى در آن جايگاهى نداشت. با او از هر درى سخن گفتيم و او بى‌آلايش تمامى سئوالات را پاسخ مى‌داد . خودش مى‌گويد: (كه سه‌تار ساز عشقه، حتى وقتى دراز كشيدى مي‌تونى بزنى ،مخصوصأ قبل از خواب كه آرامش, خوابت مى‌شود. 

موسيقى را با ساز نى شروع كردم . آن موقع تنها راه براى يادگيرى اين ساز <پنجه دزدى> بود.يعنى تو براى يادگيرى اين ساز، بايد با ديدن دست هاى نوازنده‌ى نى‌انبان  “پنجه دزدى” مى‌كردى و با نوع حركت انگشت، اشاره هاى موسيقيايى مخصوص اين ساز را در حافظه ثبت و روز بعد روى ساز پياده مى‌كردى. 

بعد از مدت‌ها به موسيقى سنتى علاقمند شدم و مدت‌ها بصورت خودآموز، نى و آواز را دنبال كردم تا در اصفهان با يكى از مهم‌ترين اتفاق زندگى‌ام برخورد كردم ،آشنايى با استاد حسن كسايى به توصيه استادم،  مدتى با يكى ازشاگردان استاد، محسن هاديان  كار كردم. هر ماه دو بار به اصفهان مى‌رفتم و مكتب اصفهان را درس مى‌گرفتم. 

بعدها با استاد عبدالنقى افشارنيا استاد نى  آشنا شدم و در كنار استاد رديف و مكتب دوامى  را آموختم. 

يكى از بزرگترين اتفاق زندگى‌ام آشنايى با استاد ” عليرضا مشايخى ” آهنگساز نوگرا و معاصر ايرانى بود كه مسير زندگى‌ام را تغيير داد. قبل از آشنايى با استاد مشايخى، هيچگونه شناختى از موسيقى معاصر و حتا موسيقى كلاسيك نداشتم. پيشنهاد يادگيرى موسيقى كلاسيك و در ابتداء درس هارمونى  از طرف مشايخى مطرح شد و اين شد ادامه‌ى  راه هنرى من. جهت  استمرار, نوع, تازه‌ى زندگى‌ام ، به تهران نقل مكان كردم، كه در پيرامون پوياى استادم باشم .

در همان شروع كار، پيانويى خريدم و با على رادمان، رزيتا شاكر و بعدها خانم  تامارا دوليتزه  شروع به يادگيرى اين ساز كردم. در تمام مدتى كه شاگرد استاد مشايخى بودم ايشان بخاطر شرايط مالى‌ام، هيچوقت پولى از من دريافت نمي‌كردند.  تمام تلاشش اين بود كه درتربيت شاگردان،  در يك محيط اجتماعى و فرهنگى، نقش موثرى داشته باشد.

همان سال اول كارى پيدا كردم و با نت نويسى براى مشايخى، توانستم هزينه‌هاى زندگى‌ام را تامين كنم. 

هفت سال در اركستر موسيقى نو به رهبرى استاد مشايخى به نوازندگى پرداختم، كه بزرگترين تجربه موسيقيايى من در حوزه شناخت و برخورد مستقيم با موسيقى و هنر معاصر بود.

 

ديگر اتفاق بزرگ زندگى‌ام در ايران آشنايى با استاد مرتضى قاسم پور استاد فلسفه و زيبا شناسى در دانشگاه كلن آلمان بود.  با شركت در كلاس‌هاى درس فلسفه و هنر توانستم با جديدترين حوزه‌هاى تفكر انتقادى در غرب  آشنا و ارتباط زنده‌ى هنر كلاسيك و معاصر را با انسان و جامعه به تأمل بنگرم. 

به سوى پايتخت موسيقی

علاقه من به موسيقى كلاسيك و معاصر روياى تحصيل در اروپا را شدت بخشيد. در انجمن فرهنگى ايران و اتريش به يادگيرى زبان آلمانى وشناخت زمينه‌هاى امتحان ورودى دانشگاه در كشور اتريش را آموخته و با قبولى در امتحان ورودى سال ٢٠١٠ ،،،موفق به گرفتن ويزاى دانشجويى شدم .بعد از دوران تحصيل در شهر Linz ،،، براى تجربه بيش‌تر به وين آمده و تا امروز در شهر زيباى  wien  زندگى مي‌كنم.

از مهم‌ترين تجربه‌هاى زندگى‌ام همكارى با “اركستر سنفونيك ÖRF وين ”  بعنوان سوليست بود. اين اركستر جزء مطرح‌ترين و قوى‌ترين اركستر دنياست و مسلمأ همكارى با اين اركستر به عنوان تكنواز مى‌تواند آرزوى هر نوازنده باشد. در سيزدهم و چهاردهم اكتبر سال  ٢٠١٦  فستيوالى با عنوان Hollywood in vienna برگزار شد كه در واقع تقديرى بود از آهنگساز مطرح فرانسوى كه در اين دو شب قطعه‌اى از او به رهبرى keit Lockhart  از امريكا اجراء شد كه اثرى است براى  نى و اركستر سنفونيك   كه از من براى همكارى با اركستر سنفونيك دعوت شد.

نكته جالب اين بود كه براى اولين بار بود كه اين اثر با نى  شنيده مى‌شد اين كنسرت در دو شب در بزرگ‌ترين سالن موسيقى وين  Konzerthaus  برگزار شد.

موسيقى ايرانى

پرداختن به موسيقى ايرانى و خصوصأ موسيقى بوشهر هميشه براى من موضوع  مهم و جدى بوده و در زمينه‌ى آهنگسازى هم سعى كردم از ويژگى‌هاى اين فرهنگ بومى و سنتى استفاده كنم. قطعه‌ى ” چاهاب ” كه در ژانويه ٢٠١١ به رهبرى خودم اجراء شد، برگرفته از آوازهاى  بومى يا شروه‌ست كه با زبانى متفاوت بيان شده و با قطعه ” هشت سال ترس ”  براى نى ،،، كه از عناصر موسيقى سنتى بهره برده است.

در اين چند سال بارها سمينارهاى مختلفى را با محوريت شناخت موسيقى ايران در دانشگاه بروكنر و دانشگاه گراتس به همراه دوست و همشهرى عزيز آقاى  ” بابك نيك ذات ” برگزار كردم كه تمام تلاش‌ام يافتن زبانى ساده و غيرفنى در توضيح و پرداختن به موسيقى ايرانى بوده است.

مدتى است كه با سه نفر از دوستان هنرمندم گروه  ” گتگ ”  را تشكيل داديم.  گتگ گياهى است كه تنها در شوره‌زار و شرايط سخت رشد مى‌كند.  من و  محسن شريفيان ، حبيب مفتاح بوشهرى و ماهان ميرعرب اعضاى گروه هستيم.  يك كنسرت بسيار موفق در وين  داشتيم كه با حمايت شركت  سوييس اينوويژن (اقامت و مهاجرت به اروپا ) برگزار شد و در ماه فوريه  ٢٠١٧ در اسلو و نروژ  در فستيوال رومى شركت كرديم. سعى‌مان در ارائه‌ى موسيقى جنوب ولى با نگاهى متفاوت به اين پديده ى فرهنگى بوده و خواهد بود.

محمد خدادى آموزش دستگاه‌ها و گوشه‌هاى ايرانى را با زبانى ساده و شيرين هم در You Tube مشغول است، كه كاربران زيادى در سراسر دنيا دارد.

“براى محمد جان آرزوى بهترين‌ها را دارم

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در سرفصل‌های موسیقی‌ی ایران ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید