تلاش هستی‌شناسانه‌ی منصور اوجی

 

 

فصل خزان گل بود

در روزگار بیداد

سالی که عاشقان را بی‌غسل خاک کردند

سالی که شاعران را

#منصوراوجی

بخشی از شعر شیراز؛ منصور اوجی رفت و خبر خیلی هم کوتاه نیست.

✍✍ یادداشتی که دو سال پیش بر شعر او نوشتم و در روزنامه‌ی اعتماد منتشر شد:

“شعری که می‌اندیشد”

بدیهی است که این یادداشت کوتاه درباره‌ی شعر شاعری که بیش از شصت سال سابقه‌ی شاعری دارد و بیش از بیست و پنج مجموعه شعر به چاپ رسانده است، نمی‌تواند بخش عمده‌ای از وجوه شعرش را نمایان کند. این یادداشت، نگاهی کوتاه به شعرهای کوتاه آزاد اوست.

منصور اوجی، شاعری که در شعرهایش از سنت شعری شیراز بهره جسته و سابقه‌ی طولانی در نوشتن رباعی، غزل و شعر نیمایی دارد، در شعرهای کوتاه آزاد نیز تسلطش بر وزن و آهنگ را به خوبی به نمایش می‌گذارد. «بر درخت موریانه خورده/ مُرده از درون، چه می‌رود؟/ بر درختِ پاک پوک!/ …/ ما همان درخت/ ما همان عصا که موریانه‌ها/ وای اگر هجوم باد، تندباد……»

در این شعر توجه ویژه‌ی اوجی به عنصر تکرار، آهنگ کلام و حتا استفاده از کلمات هم‌قافیه، مشهود است اما نکته‌ی پراهمیتی در این شعر و در کل در شعر اوجی، قابل تشخیص است و آن حضور و کارکرد اندیشه است، همان چیزی که در شعر امروز ما کم‌رمق می‌نماید. باید اضافه کنم، زمینه‎های فلسفی شعر او نیز در این راستا کارکرد یافته و تبدیل به نیروی محرکه‌ی شعر او شده است.

در شعرهای اوجی با یک جهانبینی ویژه‌ی شاعر روبه‌رو می‌شویم و این امر از آنجا نشأت می‌گیرد که اوجی با نگاهی هستی‌شناسانه به سراغ شعر می‌رود. این نوع نگاه رویکردی مدرن در شعر به شمار می‌رود اما به تنهایی نمی‌تواند در ایجاد وضعیت مدرن در شعر، کارساز باشد. باید اشاره کنم که شعر اوجی دچار کلان روایت‌هایی است که در بسیاری موارد در جریان شعر تبدیل به خرده روایت‌های امروزین نمی‌شود و به شعر او لطمه می‌زند: «اما دریغ و درد/ بر ما چه رفته است؟/ در خاک میهنم،/ دلتنگ خود منم!»

نگاه اوجی در شعر، غنایی است و این امر حتا در مرگ اندیشی که مضمون مرسوم شعرهای اوست نیز خود را نشان می‌دهد: «-قله/ قله باشی همیشه تنهایی/ قله کوه همیشه، ها تنهاست!/ قله کوه همیشه، ها بشکوه!»

«مثل یک پنجره در تاریکی/ که به یک پنجره می‌اندیشد/ به تو می‌اندیشم./ پشت آن پنجره در تاریکی/ به چه می‌اندیشی؟»

در نمونه‌های بالا، پیوستگی با زمان و توسعه‌ی معنی برای همه‌ی انسان‌ها دیده می‌شود. این نگاهِ جهانی شده، حاصل تلاش هستی شناسانه‌ی اوجی است که شعر او را در یک ساختار زیباشناسی مبتنی بر عاطفه‌ی انسانی، قرار می‌دهد.

#آرش_نصرت_اللهی

#نقدادبی #نقدشعر

 

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در نقد شعر ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید