واژگان خانگی


شاعران این شماره:

غلامرضا بروسان، حبیب شوکتی، مظاهر شهامت، الیاس علوی، شمس لنگرودی و رسول یونان.

 

 


یک شعر از: غلامرضا بروسان

من بچه بودم

نه حرکتی

نه دلهره‌ای

نه رویایی

من فقط بلد بودم 

کوچک باشم

و در آوازهای مادرم پنهان بشوم.

 

 


یک شعر از: حبیب شوکتی

 

پدری زور گفت

مادری زور زد

کودکی به‌زور زاده شد

یکی به‌زور می‎‌آید

دیگری به‌زور حذف می‌شود

این‌جا زورخانه‌ی ملی‌ست

زیر نظر شعبان‌خان بی‌مخ      

می ماه ۲۰۱۴

 


مظاهر شهامت

 

جنگ‌های زیادی اتفاق افتاده است
وقتی من خواب بوده‌ام
این از دانه‌هایی اناری پیداست
که انگشتان تو را رنگین
و کاسه را سرریز کرده است
پس من پنجاه سال دوری از تو را یک به یک کشته شده‌ام
و هر بار جمجمه خالی‌ام را سگی لیسیده است
که پیش‌تر به شکل مرگ از روزهای بارانی آمده است!

 

 


یک شعر از: الیاس علوی

 

ای گنجشك آخرين شاخه
به دور دست‌ها نگاه كن
آيا هنوز كودكي مي‌خندد؟

 

 


یک شعر از: شمس لنگرودی

 

به حرمت نان و نمکى که با هم خوردیم
نان را تو ببر
که راهت بلند است
و طاقت‌ات کوتاه!
نمک را بگذار برای من!
می‌خواهم
این زخم
تا همیشه تازه بماند!

 

 


یک شعر از: رسول یونان

روی تخت دراز کشیده‌ام

پنجره اتاق

قاب رنج است و خزان .

تو آخربن برگی

آخرین برگ داستان اُ. هنری

اگر بیفتی من می‌میرم!

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در اشعار این شماره ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید