واژگان خانگی

شاعران این شماره:قباد حیدری، منصور خورشیدی، حبیب شوکتی، جهانگیر صداقت‌فر و آرزو نوری

 

 



یک شعر از: قباد حیدر

 

از جنگ برگشتیم

فقط توانستیم

قاب‌های‌مان را

نجات دهیم

مابقی کشته شدند.

 

 


یک شعر از: منصور خورشیدی

 

انگشت روی صورت ماه
که می‌گذاری
هزار سیب کال
سقوط می‌کند
روی تفکر شیطان
وقتی چشم
از مصیبت وسوسه‌ها
عفت آفتاب را
سیاه می‌بیند

 


یک شعر از: سزیا داودی حموله

 

وقتی باد

به پرچم سرزمینی حمله می کند

کلمات

جز نشنیدن

به درد هیچ گوشی نمی خورند!

 

 

 


یک شعر از: حبیب شوکتی

 

«یورو»

ناسیونالیت‌های دست راستی‌

اروپا را به فاشیست می‌کشند

فرانکو از چیچو شکایت می‌کند

ژنرال دوگل دو گل

به الجزایر می‌زند

موسولینی به موس‌موس می‌افتد

دیکتاتورِ پرتغالْ ترش می‌کند

و جایزه صلح نوبل

به‌ عالیجناب هیتلر تقدیم می‌شود

 

 

یک شعر از: جهانگیر صداقت

” قدر”
.
همه مادرهاشان را
به تماشای شقایق بردند،
همه مادرهاشان را
با گل مریم و عطر سحر و شبنم و نور
گلباران کردند،

من و تو،
آنقدر در “من” و “تو” غرق شدیم
تا گل باغچه‌ی مادرمان
خشک شد در حسرت آب.

 


یک شعر از: آرزو نوری

 

مرا ببخش
اگر بهار نبودم
و شادی تابستان را نشانت ندادم
مرا ببخش
اگر پاییز بودم
و از ترس زمستان
برگ برگ فروریختم
مرا ببخش که اندوه را
نسل به نسل
با خود آوردم
و به قلب کوچکت بخشیدم

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در اشعار این شماره ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید