واژگان خانگی

سریا داوودی حموله​، منصور خورشیدی، قباد حیدر، حبیب شوکتی و افشین کورد

 


سریا-داودی-حموله

 

وقتی باد

به پرچم سرزمینی حمله می کند

کلمات

جز نشنیدن

به درد هیچ گوشی نمی خورند!

 

 


یک شعر از: قباد حیدر

 

فرزندان ما سیلی خورده‌اند
مشت، دشنام، تازیانه
اما گلوله چیز دیگری‌ست
یادش
در مغز استخوان می‌ماند

 


یک شعر از: منصور خورشیدی

 

طلوع فاصله
در پوست سیب
عصب آب را
در امتداد رود
تا می‌کند
صخره با طعم سرخ
آهسته روی پلک مار
به خواب می‌رود

 

 

 


یک شعر از:حبیب شوکتی

 

فریاد واژه‌ای‎ست

که به‌هر زبانی

       خوانده می‌شود

 

 


مظاهر-شهامت

 

افتاد

به دریایی دیگر

گلوله ایی

که ماه را

دزدیده بود

و

دوباره امنیت دارد

رقص تند گیسوی تو

 

 


یک شعر از: افشین کورد

 

زنبورها
کندوی‌شان
در خاطره‌های شیرین
به‌خاک سپرده‌اند؛
بیا
با ریختی از لهجه‌ی ابرها
فال بگیریم
تا پرواز کند نگاه
بسوی شمایلی از شکل آرزوها؛
کابوس دیروز
خاطره‌های شیرین امروزاند
بیا
یکایک‌شان را قلمه بزن
شاید در قلمروٍ فردا
دوباره
همه‌گی سبز شوند

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در اشعار این شماره ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید