یادداشت‌های شخصی (‌عقل و خرد در مناسبات روز‌)

16جولای 2014

 

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد
به خود گمان نبرد هیچ کس که نادانم
……………………………….سعدی

عقل و خرد در علوم انسانی چون فلسفه و منطق مفاهیم یکسانی ندارند. در حقیقت هر انسان غیر پریشی کمابیش دارای عقل است. اما آن چه حضور آن را در رفتار بسیاری از همین عاقلان نمی‌بینیم خرد است که نقش تفکیک درست از غلط را به عهدهدارد. در حقیقت عقل نخستین آفریده‌ی خداست – اول ما خلق‌اللهالعقل – اما خرد  همگان واجد آن نیستند چون جوهر تشخیص و به قول صاحب شرفنامه‌ی منیری ” دریافت و فراست ” است و همان چیزی که فردوسی ی بزرگ شاهنامه را با آن آغاز کرده است.

به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد

خرد در جایی‌ست که در آن تعصب و تعرض و انانیت سرکوب شده و تنها تحمل و به گفت حافظ ” خیر و قبول ” حاکم است. آن صاحب علمی که دانش خود را صرف ساختن بمب شیمیایی کرده عقل‌اش او را به بی‌خردی رهنمون شده و آن دانشمندی که در پیری در وسط خیابان شلوغی در نیویورک جلوی ماشین‌ها دراز کشید ودر اعتراض به جنگ ویتنام حاضر به مرگ شد خردش به چنین کاری واداشته بود. در اجتماع معمول نیز زنان و مردانی را که برای تماشای اعدام و سنگسار در محل جنایت جمع می‌شوند عقل بیمار و فقدان خرد به شراکت در جنایت کشانده است. و همین جرم را نیز یهودیانی مرتکب می‌شوند که با تماشای بمباران خانه‌های زنان و کودکان عرب به هلهله و شادی می ‌و عبرت نمی‌گیرند

که همین فلسطینی‌ها روزگاری برای موشک‌هایی که صدام بر سر ملت بی گناه ایران ریخته بود چه پایکوبی‌هایی که نکرده بودند بی‌آن که بدانند صدام و خمینی پشت و روی یک سکه بوده‌اند و رفتار وحشیانه‌ی نتنیاهو چیزی جز یک جنگ ابدی را برای مردمی حاصل نخواهد کرد که آبشخورشان چیزی نیست جز آلوده‌ترین و زشت‌ترین چهره‌ی این دو دین یعنی تعصب، کلمه‌ای که در طول تاریخ همیشه در برابر واژه‌ای خصمانه‌ترین دندان توحش خود را نشان داده است که دهقان توس آن را برترین ویژگی‌ی خداوندی دانسته بود که خدای هر دوی آن‌هاست همان “خرد” که بویی از آن نبرده‌اند.
اما همه‌ی داستان این نیست. شک نیست که رژیم اسلامی نه تنها از این واقعه ناراحت نیست که از موجبات فراهم آمدن آن که موجب جریحه‌دار شدن عواطف ملت ایران است خوشحال است که موقتا آب به آسیای او می‌چرخد و می‌تواند خود را در جنگ تبلیغاتی با اسرائیل محق بداند اما باید فراموش نکند که چائوشسکو ۴۸ ساعات قبل از اعدام میهمان ایران بود، قذافی چند ماهی قبل از مخفی شدن در لوله‌ی سیمانی و با تیپا به قتلگاه رفتن در ایوان ساختمان سازمان ملل با آن ریخت و لباس مسخره جولان می‌داد صدام را با فضاحت از چاه بیرون کشیدند، بعد از خوابیدن شورش مردم اجزاء پیکر پاره پاره‌ی موسولینی را از روی درخت‌ها جمع کردند و البته فیلم هیتلر چند روز قبل از خودکشی و سوزاندن در حال بازدید جوانان هیتلری باقی‌ست و یک سال قبل از آن هنوز اروپا در نقشه‌ی جغرافیای او بود. اگر خوب نگاه کنید می‌بینید که این سرنوشت‌های شوم را تنها مردم برای این جنایتکاران رقم زدند و از خداوند آن‌ها آبی گرم نشد
علم امروز ثابت کرده که تنها حقیقت مسلم که بر کائنات حاکم است تنها و تنها  مرگ است و لاغیر. حتی خورشید نیز روزی خواهد مرد و همه چیز به  مجهولی ختم خواهد شد که جوک‌هایی چون باغ بهشت که خداوند در آن جا به ازاء هر خوابیدن مؤمنی با زوجه‌اش یک قصر در آن جا بنا می‌کند به درد خندیدن هم نمی‌خورد. والسلام
—————–
تیر ۹۳

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در یادداشت‌های شخصی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.