روز جهانی زن مبارک

برای گرامی‌داشت روز جهانی‌ی زن متن زیر را از صورت‌کتاب خورشید خانم برای‌تان نقل می‌کنیم.

روز جهانی زن

به چشمان یک زن بنگر
تا امید را بیاموزی
که چگونه یک دهه
بعد از انکه در محاصره پدر و برادر
خطابه اطاعت را از بر میخواند
باز هم به پا میخزد و از پنجره کوچک خانه یی تاریک
خواب یک باغچه گل های رنگارنگ را در پلک هایش
زنده نگه میدارد

صبح، دورِ درختِ سیبِ کوچکِ حیات مان که تازه شکوفه داده است قدم می زدم. شکوفه های تازه مرا به وجد می آورد، به دنبال ایده ای برای نوشتن متنی درباره قدردانی از زنان شهیر ایرانی بودم به نظرم آمد که نوشته ام را با سخن فمنیستی «پوراندخت» (۱) شاهنشاه ساسانی شروع کنم: “پادشاه چه زن باشد چه مرد باید سرزمینش را نگاه دارد و با عدل و انصاف رفتار کند”. و در ادامه از «سردار بی بی مریم بختیاری» (۲) که خانه اش را مأمن و پناهگاه آزادیخواهان عصر مشروطه قرار داده بود سخن بگویم. با خودم فکر می کردم که باید در متنم شعری از «رابعه قزداری» (۳) به عنوان مادر شعر پارسی بیاورم و در بین قلیل اشعار بازمانده از وی این شعر را انتخاب کردم: “تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی / چون بهجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من”. و بعد، از اولین رمان نویس زن ایرانی یعنی «سیمین دانشور» سخن بگویم که با بچه دار نشدنش جلال را به سنگی بر گور پدرش تبدیل کرد. (۴)

اینکه امروز، روز جهانی زن است مرا جسور و مغرور به زن بودنم می کند. فانتزی های زیبایی به ذهنم می رسد مثلا به جای «شیرین عبادی» با تشویق حضار در موسسه ی نوبل بخاطر ترویج مردم‌سالاری و رعایت حقوق بشر در ایران، به عنوان اولین ایرانی، جایزه صلح نوبل را به دست می گیرم و تشویق حضار ادامه دارد. یا خودمو به جای «انوشه انصاری» تجسم می کنم که به عنوان اولین زن ایرانی، فضانورد همراه شده ام و مدار زمین می چرخم “زمین چقدر کوچیکه !!” و یا به جای «ژیلا بنی‌یعقوب» برنده جایزه شجاعت در روزنامه‌نگاری شده ام و یا به جای «آسیه امینی»، من برنده جایزه هلمن هامت و جایزه قلم (۵) می شدم و یا حداقل به جای «شادی صدر» برنده جایزه لاله حقوق بشر (۶) به خاطر فعالیت‌های حقوقی و انتشار مقالات انتقادی، می شدم.

صدای مادرم که داد زد “دختر کجایی بیا صبحانتو بخور” مرا از شهر آرزوهایم جدا و به واقعیت خودم آورد. در حال صبحانه خوردن شوخ طبعی ام گُل کرد و خودم را به جای «فاطمه رجبی» (۷) تجسم کردم که دارم یک کامیون گنده با یه بار سنگین گوجه به طرف بندرعباس می برم و یا مثل «فریده گلاب» (8) تو ترمینال داد می زنم “کازرون یه نفر ! کازرون یه نفر حرکت ! ” و یا خیلی با کلاس مثل «اکرم منفرد» (9) آماده پرواز می شوم و پرواز می کنم به سال ۱۳۴۲ و خودم را به جای «گنار یبلوئی» (10) تجسم می کنم که داد می زند “برایم قلیان چاک کنید “، این خصلت قلیان کشیدن را از مادرم به ارث برده ام.

مامانم با من حرف می زند ولی من نمی شنوم. در رویاهایم شادتر و اجتماعی تر هستم چون قدرت انتخاب و تغییر را با هم دارم. بیشتر در رویاها و تخیل هایم زندگی می کنم چون هر وقت به واقعیت فکر می کنم از وضع موجود دلم می گیرد و رشته افکارم و اعصابِ داغونم به هم می ریزد آخه ناراحتم ازین که جایزه صلح نوبل شیرین عبادی رو تو ایران توقیف کرده اند و به جای نامگذاری یکی از خیابان های ایران به نامش، یکی از خیابان‌های شهر پواتیه در فرانسه به نام شیرین عبادی نامگذاری شده است. ناراحتم ازین که فرزانه خود را سامان کرد به جای اینکه خودش را سامان دهد.(11) ناراحتم ازین که «روح‌انگیز سامی‌نژاد» به جرم بازیگری به انزوا رفت و در مستند «سینمای ایران از مشروطه تا سپنتا» با صدای هق هق گریه کرد. (12) ناراحتم که چرا ندای ندا را نشنیدند، ندای ندا را خفه کردند و ندانستند که زمین همیشه ندا می دهد “درود بر آزادی و مرگ بر دیکتاتور” (13).

ای کاش ما زنان مانند لاله و لادن بودیم که نمی توانستیم از هم جدا شویم و به محض جدایی از هم جان می دادیم (14) و رمز جاودانگی جنبش های ما زنان به وحدت و یکپارچگی ست. دلم گرفت و قلمم سست شد می خواهم ترانه ی ” ای شب ای شب کو صبح امیدم / رحمی آخر بر موی سپیدم” را با صدای «مرضیه» (15) گوش دهم.

هشت مارس روز جهانی زن، روز همبستگی رزمجویانه زنان جهان برای رسیدن به صلح و آزادی و پیشرفت اجتماعی، روز تجدید عهد نیروهای مترقی با آرمان های والای برابری زن و مرد را به همه زنان دنیا تبریک می گویم. و امیدوارم روزی رسد که کشورمان ایران:
• از نظر شاخص تبعیض جنسیتی در گزارش مجمع جهانی اقتصاد در میان ۱۳۴ کشور در ردیف ۱۲۸ قرار نگرفته باشد.
• از لحاظ شاخص GEM که مرتبط با میزان مشارکت زنان می‌باشد در رتبه ۸۷ از میان ۹۳ کشور محاسبه شده قرار نگرفته باشد.
• از نظر شاخص‌های توسعه مسایل زنان، در رتبه ۸۴ قرار نگرفته باشد.
• میزان درآمد مردان به‌طور متوسط دو و نیم برابر زنان نبوده و همچنین میزان بیکاری زنان ۱۷۰ درصد مردان نبوده باشد.
• هیچ اجبار و محدودیت و شلاق و سنگساری برای زنان نباشد و حجاب یک امر اختیاری باشد.
• زنان در کنار مردان و از حقوق برابر برخوردار باشند و حقوق و مزایای ارث و دیه را مانند همنوعان خودش برخوردار باشد.
**************************************************
1) «پوراندخت» : اولین فمنیست جهان و شاهنشاه ساسانی که در زمان ساسانی بر بیش از 10 کشور آسیایی پادشاهی می‌کرد.
2) «سردار بی بی مریم بختیاری» : زنی تحصیل کرده و روشنفکر بود که از آزادیخواهان مشروطه حمایت کرد و یکی از مشوقین اصلی برای فتح تهران محسوب می‌شد و در جنگ جهانی اول، به مخالفت با انگلیس‌ها پرداخت و با عده‌ای از تفنگچیان و سرداران خود جانب متحدین را گرفت.
3) «رابعه قزداری» : نخستین زن شاعر فارسی گوی، مشهور به مادر شعر پارسی که معاصر “رودکی” بود.
4) اشاره به رمان «سنگی بر گوری» جلال آل احمد که تک گویی راوی است درباره اینکه خودش (جلال) و همسرش (سیمین دانشور) بچه دار نمی‌شوند. کتاب با این جمله آغاز می‌شود: ” هر آدمی سنگی است بر گور پدرش “.
5) جایزه هلمن هامت: این جایزه از سوی سازمان دیده‌بان حقوق بشر به امینی اهدا شد.
جایزه قلم: این جایزه از سوی بنیاد اوکسفام نوویب و انجمن جهانی قلم در شهر لاحه هلند به امینی تعلق گرفت.
6) جایزه لاله حقوق بشر لاهه هلند ۲۰۰۹ به خاطر فعالیت‌های حقوقی، انتشار مقالات انتقادی و همچنین کمپین مبارزه با سنگسار و فعالیت در انجمن راهی.
7) تنها زن راننده کامیون در ایران
8) فریده گلاب اولین راننده جاده ای زن در ایران
9) خانم اکرم منفرد اولین بانوی خلبان ایرانی است و اولین خلبان جت زن ایران در فرودگاه نظامی قلعه مرغی در ایران بود.
10) گنار یبلوئی: اولین کدخدای زن ایران در سال ۱۳۴۲ با حکم فرماندار یکی از مناطق اصفهان به عنوان کدخدا انتخاب شد.
11) اشاره به بازیگر زن ایرانی، فرزانه ارسطو که در ۴۱ سالگی تغییر جنسیت داد و از آن پس نام او به سامان تغییر کرد. (البته منظورم در اینجا مخالفت با تغییر جنسیت و یا انتقاد از سامان ارسطو نیست بلکه جمله ام حالت جناس و کنایه ای دارد).
12) روح‌انگیز سامی‌نژاد اولین بازیگر زن اولین فیلم ناطق سینمای ایران است. وی به دلیل بازی در سینما مورد انتقاد شدید خانواده اش قرار گرفت و مجبور شد مدتی را در انزوا بگذراند. وی در سال ۱۳۴۹ در مستند «سینمای ایران از مشروطه تا سپنتا» بخشی از این مصائب را شرح داد و به تلخی گریست.
13) اشاره به ندا آقاسلطان که یکی از ده‌ها نفری بود که در جریان اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات ۱۳۸۸ در روز ۳۰ خرداد همان سال در محله امیر آباد تهران به ضرب گلوله کشته شد.
14) لاله و لادن بیژنی دوقلوهای به هم چسبیده ایرانی بودند. این دو پس از عمل جراحی به قصد جداسازی به فاصله چند ساعت از یکدیگر درگذشتند.
15) اشرف السادات مرتضایی با نام هنری مَرضیه اولین خواننده زن ایرانی بود. — with ‎سیده سارا حسینی‎ and 141 others.
Photo: ‎به چشمان یک زن بنگر
تا امید را بیاموزی
که چگونه یک دهه
بعد از انکه در محاصره پدر و برادر
خطابه اطاعت را از بر میخواند
باز هم به پا میخزد و از پنجره کوچک خانه یی تاریک
خواب یک باغچه گل های رنگارنگ را در پلک هایش
زنده نگه میدارد

صبح، دورِ درختِ سیبِ کوچکِ حیات مان که تازه شکوفه داده است قدم می زدم. شکوفه های تازه مرا به وجد می آورد، به دنبال ایده ای برای نوشتن متنی درباره قدردانی از زنان شهیر ایرانی بودم به نظرم آمد که نوشته ام را با سخن فمنیستی «پوراندخت» (1) شاهنشاه ساسانی شروع کنم: “پادشاه چه زن باشد چه مرد باید سرزمینش را نگاه دارد و با عدل و انصاف رفتار کند”. و در ادامه از «سردار بی بی مریم بختیاری» (2) که خانه اش را مأمن و پناهگاه آزادیخواهان عصر مشروطه قرار داده بود سخن بگویم. با خودم فکر می کردم که باید در متنم شعری از «رابعه قزداری» (3) به عنوان مادر شعر پارسی بیاورم و در بین قلیل اشعار بازمانده از وی این شعر را انتخاب کردم: “تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی / چون بهجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من”. و بعد، از اولین رمان نویس زن ایرانی یعنی «سیمین دانشور» سخن بگویم که با بچه دار نشدنش جلال را به سنگی بر گور پدرش تبدیل کرد. (4)

اینکه امروز، روز جهانی زن است مرا جسور و مغرور به زن بودنم می کند. فانتزی های زیبایی به ذهنم می رسد مثلا به جای «شیرین عبادی» با تشویق حضار در موسسه ی نوبل بخاطر ترویج مردم‌سالاری و رعایت حقوق بشر در ایران، به عنوان اولین ایرانی، جایزه صلح نوبل را به دست می گیرم و تشویق حضار ادامه دارد. یا خودمو به جای «انوشه انصاری» تجسم می کنم که به عنوان اولین زن ایرانی، فضانورد همراه شده ام و مدار زمین می چرخم “زمین چقدر کوچیکه !!” و یا به جای «ژیلا بنی‌یعقوب» برنده جایزه شجاعت در روزنامه‌نگاری شده ام و یا به جای «آسیه امینی»، من برنده جایزه هلمن هامت و جایزه قلم (5) می شدم و یا حداقل به جای «شادی صدر» برنده جایزه لاله حقوق بشر (6) به خاطر فعالیت‌های حقوقی و انتشار مقالات انتقادی، می شدم.

صدای مادرم که داد زد “دختر کجایی بیا صبحانتو بخور” مرا از شهر آرزوهایم جدا و به واقعیت خودم آورد. در حال صبحانه خوردن شوخ طبعی ام گُل کرد و خودم را به جای «فاطمه رجبی» (7) تجسم کردم که دارم یک کامیون گنده با یه بار سنگین گوجه به طرف بندرعباس می برم و یا مثل «فریده گلاب» (8) تو ترمینال داد می زنم “کازرون یه نفر ! کازرون یه نفر حرکت ! ” و یا خیلی با کلاس مثل «اکرم منفرد» (9) آماده پرواز می شوم و پرواز می کنم به سال ۱۳۴۲ و خودم را به جای «گنار یبلوئی» (10) تجسم می کنم که داد می زند “برایم قلیان چاک کنید “، این خصلت قلیان کشیدن را از مادرم به ارث برده ام.

مامانم با من حرف می زند ولی من نمی شنوم. در رویاهایم شادتر و اجتماعی تر هستم چون قدرت انتخاب و تغییر را با هم دارم. بیشتر در رویاها و تخیل هایم زندگی می کنم چون هر وقت به واقعیت فکر می کنم از وضع موجود دلم می گیرد و رشته افکارم و اعصابِ داغونم به هم می ریزد آخه ناراحتم ازین که جایزه صلح نوبل شیرین عبادی رو تو ایران توقیف کرده اند و به جای نامگذاری یکی از خیابان های ایران به نامش، یکی از خیابان‌های شهر پواتیه در فرانسه به نام شیرین عبادی نامگذاری شده است. ناراحتم ازین که فرزانه خود را سامان کرد به جای اینکه خودش را سامان دهد.(11) ناراحتم ازین که «روح‌انگیز سامی‌نژاد» به جرم بازیگری به انزوا رفت و در مستند «سینمای ایران از مشروطه تا سپنتا» با صدای هق هق گریه کرد. (12) ناراحتم که چرا ندای ندا را نشنیدند، ندای ندا را خفه کردند و ندانستند که زمین همیشه ندا می دهد “درود بر آزادی و مرگ بر دیکتاتور” (13).

ای کاش ما زنان مانند لاله و لادن بودیم که نمی توانستیم از هم جدا شویم و به محض جدایی از هم جان می دادیم (14) و رمز جاودانگی جنبش های ما زنان به وحدت و یکپارچگی ست. دلم گرفت و قلمم سست شد می خواهم ترانه ی ” ای شب ای شب کو صبح امیدم / رحمی آخر بر موی سپیدم” را با صدای «مرضیه» (15) گوش دهم.

هشت مارس روز جهانی زن، روز همبستگی رزمجویانه زنان جهان برای رسیدن به صلح و آزادی و پیشرفت اجتماعی، روز تجدید عهد نیروهای مترقی با آرمان های والای برابری زن و مرد را به همه زنان دنیا تبریک می گویم. و امیدوارم روزی رسد که کشورمان ایران:
• از نظر شاخص تبعیض جنسیتی در گزارش مجمع جهانی اقتصاد در میان ۱۳۴ کشور در ردیف ۱۲۸ قرار نگرفته باشد.
• از لحاظ شاخص GEM که مرتبط با میزان مشارکت زنان می‌باشد در رتبه ۸۷ از میان ۹۳ کشور محاسبه شده قرار نگرفته باشد.
• از نظر شاخص‌های توسعه مسایل زنان، در رتبه ۸۴ قرار نگرفته باشد.
• میزان درآمد مردان به‌طور متوسط دو و نیم برابر زنان نبوده و همچنین میزان بیکاری زنان ۱۷۰ درصد مردان نبوده باشد.
• هیچ اجبار و محدودیت و شلاق و سنگساری برای زنان نباشد و حجاب یک امر اختیاری باشد.
• زنان در کنار مردان و از حقوق برابر برخوردار باشند و حقوق و مزایای ارث و دیه را مانند همنوعان خودش برخوردار باشد.
**************************************************
1) «پوراندخت» : اولین فمنیست جهان و شاهنشاه ساسانی که در زمان ساسانی بر بیش از 10 کشور آسیایی پادشاهی می‌کرد.
2) «سردار بی بی مریم بختیاری» : زنی تحصیل کرده و روشنفکر بود که از آزادیخواهان مشروطه حمایت کرد و یکی از مشوقین اصلی برای فتح تهران محسوب می‌شد و در جنگ جهانی اول، به مخالفت با انگلیس‌ها پرداخت و با عده‌ای از تفنگچیان و سرداران خود جانب متحدین را گرفت.
3) «رابعه قزداری» : نخستین زن شاعر فارسی گوی، مشهور به مادر شعر پارسی که معاصر “رودکی” بود.
4) اشاره به رمان «سنگی بر گوری» جلال آل احمد که تک گویی راوی است درباره اینکه خودش (جلال) و همسرش (سیمین دانشور) بچه دار نمی‌شوند. کتاب با این جمله آغاز می‌شود: ” هر آدمی سنگی است بر گور پدرش “.
5) جایزه هلمن هامت: این جایزه از سوی سازمان دیده‌بان حقوق بشر به امینی اهدا شد.
جایزه قلم: این جایزه از سوی بنیاد اوکسفام نوویب و انجمن جهانی قلم در شهر لاحه هلند به امینی تعلق گرفت.
6) جایزه لاله حقوق بشر لاهه هلند ۲۰۰۹ به خاطر فعالیت‌های حقوقی، انتشار مقالات انتقادی و همچنین کمپین مبارزه با سنگسار و فعالیت در انجمن راهی.
7) تنها زن راننده کامیون در ایران
8) فریده گلاب اولین راننده جاده ای زن در ایران
9) خانم اکرم منفرد اولین بانوی خلبان ایرانی است و اولین خلبان جت زن ایران در فرودگاه نظامی قلعه مرغی در ایران بود.
10) گنار یبلوئی: اولین کدخدای زن ایران در سال ۱۳۴۲ با حکم فرماندار یکی از مناطق اصفهان به عنوان کدخدا انتخاب شد.
11) اشاره به بازیگر زن ایرانی، فرزانه ارسطو که در ۴۱ سالگی تغییر جنسیت داد و از آن پس نام او به سامان تغییر کرد. (البته منظورم در اینجا مخالفت با تغییر جنسیت و یا انتقاد از سامان ارسطو نیست بلکه جمله ام حالت جناس و کنایه ای دارد).
12) روح‌انگیز سامی‌نژاد اولین بازیگر زن اولین فیلم ناطق سینمای ایران است. وی به دلیل بازی در سینما مورد انتقاد شدید خانواده اش قرار گرفت و مجبور شد مدتی را در انزوا بگذراند. وی در سال ۱۳۴۹ در مستند «سینمای ایران از مشروطه تا سپنتا» بخشی از این مصائب را شرح داد و به تلخی گریست.
13) اشاره به ندا آقاسلطان که یکی از ده‌ها نفری بود که در جریان اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات ۱۳۸۸ در روز ۳۰ خرداد همان سال در محله امیر آباد تهران به ضرب گلوله کشته شد.
14) لاله و لادن بیژنی دوقلوهای به هم چسبیده ایرانی بودند. این دو پس از عمل جراحی به قصد جداسازی به فاصله چند ساعت از یکدیگر درگذشتند.
15) اشرف السادات مرتضایی با نام هنری مَرضیه اولین خواننده زن ایرانی بود.‎

هیس

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در یادداشت‌های پراکنده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.