نگاهی به سینما

بخش یکم

…………………………....

با عرض صمیمانه‌ترین شادباش‌ها در آستانه سال نومسیحی و آرزوی بهروزی برای یکایک هموطنان عزیزمان در ایران و چارگوشه جهان.

انتخاب بهترین های 2012 برای گلدن گلوب و اسکار

هرساله در آستانه سال جدید مسیحی ما شاهد اکران تعداد‌‌ زیادی فیلم‌های برتر سال بر پرده سینماهای آمریکا و جهان هستیم و معمولا بهترین‌های انتخابی برای مراسم گلدن گلوب و اسکار از میان همین فیلم‌ها انتخاب می‌شوند. از نظر کلی شاید بتوان گفت که سال 2012 سالی ضعیف برای عرضه فیلم‌های خوب بوده و ما کمتر شاهد فیلم‌های تاثیرگذاری بر پرده سینماها بوده‌ایم. با اعلان بهترین‌ها برای مراسم گلدن گلوب تا حدودی می‌توان به این واقعیت پی برد. در بخش بهترين فيلم، فيلم‌های “لينکلن از استیون اسپیلبرگ”، “آرگو‌ از بن افلگ”، “صفر، سی، تاريک‌ از کاترین بیگلو”، “زندگی پای Life of Pi‌” از انگ لی” ، و “جانگوی رها شده  “Django Unchained از کوئینتین تارانتینو بعنوان بهترین‌ها انتخاب شده‌اند. هر پنج کارگردان این فیلم‌ها هم بعنوان بهترین کارگردان برای گلدن گلوب امسال انتخاب شده‌اند.  ودر قسمت فیلم‌های موزیکال و کمدی “بینوایان از تام هوپر” در پنج قسمت بعد از “لینکلن” و همراه با “جانگوی رها شده رکورد دار است. احتمالا برای اسکار چون هرساله 9 فیلم انتخاب می‌گردد فیلم‌هائی مانند  “بینوايان‌ از تام هوپر” ، “هابيت از پیتر جکسون” ‌»، “استاد Master از پل تامس اندرسن” و  یکی دو فیلم دیگر مانند Silver Lining Playbook  و  «چارپايان حيات‌وحش جنوب‌»،» و یا “پرواز از رابرت زمیکس » شانس‌های احتمالی نامزدی اسکار   ۲۰۱۳ محسوب می‌شوند.

 

 در بخش بهترين کارگردانی، هاليوود ريپورتر از «استيون اسپيلبرگ»، «بن افلک»، «تام هوپر»، «ديويد اوراسل» و «آنگ لی» به‌عنوان شانس‌های اصلی نامزدی اسکار نام برده است. بهترین بازیگران مرد برای گلدن گلوب امسال عبارتند از”دانيل دی لوئيس” (لينکلن)،‌ “دنزل واشنگتن”(پرواز)،‌ “جان هاوکس”Sessions “،  “واکوئین فینکس (استاد) و “ریچارد گیر برای Arbitrage “. و “هيو جکمن (بينوايان)” و “برادلی کوپر (سيلور لاينينگ)”  هم از در قسمت فیلم‌های موزیکال و کمدی نامزد بهترين بازيگر مرد هستند. در بخش بهترين بازيگر زن”هلن ميرن” (هيچکاک) ، “جسيکا چستين‌” (صفر، سی، تاريک)، “ماريون کوتيلار” (استخوان و زنگار)، “نایومی واتز (غیرممکن) و “راشل ویتز (دریای عمیق آبی) انتخاب شده‌اند که شاید برای اسکار بتوان به آن نام”جنيفر لاورنس‌” برای  (سيلور لاينينگ پلی بوک)را هم اضافه کرد.
بازيگرانی چون «لئوناردو دی کاپريو» (جانگوی رهاشده)، «تام لی جونز» (لينکلن)، «فيليپ سيمور هافمن» (استاد)، «رابرت دنيرو» (سيلور لاينينگ) و «آلن آرکين» (آرگو) طبق پيش‌بينی نشريه هاليوود ريپورتر نامزدهای اسکار بهترين بازيگر مرد مکمل خواهند بود.
در بخش بهترين بازيگر زن نقش مکمل، «آن هاث‌وی» (بينوايان) و «سالی فيلد» (لينکلن) به احتمال زياد نامزد جايزه اسکار خواهند شد کم اینکه برای گلدن گلوب هم انتخاب شده‌اند.

به زعم ما  و انتخاب ما در میان این فیلم‌ها و هنرپیشگان بهترین‌ها را می‌توان از آن “آرگو” به کارگردانی بن افلک و “بهترین بازیگر زن را می‌توان “هلن میرن” برای هیچکاک و بهترین بازیگر مرد را “جان هاوکز “برای The session دانست ولی بهیچ عنوان نمی‌توان انتظار داشت که جماعت هالیوودی فقط از روی کار هنری به انتخاب بپردازند و این جوایز در هالیوود همانند دنیای سیاست در امریکا تحت تاثیر تبلیغات و لابی‌گری و نفوذ بی‌حساب کمپانی‌ها و اشخاص سرشناس هالیوود می‌باشد. چرا که هرساله شاهد انتخاب فیلم‌های اسپیلبرگ بعنوان یکی از این نمایندگان هستیم.  در حالی که در سال‌های اخیر فیلم‌های او بسیار ضعیف و در حدی نیستند که حتی آنها را جزو پنج یا ده فیلم برتر دانست درست مانند همین فیلم لینکن. ما در شماره‌های قبل در باره “آرگو” و در این شماره به تفصیل در باره “هیچکاک” نوشته‌ایم و سعی می‌کنیم تا مراسم اسکار هر ماه یک و یا دو فیلم انتخابی امسال را برای شما بشکافیم و به تحلیل آنها بپردازیم.

Alfred Hitchcock, Master of Suspense

نمایش فیلم جدید ” هیچکاک” فرصتی بدست داده است که بار دیگر دوستداران هنر سینما بازگشتی و نگاه موشکافانه دیگری به این استاد دلهره (Master of Suspense)  بیافکنند. فیلم اخیر درباره دوره کوتاهی است از زندگی هیچکاک و مراحل ساخت فیلم معروف و بعبارتی Master Piece او Psycho (بیمار روانی) است. نگاهی است به روابط او و همسرش “الما” که نقش بسیار موثری در زندگی و هدایت هیچکاک داشته است که کمتر مورد توجه قرار گرفته. چارلز چمپلین از بزرگترین منقدان فیلم بریتانیا در این مورد گفته است که “آلفرد هیچکاک مردی بود با چهار دست که دو دست مخفی یاری دهنده‌اش از آلما همسرش بوده است. بازی بسیار توانای “هلن میرن” در نقش “الما رویل”  تنها همسر هیچکاک بار دیگربخت او را برای بردن جایزه اسکار فراهم خواهد ساخت. فیلم با اینکه به دوران کوتاهی از زندگی هیچکاک می‌پردازد ولی توانسته عمق ابتکار و توانائی او را برای خلق سینمای دلهره، تردید و کنجکاوی که  همه آنها در یک کلمه انگلیسی بنام Suspense خلاصه می‌شوند را بنمایش بگذارد. موسیقی زیبای فیلم که بیشتر برگرفته از موسیقی فیلم‌های خود هیچکاک است توسط “دنی الفمن” موسیقدان خوب هالیوود ساخته شده است. بازی بسیار متبحرانه آنتونی پرکینز در نقش هیچکاک هم شاید شانس او را بار دیگر برای دریافت اسکاربالا ببرد.

هیچکاک، همسرش آلما و دخترش پاتریشیا در لس آنجلس

سر آلفرد هیچکاک بی شک یکی از نوابغ سینماست و مانند بزرگانی چون چاپلین، سرگئی ایزنشتاین،  ارسن ولز، ، تارکوفسکی، و ژان لوک گدار مهر و سبک و سیاق خود بر سینما را برای آیندگان برجای گذاشته است. از اولین سال‌های پیدایش سینما و در دوران سینمای صامت به موازات سینمای کمدی سینمای دلهره و ترس هم پا به عرصه نمایش می‌گذارد. انواع فیلم‌های دلهره آور بیشتر بر زمینه موجودات عجیب و غریب و بازگشت مردگان و خوناشام‌ها و خلاصه داستان‌های تخیلی دورمی‌زد و کماکان می‌زند. الفرد هیچکاک سینمای دلهره را به بعدی تقریبا واقعی و ملموس می‌کشاند و بانی و مبتکر نوعی از سینما بنام “Suspense”  یا تردید و شک با چاشنی ترس و التهاب می‌کشاند. داستان‌های او در عالم واقع و در اجتماع‌اند و خیلی دور از واقعیات نمی‌باشند و بیننده تقریبا می‌داند که چه چیزی قرار است اتفاق بیافتد ولی از چگونگی و زمان آن بی خبر است و همین غافلگیری بیننده است که سینمای هیچکاک را منحصر بفرد می‌کند. بسیاری از نور پردازی‌های صحنه، زاویه، فرم و جهت دوربین فیلم‌برداری، صداهای جانبی فیلم (Sound Effects) و استفاده از موزیک در صحنه‌های مختلف از فیلم‌های هیچکاک در آینده الگوبرداری شده است و فیلم‌های او نظیر “بیمار روانی” و “پرنده” نقش اساسی درتحول سینمای دلهره و تردید داشته‌اند.

                                                                                     آنتونی هاپکینز و هیچکاک

سرآلفرد هیچکاک در 13 اگوست 1899 در لندن بدنیا آمد. پدرش مدتی در اداره پلیس کار میکرد واو در خانواده ای بسیارمذهبی (کاتولیک) بزرگ شد و با سختگیری های زیادی در دوران کودکی اش مواجه بود.  او پس از اتمام دبیرستان به کالج میرود و رشته مهندسی میخواند و بلافاصله به کار طراحی تبلیغات در یک کمپانی کابل سازی مشغول میشود. او از همان زمان شروع به نوشتن داستانها و مقالات کوتاه برای نشریات میکند. داستانهای او کم کم مورد توجه فیلمسازان انگلیسی قرار میگیرد و در 1920 او رسما به استخدام کمپانی فیلمسازی برای تهیه و طراحی پوستر های تبلیغاتی فیلم در میاید. بزودی او به عنوان پیشکار و کمک کارگردان برای تهیه فیلمهای صامت بکار گرفته میشود. او اولین فیلمش را در 1923 بنام “شماره 13” میسازد که موفق به اتمامش نمیشود. دوسال بعد اولین فیلم کاملش بنام “باغ مطبوع”  (Pleasure Garden) به بازار میرود. او اولین فیلم ناطق انگلیسی بنام Black Mail را میسازد. از اولین فیلمهای دلهره آور او میتوان “مردی که زیاد میدانست” و “39 پله” را نام برد. هیچکاک در سال 1339 به هالیوود میرود و در آنجا به فیلمسازی و ادامه کار سینمای خاص خود مشغول میشود که همان اورا به جهانیان میشناساند. از هیچکاک بیش از 50 فیلمدر عرض شصت سال کار مدامش در سینما بیادگار مانده است.

                                                                    پاتریشیا هیچکاک تنها فرزند هیچکاک

از  آثار ارزنده او در این زمان می‌توان از “طناب (با بازی جیمز استوارت)” ، “سرگیجه (جمیز استوارت و کیم نواک)”، “پنجره عقبی (گریس کلی و جمیز استوارت)”، “شمال شمال غربی (کری گرنت و اوا مری سنت)”بیمار روانی (آنتونی پرکینز و جانت لی) ” “بدنام (اینگرید برگمن و کری گرنت)، “پرنده (رد تیلر و تیپی هاردن) ” ، “مارنی (شان کانری و تیپی هاردن)”، پرده پاره (پل نیومن و جولی اندروز)” و توپاز (فرد استافورد و دنی رادفورد”  و آخرین فیلم او در سال 1976″ جمع خانواد‌گی” را نام برد. هیچکاک همچنان در دو دوره طولانی از سالهای 1955 تا 1962 سریال‌های نیم‌ساعته تلوزیونی بنام خودش را تهیه کرده است که معروفیت جهانی پیدا کرده‌اند و ما هم خود در دوران قدیم شاهد نمایش آنها از تلوزیون ایران بوده‌ایم. از هیچکاک و آلما همسرش تنها یک فرزند دختر بنام “پاتریشیا ” برجای مانده است که هنوز در قید حیات است و در یکی دو فیلم از هیچکاک مانند “غریبه در قطار” و “بیمار روانی” در چند صحنه کوتاه فقط ظاهر شده است. پاتریشیا هیچکاک کتابی بنام “آلما هیچکاگ-زنی پشت یک مرد” را در مورد مادرش نوشته است که از آن در ساخت فیلم جدید استفاده شده است.

 

«این یک فیلم نیست» ساخته مشترک مجتبی میرطهماسب و جعفر پناهی كانديد دريافت جايزه اسكار شد.

http://www.youtube.com/watch?v=k-1bjMZiHBY

به گزارش اسکرین دیلی، آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا که مسئول برگزاری جوایز اسکار است، روز گذشته فهرست اولیه ۱۵ فیلم را به عنوان نامزدهای بهترین اثر مستند اعلام کرد. نکته قابل توجه در این فهرست حضور «این یک فیلم نیست» ساخته مشترک مجتبی میرطهماسب و جعفر پناهی است. «این یک فیلم نیست» که پیشتر در جشنواره جهانی كن اكران شده بود، تا كنون پنج جايزه از جمله جايزه بهترين فيلم مستند دبى ، جايزه تسالونكى ، جایزه ویژه یونسکو در جشنواره صوفیه بلغارستان ……را دریافت کرده است . مير طهماسب و پناهی ممنوع الخروج هستند. همچنين پناهى داراى حكم شش سال زندان و بيست سال ممنوع‌ال‌کار و ممنوع ال‌مصاحبه مى‌باشد. اعضای آکادمی اسکار از میان نامزدهای اولیه، ۵ فیلم را روز دهم ژانویه به عنوان نامزدهای نهایی بهترین مستند جوایز اسکار ۲۰۱۳ انتخاب خواهند کرد.
در میان فهرست ۱۵ اثر مستند نامزد اسکار، فیلم‌های «خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنم»، «در جست‌وجوی مرد شکری»، «جنگ نامرئی»، «اتاق انتظار»، «شیاد»، «پنج دوربین شکسته»، «دروازه‌بانان»، «چگونگی نجات از طاعون»، «جنگ نامرئی»، «به دنبال یخ» و «قُلدر» حضور دارند.
هشتادو پنجمین مراسم سالانه اعطای جوایز اسکار روز ۲۴ فوریه ‌۲۰۱۳ در سالن تئاتر «دالبی» لس‌آنجلس برگزار خواهد شد.

 

جشنواره فیلمکس توکیو به بهروز وثوقی جایزه یک عمر فعالیت هنری اعطا کرد.

                                                                                        عکس از فیس‌بوک تهمینه میلانی

به گزارش پارس توریسم و به نقل از ایسنا مراسم اختتامیه‌ سیزدهمین جشنواره‌ فیلمکس توکیو یکشنبه‌شب برگزار شد و بازیگر پرکار فیلم‌های پیش از انقلاب جایزه یک عمر دستاورد سینمایی را از این جشنواره دریافت کرد.
او که با فیلم «فصل کرگدن» در اختتامیه‌ جشنواره‌ فیلمکس توکیو حضور داشت و بنا بر گزارش اسکرین دیلی، مورد تقدیر ویژه برگزارکنندگان این رویداد سینمایی در حوزه‌ی آسیا قرار گرفت، از سال 1340 در فیلم‌های بسیاری از سینمای ایران پیش از انقلاب حضور داشت که البته «گوزن‌ها» و «قیصر» ازجمله آن‌هاست. امسال «فاطمه معتمدآریا»، بازیگر ایرانی یکی از اعضای هیات‌ داوران بخش بین‌الملل جشنواره توکیو بود.

انگشت مهران مدیری قطع شد

بازی مهران مدیری در سری جدید سریال «قلب یخی» با حادثه‌ای تلخ همراه بود. در یکی از سکانس‌ها که سکانس پرزحمت و پر هزینه‌ای بود، پای مدیری می‌لغزد و او برای حفظ تعادل به شیشه‌های شکسته چنگ می‌اندازد و ناگهان انگشت کوچک دست راستش قطع می‌شود.
مدیری درگیر و دار فیلم‌برداری، با وجود قطع انگشت، بازی در سکانس را به پایان می‌رساند. بعد از آن تازه گروه، متوجه ماجرا می‌شوند و مدیری و انگشتش را به بیمارستان می‌رسانند. انگشت مدیری پیوند زده می‌شود اما حس و عصب آن بازنمی‌گردد.

یادداشت بهمن قبادی دربارۀ آتش‌سوزی مدرسه شین‌آباد

خوب می‌شناسم‌تان. تقریبا سر فیلم‌برداری همۀ فیلم‌هایم به گونه‌ای در کنارم بوده‌اید. از شما انرژی می‌گرفتم و نگرانی از بابت غذا، لباس، مدرسه‌های دور، جاده‌های ناهموار و… زندگی سخت و بدون امکانات‌تان همواره با من بود. در جاده‌هایی که حتی اسب‌ها برای تحمل سرما مست می‌کردند، شما شاید کیلومترها راه می‌پیمودید تا به مدرسه روستای مجاور بروید. در وطنم این سختی‌ها را فراوان دیده بودم. گاهی از دور تنها لکه‌های سیاهی بودید که در دل سفیدی برف حرکت می‌کردید که وقتی نزدیک می‌شدید قندیل از همه جایتان آویزان بود. سلامی می‌کردید و می‌دویدید به امید این که زودتر جایی نزدیک به بخاری کلاس بیابید و اندک گرمایی به جان یخ‌زده‌تان بدهید.
چه می‌دانستید بخاری که دست‌های کوچک‌تان را این‌گونه دورش حلقه می‌کردید روزی جسمتان را می‌سوزاند و جانتان را می‌گیرد.

از این ظلم، درونم شعله‌های آتش سر می‌کشد. اشک‌هایم روان است اما صدایم در نمی‌آید. انگار حنجره‌ام سوخته. از دور بر بدن‌های سوخته‌تان بوسه می‌زنم. نمی‌دانم چه موقع، اما می‌دانم روزی می‌آید که پولی که باید برای گرم کردن تو خرج می‌شد دیگر به جیب دغلبازان و فریبکارانی که دنیا از دستشان به ستوه آمده نمی‌رود. شرم بر آنانی باد که شما را در آتش خود سوزاندند و عذرخواهی‌شان یک لودگی وقیحانه بیش نبود.  (بهمن قبادی )

 

همچنین بهرام رادان هنرپیشه سینمای ایران شعری درباره این حادثه و برای مصدومین آن سروده است که توجه شما را بدان جلب مینمائیم:

وقاحت/شرم/يك وزير/ميز كارش/ من/ قلم لرزان در دستم/ آه/انسانيت/تن هاى مظلوم سوخته/ خشم/ كفن/كفن پوشان/سلحشور/ بيانيه/اعدام/ وقاحت/وقاحت/ وقاحت!   “بهرام رادان”

 

اهدای جایزه بنیاد فرهنگ به بهرام بیضائی

 

BAHRAM BEYZAIE | 2012 Farhang Heritage Award

صدای آمریکا- بنیاد فرهنگ در لس‌آنجلس طی مراسم باشکوهی از استاد بهرام بیضایی به دلیل چهار دهه فعالیت هنری در سینما و تئاتر ایران تجلیل کرد. استاد بهرام بیضایی که بیش از سی و پنج نمایشنامه و پنجاه فیلم نامه در کارنامه هنری خود دارد، موج جدیدی را در سینما و تئاتر ایران پایه گزاری کرد.

بهرام بیضایی، کارگردان، نمایشنامه نویس، فیلمنامه نویس و مدرس پیشین دانشگاه های ایران به دعوت دکتر عباس میلانی، رئیس بخش ایران شناسی دانشگاه استنفورد در شمال کالیفرنیا از پائیز سال گذشته به عنوان استاد مدعو به تدریس در رشته سینما اشتغال داشته است و در بخش ایران شناسی دانشگاه استنفورد کلاسی به نام «چرخه فرهنگ» را دایر کرده است . دور اول این کلاس‌ها با استقبال شدید دانشجویان روبرو شد چنانچه مسئولان مجبور شدند آن را به اماکن وسیع تری منتقل کنند تا افراد بیشتری بتوانند از آن بهره مند شوند. بیضایی ٧٢ ساله به همراه همسرش «مژده شمسائی» بازیگر و چهره پرداز سینما و تئاتر به آمریکا آمده است ودرحال حاضر در شهری در حومه سانفرانسیسکو زندگی می‌کند.

                                                                                                         لوحه تجلیل بیضائی از طرف بنیاد فرهنگ ایران

در این کلاس‌ها که در سال تحصیلی جدید هم تجدید شده است و بیضائی برای مدت یکسال دیگر مهمان استانفورد خواهد بود، دانشجویان می‌توانند از نزدیک با حاصل پنج دهه تلاش‌های هنری بهرام بیضایی آشنا شده و مسائل مهمی درمورد تئاتر و سینمای ایران را مورد بحث و گفتگو قراردهند. تابحال بیضائی در این کلاس‌ها به غیر از تحلیل بسیاری از فیلم‌ها و نمایشنامه‌های خود و نقش اسطوره‌های تاریخی در سینما و هنر فیلم هشت دقیقه‌ای «قالی سخنگو» را که بر محور ایده اصلی «درخت سخنگو» یکی از مفاهیم و تمثیل های اساطیری ایران بافته شده و از شاهکارهای هنر قالی بافی جهان به شمار می رود را مورد بحث و بررسی قرارداده است. در جلساتی دیگر «چرخه فرهنگ» بهرام بیضایی به تاریخ سینما از آغاز تا زمان انقلاب اختصاص داشت که در آن این فیلم‌ساز برجسته مراحل مختلف پیدایش صنعت سینما در ایران، نخستین فیلمی که در داخل کشور ساخته شد و جنبه های گوناگون در رابطه با سینمای ایران را مطرح ساخت و دو جلسه آینده این کلاس‌ها نیز به سینمای ایران بعد از انقلاب اختصاص داده شده است. حاضران در این کلاس‌ها فرصتی یافتند تا درباره پدیده جنجالی «فیلم‌فارسی» و مفهوم آن سخنان تازه‌ای بشنوند. از جمله این که «واژه فیلم‌فارسی به دور از ارزش، داوری و قضاوت بد کاربرد دارد» و چگونه «ایرانیان گاه ضمن آن که پدیده‌ای یک بخش مهم از فرهنگ و زندگی آن ها به شمار می‌رود ناگهان روی آن خط بطلان می‌کشند و آن را چنان نفی می‌کنند که انگار هرگز نبوده و نیست».

معرفی تعدادی از فیلم های جدید در ماه ژانویه 2013

On The Road

“در جاده” اخرین ساخته والتر سالس” کارکردان آرژانتینی سازنده فیلم معروف “موتور سایکل دایری” است که  از روی کتاب معروفی به همین نام از “جک کروئک” ساخته شده است. داستان این فیلم برمی‌گردد به سال‌های اولیه بعد از جنگ جهانی دوم در آمریکا و سال‌های سازندگی و شور و امید در دل مردم و جوانان آمریکا. داستان سفر سه جوان آن دوره به دور آمریکا و نمایش جامعه و افشای خواص آمریکای 1947.  فیلم یاد آور شخصیت‌های مارلن براندو در “شیرهای جوان” و جمیز دین در “شورش بی‌دلیل” در همان سال‌ها و مسائل مربوطه به آن سال‌های جوانان البته با رنگ و لعاب سینمای امروز هالیوود است. این فیلم در فسیتوال کن و سایر فستیوال های بین اللملی در سال گذشته به نمایش درآمده و مورد بحث، تقدیر و انتقاد بسیاری قرار گرفته است. در این فیلم “کریستن استوارت” بازیگر جوان مجموعه‌های Twilight Saga ، کریستین دانست ، سم رایلی، و ویگو مورتسن بازی دارند.

 Gangster Squad

در سال 1949 یکی از یزرگترین گانگسترهای بروکلین بنام مایکی کوهن (با بازی شان پن) همه‌کاره لس‌آنجلس در زمینه‌های قاچاق اسلحه، مواد مخدر و اداره فاحشه خانه ها میگردد. او از نفوذ زیادی در محافل سیاسی و پلیسی شهر و دولت مرکزی برخوردار است. ولی دو مامور اسبق پلیس لس ۀنجلس بهمراه تنی چند از دوستان مورد اعتمادشان در اداره پلیس به مقابله شخصی با این گانگستر پرقدرت می‌پردازند. “جاش برولین” و “رایان گازلینگ” بازیگران نقش‌های این دو مامور هستند. فیلم ما را بیاد فیلم معروف “تسخیرناپذیرها” و داستان “الیوت نس” و “ال کاپون” میاندازد. “گانگستر اسکواد” توسط “روبن فلیشر کارگردانی شده و محصول کمپانی “وارنر برادرز” می‌باشد.

 Broken City

https://www.youtube.com/watch?v=Q3HgYu1atOo

داستان این فیلم مربوط به شهردار نیویورک و استخدام یک کارگاه خصوصی و مامور اسبق پلیس برای تعقیب همسرش و شناسائی معشوقش می‌باشد. شهردار نیویورک (راسل کرو) از محبوبیتی عام برخوردار است با پیشنهاد مبلغ قابل توجهی به بیلی تاگارت (مارک والبرگ)، گارگاه خصوصی که به خاطر واقعه تیراندازی مجبور به ترک اداره پلیس شده است او را وارد یک جریان ساختگی و کاملا سیاسی می‌کند. فیلمی است اکشن و درام و علاوه بر مارک والبرگ و راسل کرو، کاترین زیتا جونز نیز در آن بازی دارد. این فیلم به کارگردانی “الن هیوز” است و توسط فاکس قرن بیستم تهیه شده است.

The Last Stand

https://www.youtube.com/watch?v=UIersyq-Gt8

اولین بازی آرنولد شواتزنرگر در نقشی اصلی پس از اتمام کار سیاسی او و بازگشتش به سینماست.  فیلمی است اکشن در باره مقابله کلانتر یک شهر کوچک مرزی با خروج و فرار یک تبهکار و مجرم به کشور مکزیک . بیننده را بیاد فیلم‌های سال‌های پیشین آرنولد و سری “نابودگر” میاندازد. “فورست وایتکر” و “پیتر استورمر” همبازیان آرنولد در این ساخته “کیم لی وون” می‌باشند.

در خبر ها آمده است که آرنولد قرادادهای جدیدی برای ساخت دو فیلم دیگر از سری “ترمینیتور” و قسمت دیگری از “دوقلوها” با دنی دویتو را امضا کرده است و بازگشت پرکاری به سینما را در پیش دارد.

Struck By Lightning

 

https://www.youtube.com/watch?v=HezCePCWyFY

کمدی “برق زدگی” داستان آخرین هفته‌های زندگی یک دانش آموز سال آخر دبیرستان است که بر اثر اثابت برق ناشی از رعد وبرق در محوطه پارکینگ مدرسه کشته می‌شود. این دانش آموز پس از مرگ با یک فلاش بک طنز آمیز به تعریف زندگی و فعالیت‌هایش در مدرسه می‌پردازد. ظاهرأ او در کارها و پروژه‌هایش کاملأ موفق بوده از جمله طرح باج‌گیری با هدف قرار دادن بچه‌های محبوب مدرسه، که ناگهان کشته می‌شود و در می‌یآبد که زندگی همان چیزی است که اتفاق می‌افتد در حالی که شما مشغول برنامه‌ریزی‌های آینده خود هستید و خبر از این اتفاق‌ها و آینده ندارید. “کریس کولفر”، “درمات مالرونی” و “الیسون جینی” بازیگران این کمدی سینمای مستقل هستند و کارگردانی آنرا “بایان دنلی” بر عهده داشته است. فیلم محصول “تریبکا فیلم” در نیویورک است و هرساله یک فستیوال فیلم‌های مستقل هم به همین نام در نیویورک برگزار می‌گردد.

 

John Dies at the End

https://www.youtube.com/watch?v=a-dqk7sM7E8

جان در انتها می‌میرد” داستان استفاده از نوعی مواد مخدر بنام “سوی ساس” و تاثیرات جانبی و بیرونی آن بروی انسان است. فیلم حاصل تلاش و نبرد “جان” که از دانشگاه رانده شده و کار درستی هم ندارد به اتفاق دوستش “دیوید” برای فائق آمدن بر ضربات ناشی از مصرف این مواد است و تلاشی است در حد نابودی و یا قهرمان پروری. درامی است تجربی و کارامد. توسط “دان کاسکارلی” ساخته شده و در آن “چیس ویلیامسون” و “راب میر” بازی دارند. “جان در انتها می‌میرد´فیلم انتخابی جشنواره‌های فیلم سانفرانسیسکو، SXSW  و ساندنس برای قسمت مسابقه بوده است.

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در نقد سینما ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.