اشعار این شماره

 

شاعران این شماره: اکبر اکسیر، حبیب شوکتی، شهرام پوررستم و  مهری محبی
_____________________

 

یک شعر از اکبر اکسیر

 

شرفنامه

از درياچه اروميه ننوشتيم، خشك شد

خزر را، دريای مازندران، گرگان

كاسپين، آبسكون نوشتيم

تقسيم بر پنج شد

حالا رسيده‌ايم به خليج فارس

لطفا به زبان انگليسی

به آنهايی كه عربی می‌دانند بگوئيد:

اين آب، نه خشك می‌شود نه تقسيم

اين آب، آب‌روی ماست!

 


یک شعر از حبیب شوکتی

hurricane

به درخت‌‌ها نمی‌شود اعتماد کرد

به هر بادی می‌لرزند.

توفان را که می‌شنوند

وسوسه می‌شوند

و خانه را

بر سر مردم

خراب می‌کنند.

یک شعر از شهرام پوررستم

اخته‌ام كردند، ورزا بشوم

آغاممدخان قجر شدم

كرمان را كور كردم

تفليس را زنده به گور.

قوم و خيش زنگ زد

مزرعه هرزه شد

حالا تازيانه‌ام می‌زنند خر بشوم

شاخ در می‌آورم وُ شاعر می‌شوم.

 

 


یک شعر از مهری محبی

“انجير معابد راست می‌گفت،

ريشه دواندن بزركترين گناه آدم بود،

خاك مفهوم مقدسی نيست… !”

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در اشعار این شماره ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.