اشعار این شماره

شاعران این شماره:  اکبر اکسیر، حبیب شوکتی، آزاد نوروزی و قاسم بحرانی  
_____________________

 

یک شعر از اکبر اکسیر

دولايه

 

من و مليحه

دو پسر داريم

عرفان و ايثار

عرفان ساكت

ايثار شلوغ

عرفان باطن من است

ايثار ظاهر من

باطنم خودم را مي سوزاند

ظاهرم ديگران را!…

 

ضرب‌المثل

بعضی‌ها شعر ِعاشقانه می‌گویند

بعضی‌ها عاشقانه شعر می‌گویند

شاعر باید اهل درد باشد

من اما اهل رشتم

و سرم درد می‌کند!

لطفأ مراعات حال مردم را نگیرید.

 ۱۲ مرداد ۱۳۹۱

 


یک شعر از آزاد نوروزی

چرت جنگل پاره می‌شود

در گوش چپ بلوط‌ها

صدای زنگی می‌پیچد

کسی انگار نام جنگل را

بیخ گوش تبر زمزمه می‌کند

 


یک شعر از قاسم بحرانی

شاعر پير

 از جواني سرود

عصايش جوانه زد !!!

 
 یک شعر از محمد رضایی

مادربزرگم دارد مشق‌های شب‌اش را می‌نويسد

برادر كوچكم سبيل در آورده

مادرم برای برنامه آشپزی گريه می‌كند

و من هر روز

به دستور پدرم گم می‌شوم!

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در اشعار این شماره ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.