اشعار این شماره

شاعران این شماره: اکبر اکسیر، منصور خورشیدی، کروب رضایی، خیراله فرخی و حبیب شوکتی
_____________________

یک شعر از اکبر اکسیر

شرفنامه

از درياچه اروميه ننوشتيم ، خشك شد

خزر را ، درياي مازندران ، گرگان

كاسپين ، آبسكون نوشتيم

تقسيم بر پنج شد

حالا رسيده ايم به خليج فارس

لطفا به زبان انگليسي

به آنهايي كه عربي مي دانند بگوئيد :

اين آب ، نه خشك مي شود نه تقسيم

 !اين آب ، آب روي ماست


یک شعر از منصور خورشیدی

حضور ناگهان

فراسوی معناهای دور

کوهستان حس

خیمه بر

دستان تو می‌زند

وقتی گیسوان باد

میان طلوع مضطرب نور

پراکنده می‌شود

تا هوای بال

بهانه از بهار بگیرد

‫‫
یک شعر از کروب رضایی
والمرا69
در مزرعه بالا دست،
دست‌هایت
روی آن کوهپایه،
پاهایم،
به بار نشسته‌اند
مین‌ها،
سربازان همیشه بیدار
سال‌هاست زعفران می‌چینند
یک شعر ازخیراله فرخی

دوست داری کجای تن‌ام در برف بکشی

به شعرت بی‌آیم

دستی که از تو در آب می‌رود

یا چشمی که آب در تو می‌شود..

دوست داری از کجای برف مویی بکش‌ام

به چشم‌های‌ات

تا سورئال این رنگ

بکش‌اد دست‌هایی معلق

در اجسادی نجیب..

دوست داری کجای تن‌ات

عکس شعر من باش‌اد


یک شعر از حبیب شوکتی

برای: پرویز شاپور

عبید زاکانی

هنرمندان از حقوق بشر می‌گویند

چپی‌ها از حقوق کارگر

من طرهدار حقوق حیوانات هستم.

موش‌های محترم

لطفأ از خوردن گربه‌های ملوس

خودداری کنید!.

۲۵ مرداد ۱۳۹۱

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در اشعار این شماره ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.