لالایی – کلام یدالله رویایی- اجرای محمد نوری

 

سر خونه دلم لونه غمم یاد او نشسته -یاد تسمه و تفنگ قطار فشنگ مادیون خسته

سر سنگ چشمه ها توی دره ها جاده های باریک -در اون شبهای بارون چیک چیک نودون کوچه های تاریک

لالایی لای لالایی لای -بخواب نقل ونمکدون -بخواب غنچه زمستون

الان پشت شیشه ها روی چینه ها گربه بیداره -صدای پای فراری چرخ گاری پشت دیواره

لالایی لای لالایی لای -بابات گرم شکاره -برات سوغاتی میاره

کره اسب زرین طلا عروس صحرا پری بیابون -یال خونی شیرا روی شونه هاش افتاده پریشون

لالالا گل انار مانده یادگار از بابای پیرت -که یک شب به کوه و دشت رفت و برنگشت منو کرد اسیرت

براش مهتاب ایوون مرغ کوهستون گریه کردن از غم -رو طاق چکمه و شمشیر زین اسب پیر مونده غرق ماتم

لالایی لای لالایی لای -بخواب شاخه ی نیلوفر -بخواب ناز دل مادر

براش دستمال سفید از سر دستها پر گرفت و رقصید -آب زیر پل نالید سر نزد خورشید شب پره نخوابید

لالایی لای لالایی لای -بابات گرم شکاره -برات سوغاتی میاره -گره اسب زین طلا عروس صحرا پری بیابون

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در یادداشت‌های پراکنده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.