نگاهی از ایران به: یادداشت‌های شخصی

سلام آقای صبا
شما را از آنچه می‌شناختم که در ” این شماره با تأخیر یافت می‌شد، و پس از رفتن آقای الهی، از آنچه در جواب نوری‌علا نوشتید، و بعد باقی نوشته‌ها در ” رسانه “، به خصوص این آخری که در سه عکس  مجزا، خاطره‌ی الهی را نگه داشته‌اید. مطلب ” دو جلال ” و ” بیژن الهی ” را نرم و جاندار نوشتید، از آن دست که در ایران گم شده است، میان عنعنات کم‌خون و هیاهوهای بازار، خلط یاد و فراموشی، تاریخ و  روایت، آنقدر که زندگی درون یک صدف باور نکردنی‌ست.
آدرس شما را از مژده خانم و آقای نوکنده خواستم، که با اطلاع شما مرحمت کردند. تا خسته نباشید بگویم و ابراز شادمانی کنم از تصویر ماندگاری که از الهی به دست دادید.
تصویری منهای ” جلالت مآب ” و ” آواتار حق ” یا آن چه رؤیایی و نوری‌علا می‌خواستند. تصویری هرچند فلو، اما نزدیک و هوشمندانه.
زنده باشید و خسته نباشید من را بپذیرید.
اگر روزی بنویسید تمام آنچه به محوریت آن داروخانه‌تان گذشته، من کسی خواهم بود که بسیار خوشحال خواهم شد.
مدرسه و داروخانه‌ی شما از نقاط روایی تاریخ فرهنگ است.
—-

 مانا روانبد

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در یادداشت‌های شخصی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.