عنوان بی‌پایه‌ی‌ زبان تاجیکی

از این‌که قومی به‌خواهند در محدوده‌ی جغرافیایی‌ی خود به زبانی که علاقه‌مندِ تکلم به آن هستند صحبت کنند البته حق مسلم آن‌هاست و کسی نمی‌تواند از آن‌ها خرده بگیرد و یا آن‌ها را از این عمل باز بدارد، همان‌طور که هر ملتی می‌تواند در حوزه‌ی زندگی‌ی خود طبق قوانین مصوبه‌ی اکثریت و تا آن‌جا که ضد حقوق مسلم بشر نباشد زندگی نماید. من حتی اعتقاد دارم که مردم یک محدوده‌ی جغرافیایی می‌توانند برحسب خواست عادلانه و نه تحریک گروهی فرصت ‌طلب نوع حکومت‌اشان را نیز تعیین کنند و در صورت تمایل به شکل کشوری مستقل از کشوری که در آن قرار دارند به حیات سیاسی و اجتماعی‌خود ادامه دهند که این مهم البته می‌بایستی با تصویب آگاهانه‌ی مردم آن حوزه انجام شود، اما اگر مشتی فرصت‌طلب بخواهند با تکیه بر احساسات ملی مردم دست به عملی غیر معقول و نادرست بزنند هیچگاه مورد تأیید انسان‌ها وگروه‌ها و سازمان‌های طرف‌دار حقوق مردم نخواهد گرفت. من هیچ‌گاه بیاد ندارم که کسی زبانی را که استرالیایی‌ها به آن تکلم می‌کنند زبان استرالیایی بخوانند و یا همین‌طور در مورد زبان آمریکایی‌ها و کانادایی‌ها! چرا که چنین ادعایی بسیار احمقانه و بی‌پایه خواهد بود اگر چه که لهجه‌ی مردم این سرزمین‌ها بر اثر دور بودن از سرزمین مادری خود دارای بعضی ویژگی‌های متفاوت با انگیسی زبانان انگستان شده‌است که با کمی تأمل می‌توان علل زایش آن‌ها را دور از خانه‌ی اصلی دریافت! اما همه می‌دانیم زبان مردم استرالیا و آمریکا و کانادا انگلیسی‌ست.
مردم تاجیکستان که روزی بخشی از ایران بزرگ بودند و همیشه به‌زبان فارسی تکلم می‌کرده و می‌کنند و مانند ما ایرانیان به خاطر حفظ این زبان توانستند از گزند اجانب مصون بمانند به خوبی می‌دانند که تاجیک‌ها فارسی زبانند و با این زبان محاوره می‌کنند و به این زبان می‌نویسند و شعر می‌سرایند و به خاطر همین زبان فارسی است که بعد از رهایی از چنگال زورمداران کرملین رابطه‌ی فرهنگی‌ی نزدیکی با همزبانان ایرانی‌خود داشته‌اند. و حالا این سؤال پیش می‌آید که مجلس‌نشینان شهر دوشنبه به‌فکر دوختن چه کلاهی برای هم‌زبانان عزیزمان در تاجیکستان هستند که به ناگاه در صدد قلب یک واقعیت مسلم تاریخی، تصمیم می‌گیرند نام زبان رسمی‌ی آن کشور را از فارسی به تاجیکی تغییر دهند که البته با توجه به جریانات مشکوکی که در ایران سعی در جانشینی‌ی زبان عربی به جای فارسی دارند شیطنت‌هایی این‌گونه بسیار دور از انتظار نیست
.
برای آگاهی بیش‌تر در این مورد توجه‌تان را به مطلب ایران‌شناس متعهد و دلسوز آقای جلیل دوستخواه در سایت کانون پژوهشهای ايران شناختی جلب می‌کنم.
……………………………………………………………………….رسانه

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در گزارش ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.